از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes
kariz_001
kariz_002
kariz_003
kariz_004
kariz_005
kariz_006
kariz_007
kariz_008
kariz_009
kariz_010
kariz_011
kariz_012
kariz_013
kariz_014
 
kariz_015
kariz_016
 
kariz_017
 
kariz_018
kariz_019
kariz_020
kariz_021
kariz_022
kariz_023
kariz_024

†ɢα'§ : از هر دری سخنی

ℭoη†iηuê
۱۳٩۱/۱۱/٢۸ ٩:٢٤ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

چگونه زعفران بکاریم - jkmt.ir


†ɢα'§ : از هر دری سخنی

ℭoη†iηuê
۱۳٩۱/۱۱/٢۸ ٩:۱٧ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

 

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

اسم بازیش فکر بکر بود

با اینکه راهنمای بازی هم داشت ولی آخرشم نفهمیدیم چی بود بازیش !

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

 

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

جامدادی

فقط یه هفته درست ازش استفاده میکردیم !

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

 

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

 

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

زبل خان

از توی شلوارش همه چی در میاورد

گاهی اوقات یه خونه هم از توش در میاورد !

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

سلمونی های اون زمان از اینا استفاده میکردن

وقتی آرایشگر دست به کار میشد

موها رو میکند که اشکمون رو در میاورد

صدامونم در نمی اومد !

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

سگا !

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

از محصولات بچه های اون زمان با کاغذ

فشارش میدادیم میپرید جلو ذوق مرگ میشدیم !

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

قصه های مجید

مامان بزرگ هم چند وقت پیش فوت کرد

خدا رحمتش کنه

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

گاهی وقتا هم بچه ها درصد مارمولکِ خونِشون بالا میرفت

به این صورت تخلیه میکردن !

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

اسمارتیس

فقط هم این مدلشو دوس داشتیم !

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی

توپ شیطونک !

عکس های خنده دار و فوق العاده دوران کودکی


†ɢα'§ : گالری, یاد قدیما

ℭoη†iηuê
۱۳٩۱/۱۱/٢۳ ۳:٤٢ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

قدیما با سیم مفتولی حلقه درست می کردیم

فرو می بردیم تو محلول اب و ریکا

بعد تو حلقه فوت می کردیم

محصول می شد ی عالمه حبابی رنگی...


†ɢα'§ : یاد قدیما
۱۳٩۱/۱۱/٢۳ ۳:۳٠ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()


 بچه بودم یکی از سرگرمیام این بود که می رفتم تو حیاط!

کف حیاط...!!!

می گشتم دنبال مورچهتعجب

بعد با فندک جزغالشون می کردم...شیطان


†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩۱/۱۱/٢۳ ٢:٥۸ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 

آدمی را دیدم با سایه ی خود درد و دل میکرد..... !

چه رنجی میکشد او.......

وقتی هوا ابریست . . .

 


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۱/۱۱/٢۱ ٤:۳٠ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

چشمکواحدها نه پاس میشوند نه حذف ، بلکه از ترمی به ترم بعد منتقل میشوند!چشمک


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۱/۱۱/۱٩ ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

آخر ترم که میشه یادم میاد درس بخونم

نیم ساعت نمی‌گذره از خستگی وا می‌مونم

آخر ترم که می‌شه نمی‌دونم چیکار کنم

این همه جزوه و من دلم می‌خواد فرار کنم

آخر ترم که میشه به فکر چاپ جزوه‌ام

جزوه‌ها تموم بشن تازه به فکر نمره‌ام

آخر ترم که میشه مادرمون خوب میدونه

آخرترم شده‌ و شازده می‌خواد درس بخونه

آخر ترم که میشه آقا به فکر یاوره

همدم شبای او قوری و سماوره

آخر ترم که میشه می‌خوام سه شیفته بخونم

چندساعت که می‌خونم تا لنگ ظهر خواب می‌مونم

آخر ترم که میشه بریده می‌شه نفسم

این همه رفیق و من فکر می‌کنم که بی‌کسم

آخر ترم که میشه فکرم هزار راه میره

دست و پام شل می‌شن و چشام دیگه تار میره

 


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۱/۱۱/۱٩ ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

الهی!

باخاطری خسته، دل به جود و کرم تو بسته...

دست از پاچه خواری اساتید شسته

و در انتظار نمرات نشسته ام.

گر پاس شوند کریمی، پاس نشوند حکیمی.


نیفتم شاکرم، بیفتم صابرم که چاره ای ندارم جز اینکه بر همین درگاه بمانم و بخوانم و بخوانم.

الهی شهریه ها بالاست که می دانی و جیب ما خالی است که می بینی.
نه پای گریز از امتحان دارم و نه زبان ستیز با استاد...

اصلا الهی دانشجویی را چه شاید و از او چه باید؟

دستم بگیر که تو خدایی و درمانی و مرا همچو استاد نمی رانی...


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۱/۱۱/۱٩ ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

به آسمان نگاه کنید، زلزله ها از آسمان می آیند
مدتی است که با یک تکنولوژی استثنائی به اسم "هارپ" آشنا شده ام و در پیامد این آشنایی تمام اینترنت را برای منابع ایرانی در مورد این موضوع گشتم، اما به نتیجه ی خاصی نرسیدم. اگر شما در گوگل "HAARP" را جستجو کنید به هزاران هزار وب سایت برخورد خواهید کرد که در مورد HAARP نوشته اند... اما همه ی آنها به انگلیسی هستند. نهایتا ایرانی های عزیزی که با زبان انگلیسی آشنایی ندارند در مورد این مسئله ی حساس خبری نخواهند داشت، و ندانستن به این معنی است که از طریق هارپ هر آسیب و بلایی که دلشان می خواهند سر مردم دنیا بیاورند، و در اخبار ها و روزنامه ها به عنوان "پدیده های طبیعی" تقدیم مردم کنند و مطمئنا کسی که در مورد هارپ چیزی نمی داند خام این حرف ها خواهد شد.

حوادث طبیعی در طول میلیون ها سال طبیعی بوده اند بغیر از ده های اخیر که این حوادث برخی طبیعی و برخی دیگر از طریق تکنولوژی های پیشرفته تولید و به جان و مال مردم لطمه میزنند.

این حوادث ظاهراً طبیعی که غیر طبیعی تولید میشوند (مثل زلزله، طوفان ها، خشکسالی ها و سیل های بی شاخ و دم) را امروزه از طریق فرستادن ماکرو ویو (microwave) از ماهواره ها و پروژه های هارپ بوجود می آورند. قابل گفتن است که زلزله را نیز میتوان از طریق انفجار بمب اتمی در چاهای عمیق نیز تولید کرد.

من به عنوان شخصی که با تحقیق هایم به دنبال حقیقت های پوشیده هستم، وظیفه ی خود می دانم که جواب هایی را که پس از مطالعه در این مورد به دست آورده ام را به زبان فارسی، همراه با عکس و فیلم در اختیار ایرانیان بگذارم


†ɢα'§ : از هر دری سخنی

ℭoη†iηuê
۱۳٩۱/۱۱/۱۸ ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

همزبون خوب من یه ماهی قشنگ بود

ولی امروز می دونم دلش همیشه تنگ بود

ماهی تنگ بلور سنگ صبور من بود

زندون تنگ ماهی تنگ بلور من بود

Avazak_ir-Beauty102.jpg

چشاش یه حرفی می زد

انگار یه چیزی کم داشت

اون پولک های روشن

رنگ غبار غم داشت

با سر به شیشه می زد

دور خودش می چرخید

گم می شد اشکاش تو آب

چشمای من نمی دید

وای که نمی دونستم

تاب قفس نداره

یه روز رفتم سراغش

دیدم نفس نداره

براش گریه می کردم

ولی چشماش نمی دید

انگار تو اون لحظه ها

خواب دریا رو می دید

انگار می گفت که ماهی

توی دریا قشنگه

ماهی تنگ بلور

یه ماهی دلتنگه


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۱/۱۱/۱٧ ٥:٠۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

صحنه:

دانشجودر حال اس ام اس دادن

استاد در حال درس دادن

استاد خطاب به دانشجو مذکور: خانم مهندس؟؟؟

دانشجو که در حال اس ام دادن اصلا توجه نمیکنه!!!

سایر دانشجوها خطاب به دانشجو مذکور: استاد با شماست!

دانشجوی مذکور: بله استاد ! بامنی خاتم مهندس؟ ببخشید من فکر کردم منظورتون با یکی دیگست...

استاد: مگه مهندس نیستی؟

دانشجو: نه دانشجوییم!

استاد: رشتت چیه؟

دانشجو: کامپیوتر نرم افزار

استاد: خب مهندسی دیگه! ما از الان بهت می گیم مهندس!حالا مهندس هستی یا نیستی؟؟؟

دانشجو در حالی که ذوق مرگ شده بود از این که استاد بهش گفته بود مهندس با لبخند گفت: بله استاد مهندسیم

استاد: حالا که مهندسی بفرمایید بیرون کلاس به حضور شما احتیاجی نداره...!!!!!

دانشجوبهت زده: استاد...!!!؟؟؟

استاد: حرف نباشه ! بیرون...

-------------------------------------------------------------------------

نکته ی اخلاقی : قدیما دانشجو ها شیطونی می کردن استادا ی راست دانشجو را به بیرون هدایت می کردن

امروز اگه دانشجو شیطونی کنه اول توسط استاد مورد ترور شخصیتی قرار میگیره بعد که مضحکه عام و خاص قرار گرفت به بیرون هدایت میشه!!!


†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩۱/۱۱/۱٧ ٤:۱۸ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 هوراهورا

هورا

بعد از تجربه ی ان صفر شیرین میان ترم سه هفته بیش تر تا امتحان ترم نمانده بود که عزممان را در راستای بهبود وضعیت جزم کردیم

طوری که جای رویا های شیرین شبانه خواب ماتریسی را می دیدیم که باید رنکینگ و کرنلش را بررسی می کردیم و قبل از ان برداری بودن فضارا در نظر می گرفتیم و اینکه صفر فضا را شامل می شود یا خیر!

وابسته خطیست یا مستقل خطی؟

ویا اینکه ایا می شود ان را به صورت ترکیببی خطی نوشت و برای ان زیر فضا نوشت یا خیر و ...

خلاصه اینطور شد که سر از کتاب جبر خطی تام اپوستل و هافمن دراوردیم

و در اندک زمان باقی صفر را به پانزده مبدل کردیم!

                                                                                                      هورا

                                                                                           هوراهورا


†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩۱/۱۱/۱٧ ۳:٤۳ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

بندگان خاص خداوند رحمان کسانی هستند که ارام و بی تکبر بر زمین راه می روند

وهنگامی که جاهلان انها را مخاطب سازند به انها سلام می گویند و با بزرگواری می گذرند.

کسانی که شبانگاه برای پروردگارشان سجده و قیام می کنند

و کسانی که می گویند پروردگارا عذاب جهنم را از ما بر طرف گردان

که عذابش سخت و پر دوام است.

و کسانی که هر گاه انفاق می کنند نه اسراف و زیاده روی دارند و نه سخت گیری می نمایند بلکه در میان این دو حد اعتدالی دارند.

و کسانی که معبود دیگری را با خداوند نمی خوانند.

و انسانی را که خداوند خونش را حرام شمرده بجز حق نمی کشند و زنا نمی کنند.


†ɢα'§ : عشق فقط خدا
۱۳٩۱/۱۱/۱٢ ٤:٠۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

راستش این درس جزو واحد های درسیم هست

من هیچ شناختی ازش نداشتم

نمیدونستم ترم بعد بر دارم یا نه!

با خودم گفتم به عنوان مهمان برم سر کلاس تا دستم بیاد چی به چیه...

رفتم

استاد اومد: سلام سلام سلام

ی نگاه به حضار انداخت

تا چشمش به من افتاد گفت: شما مهمان هستید؟

گفتم : بله

گفت : چه رشته ای؟

گفتم: مهندسی صنایع

گفت: پس من چرا شما را تا حالا ندیدم؟ ( اخه استاد با حفظ سمت مدیر گروه صنایع هم هستن)

گفتم: منم تا حالا شما را ندیدم!!!

گفت : اوکی

کتش دراورد رفت پا تخته ی مثال بنویسه که حل کنه...

همین طور که داشت می نوشت به یکی از دانشجو ها گفت: اون فیلمی که بهت گفتم دیدی؟

دانشجو: بله خیلی با حال بود....

بعد بحث رو چند تا از سکانس های فیلم

دانشجو: استاد اون بازی که بهتون گفتم دانلود کردید؟

استاد: اره ولی هنوز وقت نکردم بازی کنم...

و در ادامه: ی سایتی هست به نام تد توش سخرانی های خوبی داره وقت کردی به اونم سر بزن جالبه...

راستی بچه ها دیشب تو اینترنت ی مطلب دیدم خیلی جالب بود!

ی سری سوالا هست که بچه ها (کودکان) بهش جواب درست میدن...

ذهنتونا به کودکان نزدیک کنید! تا می تونید از اونا ایده بگیرید...

حالا مثلا فکر می کنید سوال اولش چی بود؟!

چرا صندوق پست زرد است؟!

جواب: چون بهش میاد!

سوال دوم: چرا یخچال سفید است؟!

جواب:بالاخره باید ی فرقی با صندوق پست داشته باشه دیگه!

سوال سوم: اگه ی فیل بره بالا درخت چی می شه؟

جواب: ی فیل از فیلای روی زمین کم میشه!

سوال چهارم: اگه بخوای ی زرافه را بزاری تو یخچال چی کاری می کنی؟...

یکی از دانشجو ها هم که فکر می کرد خدای هوش تند تند داشت به سوالات استاد جواب میداد و منتظر تایید استاد بود

استاد که نگاش افتاد به من(ی نگای معنی دار بهش کردم)

استاد: اره دیگه ی مشت ازین سوالای چرت و پرت...

بعد کتشو تنش کرد و گفت: ببخشید بچه ها من امروز ی جلسه ی مهم دارم

این مثالم جلسه بعد براتون حل می کنم!!!

بعد گفت: تا می تونید بازی کنید

بیشتر با بچه ها

این به خلاقیتتون کمک می کنه

کتاب های خلاقیت هم هست هرکی خواست بیاد پیش من بهش بگم چی بخونه

خداحافظ.

با خودم گفتم:نمردیم معنی اقتصاد مهندسی هم فهمیدیم!!!

----------------------------------------------------------------------------------------------------

نکات قابل توجه:

1/یکی از دانشجوها وسط نطق استاد از من خودکار می خواست یادداشت برداره...!!!

2/این مطلب که استاد داشت امروز سر کلاس می گفت 4 یا 5 سال پیش  شنیده بودم از قیافه بچه ها هم معلوم بود قبلا جایی شنیده بودن

و تنها کسی که براش تازگی داشت خود استاد بود!


†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩۱/۱۱/۱٢ ۳:٥٧ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

http://www.img.3eke.ir/albums/Admin/10002/normal_baby22.jpg


†ɢα'§ : دست نوشت

ℭoη†iηuê
۱۳٩۱/۱۱/۱٢ ۳:٤٩ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

جلسه اخر درست روز امتحان اولین باری بود که استاد درس مربوطه را می دیدم

همین قدر می دونستم که ساعت 2:30 امتحان جوشکاری دارم(عملی)

داشتم می رفتم سر جلسه

گوشیم زنگ خورد

سلام کجایی؟

سلام دارم میام

میدونستی امروز امتحان کتبی هم هست؟

نه کی گفته؟ قرار نبود...!!!

چه میدونم بچه ها میگن...

غلط کردن! ...

رسیدیم دیدیم استاد انگار سر یکی از کلاساش که اکثر بچه های جوشکاری هم بودن تاریخ امتحانا عوض کرده

تو دلم هرچی فش بلد بودم بهش دادم

چاره ای نداشتم جز تقلب!

بدشانسی جزوه هم همرام نبود

خوشبختانه جور شد

اما منو چه به تقلب!

استاد اومد

من:استاد ما امادگی امتحان کتبی نداریم قرار بود امتحان فردا باشه!

استاد: شما شاگرد من هستید؟

من: بله

استاد: ولی من تا حالا شما را ندیدم این اولین باره تا حالا کجا بودی؟؟؟

من: منم تا حالا شما را ندیدم ! سر همه کلاس ها هم حاضر بودم! شما کجا بودی؟؟؟

(قابل توجه: استاد هیچ وقت خودش سر کلاس نمیومد و یکی دیگه را  جای خودش میفرستاد!!!)

استاد: شما 4شنبه امتحان بده با گروه مکانیک

من: باشه

دست بر قضا بچه های مکانیک همه اومده بودن با ما امتحان بدن که 4شنبه برن فرجه نیان

استادم دید واسش نمی صرفه واسه من ی نفر پاشه بیاد دانشگاه گفت اشکال نداره شما هم بشین امتحان بده!

منم حرف گوش کنَ!

استاد همه ی تلاش خودشو کرد نبینه من دارم تقلب می کنم...

روم نمی شد برگمو بهش بدم

اخه برگم از برگه اونایی که میدونستن امروز امتحان داریم پروپیمون تر بود!

مفت مفت شدم بیست!

نوش جونم!


†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩۱/۱۱/۱٢ ۳:۱٥ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ساعت

ساعت دلتنگی

نقاشی با مدادای رنگی

یاد عکس و خاطره های رنگی

انگار منتظر ی زنگی

ساعت

ساعت تنهایی

فرو رفتن تو ارزو های رویایی

انگار داره میاد ی صدایی

که در بیاره تو را ازین تنهایی

ساعت

ساعت رسیدن

سلام علیک و حال همو پرسیدن

نوشیدن چای و گپ زدن

بعدش راجب کار و بار خرف زدن

ساعت

ساعت زندگی

زسیدن

تنهایی

دلتنگی

اگه فکر می کنی خیلی زرنگی

خوب استفاده کن از این ساعت های رنگی.

 

http://www.parsj.org/wp-content/uploads/2012/07/bv4n2tfbkjfjbvnp2fsv.jpg

†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩۱/۱۱/۸ ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§