از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

یکی از پرکاربرد ترین روش هایی که در صفحات وب و از جمله در وبلاگ ها و وبسایت ها برای به اشتراک گذاری فایل ها، کلیپ ها، مجموعه تصاویر، کتابهای الکترونیکی و... مورد استفاده قرار می گیرد، درج لینک جهت دانلود است، اگرچه شاید برخی گمان کنند این کار، ساده و آسان به نظر می رسد، اما در واقع در عین سادگی ممکن است با چند اشتباه کوچک، فایل به درستی از سایت یا وبلاگ شما، قابل دریافت نباشد، از این رو در این آموزش می خواهیم به طور مختصر و مفید، نحوه فشرده سازی، آپلود و درج لینک جهت دانلود را آموزش دهیم، به امید اینکه مفید واقع شود.


†ɢα'§ : کامپیوتر به سبک شازده

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۱۱/۳٠ ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ماهیمون هی می خواست یه چیزی بهم بگه
تا دهنشو وا می کرد اب می رفت تو دهنش نمی تونست بگه.
دست کردم تو اکواریوم درش اوردم شروع کرد از خوشحالی بالا پایین پریدن
دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو
اینقده بالا پایین پرید خسته شد خوابید,دیدم بهترین موقع تا خوابه دوباره بندازمش تو اب ولی الان چند ساعته بیدار نشده...
یعنی فکر کنم بیدار شده دیده انداختمش اون تو قهر کرده خودشو زده به خواب..
این داستان رفتار بعضی از ادم هایی ست که کنارمونند,دوستشون داریم و
دوستمون دارند ولی مارو نمی فهمند و فقط تو دنیای خودشون دارند بهترین رفتار را با ما می کنند...


†ɢα'§ : داستانک
۱۳٩٢/۱۱/٢٩ ٥:۳۳ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

بعد از نمازِ ظهر بود که مادر بزرگ، داشت از مسجد برمیگشت به طرف خونه …

در همین حال نوه اش از راه رسید و با کنایه بهش گفت :

مامان بزرگ امروز ، حاج آقا براتون چی گفت ؟!

مادر بزرگ مدتی فکر کرد و سرش رو تکون داد و گفت :

عزیزم ، اصلا یک کلمه اش رو هم نمیتونم به یاد بیارم !!!

نوه پوزخندی زد و بهش گفت :

تو که چیزی یادت نمیاد ، واسه چی هر روز میری مسجد ؟!!

مادر بزرگ تبسمی بر لبانش نقش بست.

خم شد سبد نخ و کامواش رو خالی کرد و داد دست نوه و گفت :

عزیزم ممکنه بری اینو از حوض پر آب کنی و برام بیاری ؟!

نوه با تعجب پرسید : تو این سبد ؟ غیر ممکنه با این همه شکاف و درز داخل سبد آبی توش بمونه !!!

مادر بزرگ در حالی که تبسم بر لبانش بود اصرار کرد : لطفا این کار رو انجام بده عزیزم

دخترک غرولند کنان و در حالی که مادربزرگش رو تمسخر میکرد سبد رو برداشت و رفت ، اما چند لحظه بعد ، برگشت و با لحن پیروزمندانه ای گفت :
من میدونستم که امکان پذیر نیست ، ببین حتی یه قطره آب هم ته سبد نمونده !

مادر بزرگ سبد رو از دست نوه اش گرفت و با دقت زیادی وارسیش کرد گفت :

آره، راست میگی اصلا آبی توش نیست اما بنظر میرسه سبده تمیزتر شده ، یه نیگاه بنداز …!


†ɢα'§ : داستانک
۱۳٩٢/۱۱/٢٩ ٥:٢٧ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

در روزگارى که بستنى با شکلات به گرانى امروز نبود، پسر ١٠ ساله‌اى وارد قهوه فروشى هتلى شد و پشت میزى نشست. خدمتکار براى سفارش گرفتن سراغش رفت.

- پسر پرسید: بستنى با شکلات چند است؟

- خدمتکار گفت: ۵٠ سنت
پسر کوچک دستش را در جیبش کرد، تمام پول خردهایش را در آورد و شمرد. بعد پرسید:
- بستنى خالى چند است؟
خدمتکار با توجه به این که تمام میزها پر شده بود و عده‌اى بیرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن میز ایستاده بودند، با بی‌حوصلگى گفت:
- ٣۵ سنت
- پسر دوباره سکه‌هایش را شمرد و گفت:
- براى من یک بستنى بیاورید.
خدمتکار یک بستنى آورد و صورت‌حساب را نیز روى میز گذاشت و رفت. پسر بستنى را تمام کرد، صورت‌حساب را برداشت و پولش را به صندوق‌دار پرداخت کرد و رفت. هنگامى که خدمتکار براى تمیز کردن میز رفت، گریه‌اش گرفت. پسر بچه روى میز در کنار بشقاب خالى، ١۵ سنت براى او انعام گذاشته بود.

یعنى او با پول‌هایش می‌توانست بستنى با شکلات بخورد امّا چون پولى براى انعام دادن برایش باقى نمی‌ماند، این کار را نکرده بود و بستنى خالى خورده بود.


†ɢα'§ : داستانک
۱۳٩٢/۱۱/٢٩ ٥:٢٦ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذی به طرف بقال دراز کرد و گفت: «مامانم گفته چیزایی که در این لیست نوشته بهم بدی، اینم پولش.»
بقال کاغذ رو گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه داد. بعد لبخندی زد و گفت: «چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش می‌دی، می‌تونی یک مشت شکلات به عنوان جایزه برداری.»
ولی دختر کوچولو از جای خودش تکان نخورد. مرد بقال که احساس کرد دختر بچه برای برداشتن شکلات‌ها خجالت می‌کشد، گفت: «دخترم! خجالت نکش، بیا جلو خودت شکلات‌هاتو بردار.»
دخترک پاسخ داد: «عمو! نمی‌خوام خودم شکلاتها رو بردارم، نمی‌شه شما بهم بدین؟»
بقال با تعجب پرسید: «چرا دخترم؟ مگه چه فرقی می‌کنه؟»
دخترک با خنده ای کودکانه گفت: «آخه مشت شما از مشت من بزرگتره!»
خیلی از ما آدم بزرگا هم ، حواسمون نیست و فراموش میکنیم که
مشت خدا از مشت آدمها و وابستگی‌های اطرافمون بزرگتره.

حسبناالله ونعم الوکیل نعم المولی ونعم النصیر

خداوند بلند مرتبه مرا کفایت میکند او وکیل و روزی دهنده من است .


†ɢα'§ : داستانک
۱۳٩٢/۱۱/٢٩ ٥:٢٠ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

عالمی در میان مردم محبوبیت زیادی داشت، همه مسحور گفته هایش می شدند. همه، به جز اسحاق، که همیشه با تفسیرهای او مخالفت می کرد و اشتباهات او را به یادش می آورد. بقیه از اسحاق به خشم می آمدند، اما کاری از دستشان بر نمی آمد.

روزی اسحاق درگذشت. در مراسم خاکسپاری، مردم متوجه شدند که مرد عالم به شدت اندوهگین است.

یکی پرسید: «چرا این قدر ناراحتید؟ او که همیشه از شما انتقاد می کرد!»

مرد عالم پاسخ داد: «من برای دوستی که اینک در بهشت است، ناراحت نیستم. من برای خودم ناراحتم. وقتی همه به من احترام می گذاشتند، او با من مبارزه می کرد و مجبور بودم پیشرفت کنم. حالا رفته، شاید از رشد باز بمانم.»


†ɢα'§ : داستانک
۱۳٩٢/۱۱/٢٩ ٥:۱٦ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

مورد داشتیم دختره با ۱۲۰کیلو وزن توی قسمت علایق زده :ورزشهای رزمی!
یاد پاندای کونگ فو کار افتادم....


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/٢٩ ٩:٤۳ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

انقد که صدا سیما شبکه "نسیم" آزمایش کرد،

مرحوم زکریای رازی واسه کشف "الکل" آزمایش نکرد ،

اگه همین وقتو رو علم شیمیمیذاشتن،

میتونستن ی عنصرجدید به اسم "نسیمیوم" به جدول تناوبی اضافه کنن.
والا...


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/٢۸ ٤:٢٩ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

مورد داشتیم به رولت خامه ایی گفته کیک حلقه ایی


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/٢۸ ٤:٢۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

وام مسکن واسه زن و شوهرا شده پنجاه میلیون تومن ...
نشستم حساب کردم دیدم اگه یه خونه ۶۰ متری بخوام بخرم ؛

.
.
.

باید ۴ تا زن بگیرم!! :)))


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/٢۸ ٤:۱۸ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

اس ام اس است دیگر!
-
-
-
گاهی دلش میخاهد سرکاری باشد...


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/٢۸ ٤:۱٠ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

دستی بر برگه و دستی بر خودکار
دستی دگر کجا تا خاکی به سر کنم....
زمزمه دانشجو ها سر جلسه امتحان @-@


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/٢٧ ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

حـــالا بمـــاند که میگن برگه امتحانا سفید نزارید ولی دیگه شعر اتل منل توتوله ننویسید بابا استاد شما هم یه سطح شعوری داره.......


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/٢٧ ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

یکی از معایب دوتا امتحان در روز داشتن اینکه باید کف دست چپتو بینشون تقسیم کنی...


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/٢٧ ۱۱:۱۳ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

بعضیا هم اینقد تقلب مینویسن که باید یه فهرست مطالبم کف دستشون بنویسن چشمک


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/٢٧ ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

با استاد ادبیاتمون صحبت کرده بودیم که تو امتحان چن نمره سوالای تستی هم بیاره
رفتیم سر جلسه هر چی دنبال گزینه های سوالای تستی میگردیم پیدا نمیشن ...
من : استاد ... پس گزینه ها کجان ؟؟؟
استاد : گزینه ها روی میز است . ^_^
آخه اینم استاده که ما داریم ؟؟!!!!
والااااا با این گزینه هاشون .....


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/٢٧ ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

یــعــنــی ســرعـتــی کــه دانــشــجــویــان ایــرانـــی تــو تــقــلــب کــردن و
تــقــلــب نــوشــتـــنــو مــوقـــعــیـــت مــراقـــب رو حــدس زدن و بــه حــالــت
اولــیــه بـرگـشتن و.... دارنـــــ رو بــایــد تـــو گــیــنـــس ثــبـــت کـــرد ...
والــــا .... حــیـــفـــــن آخـــه .... :)
بـــه ســرعــت نــور گــفــتـــن مــیـــگ مــیـــگ !!!! .....


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/٢٧ ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

امتحان داشتیم همه سوالا تستی بودش
همه سوالارو جواب دادم تموم شد
رفیقم از پشت سر هی پیس پیس میکنه ، میگم چیه ؟
میگه سوال 7 و 16 رو نزدی !!!
...
چی میشه گفت ؟
آخه من خودم ندیدم تو چطور برگه منو دیدی ؟
تازه بعد امتحان هم ازش عدر خواهی کردم .


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/٢٧ ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

یکی از دو راهی های سخت زندگی وقتیه که!

بعد از یه امتحان نمی دونی جزوه رو پرت کنی بیرون یا نگهش داری برا ترم بعد! :|


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/٢٧ ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

استاد است دیگر گاهی دوست دارد بعد از انتخاب واحد نمره هارو درسایت بگذارد.


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/٢٧ ٧:۳۸ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

هنگام اعطای مدال توسط شاه به تختی:
هرچه دوستش به او گفت:غلامرضا خم شو، فایده ای نداشت
بعد از مراسم ازش پرسیدن، چرا خم نشدی برایت دردسر میشود، او شاه مملکت است......گفت :هر که میخواهد باشد تختی فقط برای بوسیدن دست مادرش خم میشود


†ɢα'§ : داستانک
۱۳٩٢/۱۱/٢٧ ٧:۳٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

زمانیکه مردی در حال پولیش کردن اتوموبیل جدیدش بود کودک 4 ساله اش تکه سنگی را بداشت و بر روی بدنه اتومبیل خطوطی را انداخت.
مرد آنچنان عصبانی شد که دست پسرش را در دست گرفت و چند بار محکم پشت دست او زد بدون انکه به دلیل خشم متوجه شده باشد که با آچار پسرش را تنبیه نموده
در بیمارستان به سبب شکستگی های فراوان چهار انشگت دست پسر قطع شد
وقتی که پسر چشمان اندوهناک پدرش را دید از او پرسید

"پدر کی انگشتهای من در خواهند آمد"
آن مرد آنقدر مغموم بود که هچی نتوانست بگوید به سمت اتوبیل برگشت وچندین باربا لگدبه آن زد
حیران و سرگردان از عمل خویش روبروی اتومبیل نشسته بود و به خطوطی که پسرش روی آن انداخته بود نگاه می کرد . او نوشته بود " دوستت دارم پدر"
روز بعد آن مرد خودکشی کرد
خشم و عشق حد و مرزی ندارنددومی ( عشق) را انتخاب کنید تا زندکی دوست داشتنی داشته باشید و این را به یاد داشته باشیدکه اشیاء برای استفاد شدن و انسانها برای دوست داشتن می باشند
در حالیک امروزه از انسانها استفاده می شود و اشیاء دوست داشته می شوند.
همواره در ذهن داشته باشید که: اشیاء برای استفاد شدن و انسانها برای دوست داشتن می باشند
مراقب افکارتان باشید که تبدیل به گفتارتان میشوند
مراقب گفتارتان باشید که تبدیل به رفتار تان می شود
مراقب رفتار تان باشیدکه تبدیل به عادت می شود
مراقب عادات خود باشیدشخصیت شما می شود
مراقب شخصیت خود باشیدکه سرنوشت شما می شود


†ɢα'§ : داستانک
۱۳٩٢/۱۱/٢٧ ٧:۳۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

یه روز رفته بودم خیارشور بگیرم وقتی وارد مغازه شدم گفتم آقا نیم کیلو خیارشور بده.
برام نیم کیلو کشید داد بهم یه نگا به خیارشورا کردم گفتم ببخشید میشه یه کیلوش کنی !
گفت: شما گفتی نیم کیلو حالا میگی یک کیلو .گفتم:ببخشید حواسم نبود !
آقا یه کیلو را برامون کشید من دوباره یه نگا به خیارشورا انداختم گفتم ببخشید میشه ۱,۵ کیلو بدین !
گفت:حالت خوبه؟ ، شما که همین الان گفتی ۱ کیلو بده .گفتم :ببخشید دیگه تکرار نمیشه !
حالا همه اینا به کنار بعد ۲ ساعت دست کردم تو جیبم دیدم پولم اندازه نیم کیلو خیارشوره بهش گفتم من اندازه نیم کیلو خیار شور پول دارم یه لحظه بهم نگاه کرد و بعد هر دو دویدیم !
روزگاری شده ها ، اصن یارو دیوانه بود :|


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/٢٧ ۱:٠٧ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

زندگی پاکیزه هنگامی به دست خواهد آمد که انسان دل خود را با یاد خدا زنده نگه دارد تا به کمک آن بتواند با همه جاذبه های بدی و فساد مبارزه کند و دست شیطان های درونی و برونی را از سر خود کوتاه کند. توفیق این ذکر و حضور همیشگی، فقط به برکت نماز به دست می آید. «نماز در حقیقت، پشتوانه استوار و ذخیره تمام نشدنی است که آدمی را در مبارزه با شیطان نفس که همواره او را به پستی و زبونی می کشاند و شیطان های قدرت که با زر و زور و تزویر او را وادار به ذلت و تسلیم می کند، یاری می رساند و محکم ترین و کارسازترین وسیله ای است که انسان های در آغاز راه رابطه خود را با خدا با آن استوار می کنند و برجسته ترین اولیای خدا نیز بهشت خلوت انس خود با محبوب را در آن می جویند».

بدین ترتیب، لازم است برای روبه رو شدن با سردرگمی های زندگی و پیش گیری از انحراف های اخلاقی و رفتاری خود و افراد خانواده به ویژه فرزندان، از این سرچشمه رحمت الهی جام برداریم؛ زیرا فرزندان، امانتی الهی هستند که به پدر و مادر سپرده شده اند. قلب آنها در کودکی و نوجوانی پاک، ساده و بی پیرایه است، آن چنان که پذیرای هر نقش و روکننده به هر سو هستند. پس چه بهتر که از همان آغاز، نقش نماز را در دل و جان فرزند پدید آوریم و بدین گونه او را از گزند شیطان باز بداریم.

امام سجاد علیه السلام می فرماید:

حق فرزند بر تو این است که بدانی وجود او از توست و بد و خوب او در این دنیا به تو ارتباط دارد و بدانی که در سرپرستی او مسئولیت داری و مسئول تربیت او هستی و او را به خداوند بزرگ راهنمایی کنی.

و چه عملی نیکوتر از نماز که می تواند فرزندانمان را به سوی خدا راهنمایی کند و دل آنها را پیش از آنکه شیطان برباید، در کف خدا نهد.


†ɢα'§ : زندگی به سبک اسلام

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۱۱/٢٦ ٥:٤٧ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

حتما شما هم هنگامی که می خواهید USB خود را از سیستم جدا کنید روی گزینه ی Safely Remove Hardware کلیک می کنید اما تا به حال شده که از خود بپرسید آیا واقعا انجام چنین کاری نیاز است ؟ بد نیست بدانید می شود بدون انجام چنین کاری هم به طور امن USB را از دستگاه جدا کرد .

در واقع باید گفت که در تنظیمات پیش فرض ویندوز این عمل روی حالتی تنظیم شده است که بدون انتخاب این گزینه باز هم USB به طور ایمن از سیستم جدا می شود اما این کار علاوه بر اینکه ضریب امنیتی محافظت از اطلاعات را بالا می برد ، احتمال از دست دادن اطلاعات را هم تا حد بسیار زیادی کاهش می دهد .

اما باز هم برای اینکه مطمئن شوید می توانید به قسمت تنظیمات دستگاه رفته و مراحل زیر را دنبال کنید .

برای رفتن به قسمت Device Manager سیستم خود می توانید در منوی استارت ویندوز عبارت Device Manager را تایپ کرده و کلید Enter را زده تا به آن قسمت بروید . ( همچنین می توانید روی My Computer راست کلیک کرده و بعد از انتخاب Manage به قسمت Device Manager بروید )

۱

در آن قسمت Disk Drives را باز کرده و روی device مورد نظر کلیک راست کرده و گزینه ی Properties‌ را بزنید .

۲

از منوی باز شده تب policies را انتخاب کرده و یکی از گزینه ها را انتخاب کنید . اگر گزینه ی اول که همان گزینه ی پیش فرض ویندوز هم هست را انتخاب کنید دیگر نیازی به کلیک کردن بر روی آیکون Safely Remove Hardware نیست البته در نظر داشته باشید بهتر است این کار را انجام دهید. ویندوز این حالت پیش فرض را برای افرادی قرار داده است که یا فراموش می کنند روی آیکون جدا کردن امن کلیک کنند یا اینکه از این موضوع اطلاعی ندارند .

۳

یکی از آسیب هایی که ممکن است هنگام جدا کردن USB از دستگاه پیش بیاید این است که اگر در آن لحظه سیستم در حال رایت اطلاعات بر روی USB باشد و شما USB را از دستگاه جدا کنید ممکن است اطلاعات شما از بین برود . در این مورد فرقی نمی کند که شما کدام گزینه را انتخاب کرده باشید در هر دوحالت ممکن است این اتفاق بیافتد . در بعضی از USB ها هنگامی که آنها در حال پردازش اطلاعات هستند یک چراغ چشمک زن بر روی آنها شما را از درگیر بودن آن آگاه می کند اما در دستگاه هایی که این ویژگی را ندارند بهترین کار این است که از همان گزینه ی Safely Remove Hardware استفاده کنید . در این حالت اگر برنامه ی باز یا در حال پردازشی وجود داشته باشد بعد از اتمام آن سیستم اجازه ی جدا کردن دستگاه را می دهد و این جلوی آسیب ها را می گیرد .

در حالت بعدی اگر شما گزینه ی دوم یعنی Better Performance را انتخاب کنید ، به جای اینکه اطلاعات مستقیما در USB نوشته شوند توسط ویندوز گرفته می شوند . این ویژگی باعث بهبود عملکرد دستگاه می شود. در این حالت و اگر ذخیره ی اطلاعات هم فعال باشد اگر شما هنگام تبادل اطلاعات دستگاه را جدا کنید اطلاعات بر روی سیستم شما ذخیره شده اند و شما هیچ چیز را از دست نخواهید داد .

پس نتیجه می گیریم که بهترین کار این است که روی همان ایکون امن کلیک کرده تا جلوی هر آسیبی را بگیریم. برای این کار می توان در قسمت درایوهای کامپیوتر هم روی درایو مورد نظر راست کلیک کرده و گزینه ی Eject را بزنید . این حالت هم همان کار جدا کردن امن را می کند .

این ویژگی ها فقط مختص سیستم عامل ویندوز نیستند و در سیستم عامل های لینوکس و مک هم وجود دارند .


†ɢα'§ : کامپیوتر به سبک شازده
۱۳٩٢/۱۱/٢٦ ٤:۳٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

سلامتی همه باباهایی که:

با "کدوم گوری هستی تا این موقع شب؟

" میخوان بگن : عزیزم نگرانتم چرا دیر کردی؟


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱۱/٢٥ ٩:۱٥ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

عجله داشتم ؛
تند تند راه میرفتم ،
محکم به چیزی خوردم ...
آدم بود !
منتظر بودم بگوید : کوری !؟
دستش را به طرفم دراز کرد ؛
با من دست داد ...

انسان بود ... !!!


†ɢα'§ : داستانک
۱۳٩٢/۱۱/٢٥ ۸:٤۸ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 نمی‌دونم چرا ما هِی اصرار داریم به شیطانی سجده کنیم که آدم حسابمون نکرد…!


سراغ جعبه‌ی ماشین ظرفشویی‌ای که تازه خریدی می‌روی و دنبال کاتالوگ و دفترچه‌ی راهنمای استفاده از آن می‌گردی. می‌خواهی ببینی کدام دکمه دستگاه را روشن می‌کند؛ پودر ظرفشویی را کجا و چه مقدار بریزی؛ چقدر وقت نیاز است تا دستگاه روشن باشد؛ کدام دکمه دستگاه را از کار می‌اندازد و…
اگر همه‌ی این‌ها را به‌دقت رعایت کنی می‌توانی انتظار داشته باشی که دستگاه عمر مفید خود را داشته باشد و شما مدام مجبور نباشید دنبال تعمیرکار بگردید.
این یک امر طبیعی در زندگی روزمره‌ی همه‌ی ماست و همه‌مان قبول داریم که برای هر چیز و هر کاری، از لوازم خانگی گرفته تا حتی در مورد درمان بیماری انسان باید به دنبال متخصصش برویم، اما نمی‌دانم چرا پای «انسان» که به‌میان می‌آید، یادمان می‌رود که با این همه پیچیدگی‌‌های جسمی و روحی‌اش باید به کاتالوگ انسان، که همان قرآن است، مراجعه کنیم و ببینیم خالق آن چه توصیه‌‌هایی برای سالم نگه داشتن این موجودِ دو پا کرده است.
خدایی که وقتی انسان را آفرید در کاتالوگ همراهش نوشت: «قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِم”(۱) و این توصیه‌ای برای سلامت روح انسان است. این روز‌ها محققان در این حوزه معتقدند: «۸۷ درصد پیام‌‌ها تنها از طریق بینایی به مغز می‌رسد و مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد» (۲) و اگر ما هوای این بینایی را نداشته باشیم و چشممان را به هر چیزی بیندازیم، این ۸۷ درصد معلوم نیست چه بر سر زندگی ما بیاورد.
در احادیث و روایات هم این هشدار به ما داده شده است: «بسا یک نگاه که حسرت و غصه‌ی طولانی در پی خواهد داشت». (۳)
(که به‌علت گرایش ذاتی‌ای می‌باشد که خدا در آنها قرار داده است) می‌تواند فرجام‌‌های شومی را رقم بزند و طوفان‌‌های سهمگینی را به‌وجود آورد که آرامش را از انسان دور می‌کنند. از عواقب اخروی آن هم می‌توان به این روایت اشاره کرد: «آن که چشمانش را از نگاه به زن نامحرم پر کند، روز قیامت، خداوند چشمانش را با میخ‌‌های آتشین و از آتش پر کند، تا وقتی که به حساب مردم رسیدگی کند. سپس امر می‌شود که او را به جهنم ببرند». (۴)
و در نهایت، به قول یکی از دوستان: «نمی‌دونم چرا ما هِی اصرار داریم به شیطانی سجده کنیم که آدم حسابمون نکرد…!»
۱. آیه ۳۰ سوره نور؛

†ɢα'§ : زندگی به سبک اسلام
۱۳٩٢/۱۱/٢٥ ۳:۱۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

میشینیم چند ساعت،چند ساعت سریال جومونگ رو واسه دهمین بارمیبینیم!!

DVDمیخریم میبینیم اونم چندین ساعت بدون خستگی!!!
میریم شب نشینی چند ساعت میخوریم ،میگیم و میخندیم خسته نمیشیم!!
تا میریم دودقیقه باخدا راز و نیاز کنیم و حرف بزنیم زودی خسته میشیم،
دوصفحه قران میخونیم
خسته میشیم
حال نداریم نماز قضاهامون رو بخونیم
حالا فک میکنی اینا ناشی از چیه؟
خب معلومه دیگه مسموم شدیم!!
اره مسموم
!
همه ادمها تو زندگیشون یه بارم شده مسموم شدن همون مسمویت غذایی (غذای مونده و غیربهداشتی) که هرچی میخورن برمیگردونن!راهش هم فقط شستشوی معده است
اونوقت نون خالی هم بخوره به دلش میشینه
ماهم اگه با حرف زدن باخدا و راز و نیاز زود خسته میشیم پس قلبمون مسموم شده،ذهنمون مسموم شده

واسه خلاصی از اون باید درونمون رو شستشو بدیم تا اون حرف زدنه باخدا به دلمون بشینه!

(حاج آقا چتری/امام جماعت یه محله ای)


†ɢα'§ : زندگی به سبک اسلام
۱۳٩٢/۱۱/٢٥ ٢:۳۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

گاهی خداوند وقتی بنده مؤمنی را دوست داشته باشد، اجابت دعای او را به تأخیر می اندازد.

در حدیث است که خداوند استجابت دعا‌ی بنده مؤمن خود را به تأخیر میاندازد، به خاطر آن که صدای او را دوست دارد و می خواهد بنده بیش تر به درگاهش الحاح و اصرار کند. چون تأخیر در اجابت سبب تکرار دعا می شود و در نتیجه باعث تقویت نیروی روحی و ایمان دعا کننده می گردد. اما فاسق را چون دوست ندارد، فورا اجابت می کند تا دعا را تکرار نکند و ضمنا حجت تمام می شود و در قیامت نتواند احتیاجی نماید.

امام صادق علیه السلام می فرماید:

«بنده ای که دوست خداست، وقتی حادثه ای برایش رخ می دهد، به درگاه خدا دعا می کند. خداوند به فرشته ای که موکل بر اجابت اوست می فرماید: حاجت بنده ام را برآور، ولی در آن شتاب مکن که من میل دارم صدا و آواز را بشنوم. اما بنده دشمن خدا وقتی دعا می کند، خداوند بر فرشته موکل به آن حاجت دستور می دهد: «حاجتش را زود برآورید و در برآوردن آن شتاب کنید، که من خوش ندارم صدا و آواز او را بشنوم».

چه بسا چیزی را خوش ندارید، در صورتی که برای شما خوب است، و چه بسا چیزی رادوست دارید که برای شما بد است.

گاهی دعا به اجابت می رسد، اما مصلحت هایی اقتضا می کند که تحقق خارجی آن به تأخیر افتد.

‌‌‌ما از باطن هستی و مصالح حقیقی بی خبریم.
به علت عدم آگاهی از باطن هستی و حقیقت غیبی، گاهی می پنداریم که خیر و مصلحت ما در تحقق و برآورده شدن حاجتی یا دفع مشکل و مانعی است، در حالی که اگر حجاب حقیقت کنار رود و آینده برای ما حاضر و روشن گردد، از تقاضا و درخواست خود منصرف می شویم.

قرآن کریم می فرماید:

«عسی أن تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی أن تحبوا شیئا و هو شرّ لکم؛

چه بسا چیزی را خوش ندارید، در صورتی که برای شما خوب است، و چه بسا چیزی رادوست دارید که برای شما بد است».

از روایات استفاده می شود که هیچ دعایی بی اثر نیست و هر دعایی در دنیا و آخرت تأثیر مناسب خود را دارد، پس در واقع هر دعائی به استجابت می رسد ، اما گونه های استجابت آن مختلف است.

امام سجاد علیه السلام می فرماید:

«دعای مؤمن یکی از سه فایده را دارد:

1-یا برای او ذخیره می گردد.

2-یا در دنیا برآورده می شود.

3-یا بلایی را که می خواست به او برسد،‌ از وی می گرداند»

بنابراین انسان مؤمن در هیچ حالی نباید از دعا مأیوس شود، چه دعایش مستجاب گردد یا به عللی به اجابت نرسد و یا اجابت آن به تأخیر افتد، چون اولا دعا عبادت، بلکه مخ عبادت است و موجب تکامل روحی و معنوی و تقرب به ذات الهی می گردد. ثانیا در هر صورت و با هر حالی که باشد.حتی دعای اشخاص فاسق و گناهکار بر جسم و جان و زندگی آنان تأثیر مثبت دارد. همان دعای مستجاب نشده وقتی تکرار شد و روی هم انباشته گردید، آثار نیکی در روح او ایجاد و در سرنوشتش تأثیر سازنده ای دارد.

پیامبر اکرم(ص) می فرمود:

«خدا رحمت کند بنده ای را که حاجت خود را از خدا بخواهد و در دعا پافشاری کند؛ چه حاجتش برآورده شود و چه نشود»

در حدیث دیگری از حضرت نقل شده :«هیچ مسلمانی نیست که به درگاه خدا دعا کند جز آن که دعایش مستجاب می شود، منتها گاهی اثر آن را دیر یا زود در دنیا می بیند و گاهی سبب کفاره گناهان او می شود و گاهی نیز خداوند او را برای آخرتش ذخیره می گردد.»


†ɢα'§ : حاج محمد اسماعیل دولابی
۱۳٩٢/۱۱/٢٥ ٢:٠٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

همانطور که خوردن شراب حرام است، خوردن غصه هم حرام است!

و خوردن هیچ چیز مثل خوردن غصه حرام نیست.
اگر ما فهمیدیم که جهان دار عالم اوست،

دیگر چه غصه ای باید بخوریم؟!1

الهی! انت کما احب، فاجعلنی کما تحب!
خدایا! تو آنگونه ای که من دوست دارم، مرا آنگونه قرار ده که دوست می داری! 

1.دکتر الهی قمشه ای


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱۱/٢٥ ۱:٥٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

محل تولد:اردبیل
محل شهادت:اردبیل
تاریخ شهادت:9/10/57

قسمتی از زندگینامه شهید:
شهید،سال 1338 در اردبیل بدنیا آمد. سال آخر دبیرستان درس می خواند، که با آغاز قیام مردم قم،برنامه ها وهدف زندگی او ترسیم شد واین انتخابی بود آگاهانه. در ایجاد تظاهرات واعتصابات زمان انقلابب فردی کوشا بود. جلادان رژیم در انتظار فرصتی برای شهادت رساندن او بودند. تا اینکه در نیمه شب 27 ماه رمضان 1357 مورد هدف گلوله ناجوانمردان سیه دل قرار گرفت، شهادت او حرکتی بود برای امت شهید پرور امام در اردبیل.


†ɢα'§ : به یاد شهدا
۱۳٩٢/۱۱/٢٥ ۱:٤٩ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

به بعضیام باید گفت به شخصیتت تافت بزن یکم ثابت شه !!!


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/٢٤ ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

دقت کردین ؟
هنوزم که هنوزه، هستند کسایی که وقتی میخوای بری بیرون
میـپـرسن: ”کجا!؟“
و بلافاصله بعد از شنیدن جواب ”میــــرم بیرون“
از جانب شما قانع شده و به آرامش خاصی میرسند


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/٢٤ ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

به بعضیا باید گفت :شما عر نزنی هم خر بودنت ثابت شده اس.


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/٢٤ ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

جـونـه مـن دقــت کـردیـن ؟

خـاطـرات هـمـه دخــتـرا شـبـیـه بـــه هـمـه

فـقــــط اسـم پـسـراش بـاهــــــم فـرق مـیـکـنـه ؟؟؟ :؟


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/٢٤ ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

محل تولد: روستای مارللو
محل شهادت: اردبیل
تاریخ شهادت: 9/10/1357

قسمتی از زندگینامه شهید
شهید به سال 1324،در یک خانواده مذهبی بدنیا آمد،آغاز انقلاب اسلامی ایران در پخش اعلامیه های صادره از طرف امام امت وروحانیت مبارز فعالیت واینکار را یک تکلیف شرعی وجدانی می دانست،او همواره آرزوی آمدن امام به ایران را داشت .شهید در تاریخ 9/10/57 عده ای از جوانان شرکت کننده در تظاهرات را که مورد تعقیب مزدوران شاهی بودند مخفی کرد گلوله خصم وکینه مزدوران شاه اورا بشهادت میرساند وگلی دیگر به گلستان انقلاب اسلامی اضافه میشود.


†ɢα'§ : به یاد شهدا
۱۳٩٢/۱۱/٢٤ ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

محل تولد: روستای شیخ احمد
محل شهادت: اردبیل
تاریخ شهادت: 9/10/1357

قسمتی از زندگینامه شهید
شهید به سال 1335،در یک خانواده کارگری در قریه شیخ احمد از توابع اردبیل بدنیا آمد.پس از اخذ دیپلم برای ادامه تحصیل وارد دانشسرای تربیت معلم شد،بیشتر اوقات خود را به مطالعه کتب مذهبی می پرداخت.در اغاز شکوفائی انقلاب اسلامی، پیامها وسخنرانیهای امام امت را تکثیر وپخش ودر تظاهرات شرکت میکرد،شهید درنهم دیماه 57 در تظاهرات خونین میدان قیام اردبیل موردهدف گلوله مزدوران شاهی قرار گرفت وبه درجه رفیع شهادت نائل آمد.


†ɢα'§ : به یاد شهدا
۱۳٩٢/۱۱/٢٤ ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

بزرگترین حماقت انسان درزندگی ...
لبخندزدن ب کسی است ک ارزش لگدهم ندارد!


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱۱/٢٤ ٢:٠٥ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

پدر روزنامه می‌خواند اما پسر کوچکش مدام مزاحمش می‌شود .
حوصله پدر سر رفت وصفحه‌ ای از روزنامه را که نقشه جهان را نمایش می‌داد جدا و قطعه قطعه کردو به پسرش داد . »
بیا! کاری برایت دارم . یک نقشه دنیا به تو می‌دهم ، ببینم می‌توانی آن را دقیقاً همان طور که هست بچینی؟«
و دوباره سراغ روزنامه اش رفت . می‌دانست پسرش تمام روز گرفتار این کار است .
 اما یک ربع ساعت بعد ، پسرک با نقشه کامل برگشت .
پدر با تعجب پرسید : » مادرت به تو جغرافی یاد داده ؟
« پسر جواب داد : » جغرافی دیگر چیست ؟ پشت این صفحه تصویری از یک آدم بود. وقتی توانستم آن آدم را دوباره بسازم ، دنیا را هم دوباره ساختم.«


†ɢα'§ : داستانک
۱۳٩٢/۱۱/٢٤ ٢:٠٢ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ترجیح میدم پول سیگاری رو بدم که صادقانه روش نوشته:

سرطان زا تا پول آبمیوه ای رو که روش به دروغ نوشته: 100% طبیعی


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/٢٤ ۱:٥۱ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

محل تولد: اردبیل
محل شهادت: اردبیل
تاریخ شهادت: 9/ 10/ 57

(قسمتی از زندگی نامه شهید)
شهید به سال 1346 در یک خانواده متدین در اردبیل بدنیا آمد. همان اوان کودکی در بجا آوردن فرایض دینی کوشا بود، با اوج گرفتن انقلاب اسلامی ایران به همراه سایر برادران مبارز و متعهد در اغلب فعالیتهای انقلابی و محافل مذهبی شرکت می نمود و سرانجام تاریخ9/10/57 در حالی که طنین الله اکبرش به گوش می رسید هدف گلوله دژخیمان پهلوی قرار گرفت و به شهادت رسید.


†ɢα'§ : به یاد شهدا
۱۳٩٢/۱۱/٢٤ ۱:٤٧ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

میرزا رضای امین منشی یک تجارتخانه بود که صاحب آن به صداقت و امانت او اعتماد داشت .
دریک شب بارانی که اتفاقاً شب جمعه هم بود میرزا مطالبات هفتگی را از مشتریان جمع کرد و پول ها را که حدود چند هزار تومانی می شد به منزل آورد که صبح شنبه آنها را به صرافی تحویل دهد .
از قضا دزدی که دورادور زاغ سیاه میرزا را چوب میزد نیمه شب از دیوار بالا آمد و داخل منزل شد .
 میرزا عادتش این بود که هروقت پولی را با خود به خانه می آورد شب آن را زیر تشکش می گذاشت تا از دستبرد دزدان در امان بماند .
 آن شب نیز همین کار را کرد و با اطمینان روی پول ها خوابید .سارق نیمه شب آهسته وارد اتاق شدو به طرف گهواره طفل میرزا رفت و طفل را برداشت و در کنج حیاط خواباند و خود در گوشه ای پنهان شد .
همین که چند دانه باران به صورت طفل خورد از خواب بیدارد و شروع بگریه می کند مادر طفل از خواب پرید و تا متوجه شد که صدای طفلش از گوشه حیاط می آید شوهر را بیدار کرد و به طرف صدای طفل در گوشه حیاط رفتند .
سارق از موقعیت استفاده کرد و داخل اتاق شد و به دنبال پولها گشت و بالاخره پول هارا از زیر تشک برداشت اما همین که می خواست از اتاق خارج شود سقف فرو ریخت و با پول ها زیر آوار دفن شد .
 صبح روز بعد وقتی مردم بکمک می آیند که اثاثیه میرزا را از زیر خرابی ها بیرون بکشند جسد سارق را در حالی که پول ها را زیر بغل داشت از زیر آوار بیرون می آورند و خدا آبروی میرزا را به این شکل حفظ کرده و او و خانواده اش را از زیر آوار رفتن در امان نگاه داشت.


†ɢα'§ : داستانک
۱۳٩٢/۱۱/٢٤ ۱:٤٤ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ولنتاین واسه کیاس؟
واسه شما عاشقاس!
ما که عشقمون خداس
کادومونم با بقیه جداس


†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩٢/۱۱/٢٤ ۱:۳۳ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

محل تولد: اردبیل
محل شهادت: بابلسر
تاریخ شهادت: 9/10/57

(قسمتی از زندگی نامه شهید)
شهید، سال1333 در اردبیل بدنیا امد، در سال 53 به دانشگاه بابلسر که امروز به یاد او نامگذاری شده در رشته اقتصاد مشغول تحصیل گردید. او در دانشگاه، اسوه اخلاق و تقوی بود و رهبری اکثر دانشجویان را علیه رژیم جلاد پهلوی بر عهده داشت. وی در ماه رمضان 56 یکبار در مسجد قبا تهران توسط ساواک دستگیر و تحت شکنجه قرار گرفت، بعد از آزادی باز هم به مبارزات خود ادامه داد تا در تظاهرات دانشجویان بابلسر که رهبری آنرا بر عهده داشت دستگیر و زیر ضربات باتون و لگد و خونریزی، جان به جان آفرین تسلیم و به شهادت رسید.


†ɢα'§ : به یاد شهدا
۱۳٩٢/۱۱/٢٤ ۱:٢۱ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

اسمیت شهردار نیویورک به فرانسه رفت و در پاریس یک سخنرانی ١۵ دقیقه ای ایراد کرد اما هیچ کس برای او ابراز احساسات نکرد.
 پس از اسمیت فرد دیگری شروع به ایراد نطقی آتشین به زبان فرانسه کرد اما هر لحظه صحبتش با ابراز احساسات و فریاد تحسین مردم قطع می شد و اسمیت هم مجبور شد هماهنگ با جماعت ابراز احساسات کند اما پس از چند بار کف زدن همراه اسمیت به او گفت :
جناب شهردار شما چرا ابراز احساسات می کنید .
 اسمیت گفت : من نمی دونم سخنران چی می گه اما چو ن مردم همه دارند ابراز احساسات می کنند زشته که من ساکت بنشینم
همراه اسمیت گفت : او که سخنران نیست مترجم است که داره حرفای شمارو ترجمه می کنه !


†ɢα'§ : داستانک
۱۳٩٢/۱۱/٢٤ ۱:۱٩ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

الان چندروزی میشه داداشم از خونه قهر کرده رفته...

اما هنوز هیچ آهنگی ازش بیرون نیومده! مسئولین…؟؟!


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/٢٤ ۱:۱٤ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

تاریخ تولد :1328
نام پدر :عباس
تاریخ شهادت : 22/بهمن/1357
محل تولد :اصفهان /نطنز
طول مدت حیات :29
محل شهادت :پادگان عشرت آباد
مزار شهید :بهشت زهرا (س)

حسین آقابابایی فرزند عباس در سال 1328 با ولادت خود، شهر نطنز (استان اصفهان) را شور و حالی دیگر بخشید وی پس از پشت سر نهادن دوران طفولیت وارد مدرسه شد و تا پایان دوره ابتدایی درس خواند، پس از آن به شغل آزاد روی آورد حسین جوانی درستکردار و مذهبی بود و نمازهایش را اکثراً به جماعت و در مسجد می‌خواند وقتی انقلاب آغاز شد با سرافرازی و از صمیم دل به آن پیوست و با تکثیر و پخش اعلامیه‌های امام امت (ره) و برپایی تظاهرات مبارزه خود را وسعت بخشید.سرانجام پس از تمامی این تلاشها در تاریخ 22/11/1357 مقابل پادگان ولی عصر (عج) تیر دژخیمان رژیم به او اصابت کرده و در سن 29 سالگی به مقام والای شهادت نائل آمد. مزار این شهید گلگون کفن در بهشت زهرا (س) قرار
منبع:کتاب یادنامه


†ɢα'§ : به یاد شهدا
۱۳٩٢/۱۱/٢٤ ۱:۱٠ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

روستایی بود دور افتاده که مردم ساده دل و بی سوادی در آن سکونت داشتند. مردی شیاد از ساده لوحی آنان استفاده کرده و بر آنان به نوعی حکومت می کرد. برحسب اتفاق گذر یک معلم به آن روستا افتاد و متوجه دغلکاری های شیاد شد و او را نصیحت کرد که از اغفال مردم دست بردارد و گرنه او را رسوا می کند. اما مرد شیاد نپذیرفت. بعد از اتمام حجت٬ معلم با مردم روستا از فریبکاری های شیاد سخن گفت و نسبت به حقه های او هشدار داد. بعد از کلی مشاجره بین معلم و شیاد قرار بر این شد که فردا در میدان روستا معلم و مرد شیاد مسابقه بدهند تا معلوم شود کدامیک باسواد و کدامیک بی سواد هستند.

در روز موعود همه مردم روستا در میدان ده گرد آمده بودند تا ببینند آخر کار، چه می شود.
شیاد به معلم گفت: بنویس «مار»
معلم نوشت: مار
نوبت شیاد که رسید شکل مار را روی خاک کشید.
و به مردم گفت: شما خود قضاوت کنید کدامیک از اینها مار است؟
مردم که سواد نداشتند متوجه نوشته مار نشدند اما همه شکل مار را شناختند و به جان معلم افتادند تا می توانستند او را کتک زدند و از روستا بیرون راندند.
شرح حکایت
اگر می خواهیم بر دیگران تأثیر بگذاریم یا آنها را با خود همراه کنیم بهتر است با زبان، رویکرد و نگرش خود آنها، با آنها سخن گفته و رفتار کنیم. همیشه نمی توانیم با اصول و چارچوب فکری خود دیگران را مدیریت کنیم. باید افکار و مقاصد خود را به زبان فرهنگ، نگرش، اعتقادات، آداب و رسوم و پیشینه آنان ترجمه کرد و به آنها داد.



†ɢα'§ : مدیریت به سبک شازده
۱۳٩٢/۱۱/٢٤ ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()


†ɢα'§ : داستانک

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۱۱/٢۳ ۱:٤٧ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

پنج آدمخوار بعنوان برنامه‌نویس در یک شرکت خدمات کامپیوتری استخدام شدند.

هنگام مراسم خوشامدگویی رئیس شرکت گفت:

شما همه جزو تیم ما هستید، شما اینجا حقوق خوبی می گیرید و می‌توانید به غذاخوری شرکت رفته و هر مقدار غذا که دوست داشتید بخورید. بنابر این فکر خوردن کارکنان دیگر را از سر خود بیرون کنید. آدمخوارها قول دادند که با کارکنان شرکت کاری نداشته باشند.

چهار هفته بعد رئیس شرکت به آنها سر ‌زد و ‌گفت: می دانم که شما خیلی سخت کار می‌کنید. من از همه شما راضی هستم. امّا یکی از نظافت چی های ما ناپدید شده است. کسی از شما می‌داند که چه اتفاقی برای او افتاده است؟ آدمخوارها اظهار بی‌اطلاعی ‌کردند

بعد از اینکه رئیس شرکت رفت، رهبر آدمخوارها از بقیه پرسید: کدوم یک از شما نادونها اون نظافتچی رو خورده؟

یکی از آدمخوارها با اکراه دستش را بالا آورد.
رهبر آدمخوارها ‌گفت: ای احمق! طی این چهار هفته ما مدیران، مسئولان و مدیران پروژه‌ها را خوردیم و هیچ کس چیزی نفهمید و حالا تو نادون اون نظافتچی را خوردی و رئیس متوجه شد!  لطفاً از این به بعد افرادی را که کار می‌کنند  را نخورید .


†ɢα'§ : داستانک
۱۳٩٢/۱۱/٢۳ ۱:۳٩ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 

حکایت فرموده اند در زمانهای خیلی خیلی قدیم که هنوز اتوبوس اختراع نشده بود،

روزی کلاغی و دارکوبی و روباهی سوار هواپیما شدند تا از سمرقند به بخارا سفر کنند.

این سه دوست خیلی اهل شوخی و مزاج بودند.

آن ها همه چیز و همه کس را دست می انداختند

و به ریش و سبیل همه می خندیدند.

در این سفر هنگامی که هواپیما اوج گرفت

با یکدیگر گفتند:

((بچه ها بیایید سر به سر خانم مهمان دار بگذاریم و کلافه اش کنیم.))

آن گاه از این فکر شیطانی بسیار خندیدند و از شدت خنده بر جای خود لولیدند.پس،

 


†ɢα'§ : داستانک

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۱۱/٢۳ ۱:٢۸ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

شمالیا یادشون باشه اگه عید قیمت ویلا رو ببرن بالا زمستون شیرای گاز رو الکی باز میکنیم بهشون گاز نرسه یخ کنن!


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/٢۳ ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

روزی دانشمندى آزمایش جالبى انجام داد. او یک آکواریوم ساخت و با قرار دادن یک دیوار شیشه‌اى در وسط آکواریوم آن ‌را به دو بخش تقسیم ‌کرد. در یک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش دیگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود..

ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى دیگرى نمى‌داد.

او براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سویش حمله برد ولى هر بار با  دیوار نامرئی که وجود داشت برخورد مى‌کرد، همان دیوار شیشه‌اى که او را از غذاى مورد علاقه‌اش جدا مى‌کرد…

پس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله و یورش به ماهى کوچک دست برداشت.

او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواریوم و شکار ماهى کوچک، امرى محال و غیر ممکن است!

در پایان، دانشمند شیشه ی وسط آکواریوم را برداشت و راه ماهی بزرگ راباز گذاشت.. ولى دیگر هیچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و

 به آن‌سوى آکواریوم نیز نرفت !!!

میدانید چـــــرا ؟ دیوار شیشه‌اى دیگر وجود نداشت، اما ماهى بزرگ درذهنش دیوارى ساخته بود که از دیوار واقعى سخت‌تر و بلند‌تر مى‌نمود و آن دیوار، دیوار بلند باور خود بود !

باوری از جنس محدودیت ! باوری به وجود دیواری بلند و غیر قابل عبور !

باوری از ناتوانی خویش.....


†ɢα'§ : داستانک
۱۳٩٢/۱۱/٢٢ ۸:٠٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

یک شرکت برای پذیرش کارمند تصمیم میگیره یه سوال مطرح کنه

 تا هر کسی بهترین پاسخ را بده انتخاب بشه ، میدونید سوال چی بود؟

فکر کنید تو یک شب بارونی با ماشینتون به سمت خونه میرید ،

میرسید به یک ایستگاه اتوبوس که سه نفر آنجا منتظر اتوبوس هستند،

۱- یک پیرزن بیمار

۲- یکی از بهترین دوستهای قدیمیتون

۳- دختری که سالها آرزوی رسیدن به او را داشتید

و فقط اجازه سوار کردن یک نفر را دارید در آن صورت چه کسی را سوار می کنید ؟!

میدونید برنده مسابقه چه جوابی داده بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گفته بود:

ماشین را میدهم به دوستم تا پیرزن را به مقصد برسونه و خودم

در ایستگاه کنار دختری که آرزویش را داشتم می نشینم تا اتوبوس بیاید ؟؟؟!!!


†ɢα'§ : داستانک
۱۳٩٢/۱۱/٢٢ ٧:٤٥ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()


†ɢα'§ : داستانک

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۱۱/٢٢ ٦:٢٩ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

داشتم تو کلاس از اول تا آخر با دوستم حرف میزدم ،

استاد آخرای کلاس دیگه از دستم خسته شده بود گفت:

پنج دیقه مونده دیگه حرفاتو جمع بندی کن


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/٢٢ ٥:٥٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

دست راست؛؛پای چپ؛؛جمجمه ی خرد شده؛؛پوتین؛؛کلاشینکف ...

این یک دستور نظامی نیست ...

یک داستان ِ کوتاه هم نیست ...

یک داستان ِ بلند است ....که روی مین رفته است ...

و از سربازهایش همین ها روی زمین مانده :

دست راست؛؛پای چپ؛؛جمجمه ی خرد شده؛؛پوتین؛؛کلاشینکف ...


†ɢα'§ : به یاد شهدا
۱۳٩٢/۱۱/٢۱ ٥:۱٢ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

خون شهید؛؛جاذبه‌ی خاک را خواهد شکست؛؛

و ظلمت را خواهد درید؛؛

و معبری از نور خواهد گشود؛؛

و روحش را از آن، به سفری خواهد برد که برای پیمودن آن؛؛هیچ راهی جز شهادت وجود ندارد.

*شهید سید مرتضی آوینی


†ɢα'§ : به یاد شهدا
۱۳٩٢/۱۱/٢۱ ٥:٠٦ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

جمله ای که آدمای مثه منو شرمنده میکنه..
.
.
.
.
.
.
.
"رسم عاشقی تاخیر نیست...نماز اول وقت یادمان نرود."


†ɢα'§ : زندگی به سبک اسلام
۱۳٩٢/۱۱/٢۱ ٤:٥۸ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

از صادقیه تا آزادی سوار تاکسی شدم موقع پیاده شدن:

من:چقدر میشه؟

راننده:دو تومن.

من:چه خبره دو قدم بیشتر نبود.دو تومن؟!

راننده:اگه اینطوری قدم برداری فک کنم شلوارت پاره میشه.

من:0-0

راننده تاکسی است دیگر ....

گاهی دلش می خواهد آدم را آچمز کند.


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/٢۱ ٤:٢٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()


همه ما علاقه ‌داریم که زمان‌ را به بهترین شکل مدیریت کنیم تا استرس انجام کار در لحظه آخر را نداشته باشیم؛ برای خود و خانواده به اندازه کافی فرصت داشته باشیم و فعالیت‌هایی از جنس سرمایه‌گذاری برای آینده انجام دهیم. آنچه معمولا مدیریت زمان را برایمان مشکل می‌کند، عدم آشنایی با روشی اصولی و سیستماتیک است. این مقاله کوتاه، به صورت مختصر و مفید مهم‌ترین تکنیک‌های لازم برای مدیریت زمان را شرح می‌دهد.


†ɢα'§ : مدیریت به سبک شازده

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۱۱/٢۱ ۳:٢۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

مورچه هر روز صبح زود سر کار می‌رفت و بلافاصله کارش رو شروع می‌کرد.

با خوشحالی به میزان زیادی تولید می‌کرد.

رئیسش که یک شیر بود، .......


†ɢα'§ : مدیریت به سبک شازده

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۱۱/٢۱ ٢:٤٦ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()


من به مدرسه میرفتم تا درس بخوانم
تو به مدرسه میرفتی به تو گفته بودند باید دکتر شوی
او هم به مدرسه میرفت اما نمی دانست چرا...


†ɢα'§ : از هر دری سخنی

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۱۱/٢۱ ۱:۳۸ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

مورد داشتیم یارو بخاری ماشین رو کم کرده تا گاز به همه ی هم وطنان برسه!!! 0_0


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/۱٩ ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

تاریخ تولد :1329
نام پدر :احمد
تاریخ شهادت : 23/آذر/1353
محل تولد :تهران /تهران
طول مدت حیات :24
محل شهادت :بیمارستان
مزار شهید :بهشت زهرا (س)

در سال 1329 محمدحسین آشوری در تهران قدم به عرصه هستی نهاد، شیرینی ایام کودکی محمدحسین با مشکلات مالی خانواده در هم آمیخت اما این شرایط او را برای آینده مهیاتر نمود. با این وجود آشوری به تحصیل پرداخت و پس از پایان دوره دبیرستان دوارد دانشگاه گردید و دررشته ادبیات و علوم انسانی پذیرفته شد. اما روح عطشناک او در پی چشمه‌ای بود که زلالی وحی را به وی بیاموزد و طریق زندگی را برایش روشن نماید لذا دروس حوزی را به همراه درسهای دانشگاه مطالعه نمود و فعالیت‌های سیاسی خود را در حوزه ادامه داد. سرانجام عوامل رژیم طاغوت او را دستگیر نموده و تحت شکنجه‌های سختی قرار دادند، و سپس پیکر نیمه‌جان محمدحسین را به خانواده تحویل دادند، اما او در 23/9/1353 و در سن 24 سالگی در بیمارستان به شهادت رسید،‌ و در بهشت‌زهرا (س) به خاک سپرده شد.


†ɢα'§ : به یاد شهدا
۱۳٩٢/۱۱/۱٩ ٢:٢٠ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

تاریخ تولد :1338
نام پدر :حسین
تاریخ شهادت : 17/شهریور/1357
محل تولد :تهران /تهران
طول مدت حیات :19
محل شهادت :میدان شهدا
مزار شهید :بهشت زهرا (س)
رضا در سال 1338 در تهران در میان خانواده‌ای محروم اما معتقد تولد یافت، دوران کودکی را با شادی توأم با سختی پشت سر نهاد و با پشتکار بر مشکلات فائق آمد، سپس او در حالیکه کار می‌کرد، به تحصیل پرداخت و تا اول راهنمایی درس خواند، رضا از ظلم حاکم بر جامعه ناراضی بود و در پی فرصتی بود تا به مبارزه با طاغوتیان بپردازد.اندیشه و افکار امام خمینی او را تحت تأثیر قرار داد و باعث شد که در این راه از هیچ کوششی فروگذاری ننماید، آسوده که به عنوان کارمند در تأمین مخارج خانواده تلاش می‌کرد در کلیه تظاهرات‌ها حضور داشت، سرانجام رضا آسوده در روز هفدهم شهریورماه سال 1357 در حالیکه دست پدر و مادرش را بوسیده و از آنان حلالیت طلبیده بود، به سیل خروشان مبارزان پیوست و بر اثر اصابت گلوله در سن 19 سالگی در میدان شهدا به شهادت رسید و در بهشت‌زهرا مدفون گشت.
منبع:کتاب یادنامه شهیدان


†ɢα'§ : به یاد شهدا
۱۳٩٢/۱۱/۱٩ ٢:۱٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

اعتراف میکنم ابتدایی که بودم رو کادویی که روز معلم واسه خانوم معلممون بردم نوشته بودم:روز معلم برتمام مسلمین جهان مبارک خخخخخخخخخخ


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/۱٩ ٢:۱٢ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

تاریخ تولد :1338
نام پدر :موسی
تاریخ شهادت : 22/بهمن/1357
محل تولد :تهران /شمیران
طول مدت حیات :19
محل شهادت :پاسگاه دولت‌آباد تهران
مزار شهید :بهشت زهرا (س)

رضا در سال 1338 در شهرستان شمیران استان تهران دیده به جهان گشود. دوران کودکی را با شوری وصف ناشدنی سپری کرد، و تحصیلاتش را تا اخذ مدرک سیکل ادامه داد. سپس در یک مغازه الکتریکی مشغول به کار شد. با اغاز دوره جوانی به خدمت سربازی رفت و به گارد ویژه شاهنشاهی راه یافت. زمانیکه امام خمینی (ره) بر علیه شاه قیام نمود، به یاری ایشان شتافت. با شنیدن فرمان تاریخی امام (ره) مبنی بر ترک پادگانها از خدمت فرار کرد. او در روز پیروزی انقلاب برای تصرف پاسگاه «دولت آباد» به یاری مردم شتافت و در تاریخ 22/11/1357 توسط مأموران در سن 19 سالگی به شهادت رسید. مزار پاک او در بهشت زهرا (س) قرار دارد.
منبع:کتاب یادنامه شهدای تا بهمن 57


†ɢα'§ : به یاد شهدا
۱۳٩٢/۱۱/۱٩ ٢:۱٠ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

توی خبرها اومده ، دخترا توی صف توزیع سبد کالا ، یه پس همدیگه رو زدن. فکر کنم توی سبد کالاشون شوهر هم گذاشته بودن.


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/۱٩ ٢:٠٩ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

تاریخ تولد :1331
نام پدر :اسفندیار
تاریخ شهادت : 17/شهریور/1357
محل تولد :تهران /تهران /-
طول مدت حیات :26
محل شهادت :میدان شهدا
مزار شهید :بهشت‌زهرا (س)‌

در سال 1331 شهرزاد در تهران قدم به عرصه هستی نهاد.پس از طی دوران کودکی به تحصیل پرداخت و تا اخذ مدرک لیسانس به تحصیل ادامه داد.وی آنگاه به کار روی آورد و در یک شرکت استخدام گردید.پس از شروع نهضت انقلاب اسلامی به مبارزین مسلمین پیوست و در صحنه‌های خطرخیز شرکت نمود. سرانجام در روز هفدهم شهریور ماه سال 1357 در سن 26 سالگی در میدان شهدا هدف گلوله مزدوران رژیم قرار گرفت و به شهادت رسید پیکر پاکش را در بهشت‌زهرا به خاک سپردند.از او یک فرزند به یادگار ماند.


†ɢα'§ : به یاد شهدا
۱۳٩٢/۱۱/۱٩ ٢:٠٧ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺑﺎ ﺷﻠﻮﺍﺭﮎ ﺭﻓﺘﻪ ﺗﻮ ﺑﺎﻏﭽﻪ ﺧﻮﻧﺸﻮﻥ ﻋﮑﺲ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ :
.
.
.
.
.
.
"ﺗﺮﮐﯿﻪ 2014"


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/۱٩ ٢:٠٥ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

تاریخ تولد :1334
نام پدر :رجب
تاریخ شهادت : 22/بهمن/1357
محل تولد :تهران /تهران
طول مدت حیات :23
محل شهادت :عشرت آباد
مزار شهید :بهشت زهرا (س)

جواد آردانی فرزند رجب در سال 1334 در تهران متولد شد.کودکی را پای به پای همسالان خود طی کرد و تحصیلات خود را تا سال دوم دبیرستان ادامه داد سپس شغل آزاد را برگزید، با آغاز انقلاب اسلامی شجاعانه به مردم پیوست و در راه هدف و اعتقادش مجاهدت نمود و در راهپیمایی‌ها شورآفرینی کرد.بالاخره در تاریخ 22/11/1357 در جریان تصرف پادگان عشرت‌آباد گلوله مزدوران به او اصابت کرد و در سن 23 سالگی خونین بال به آسمان پر کشید مزار پاک او در بهشت زهرا (س) قرار دارد.
منبع:کتاب یادنامه


†ɢα'§ : به یاد شهدا
۱۳٩٢/۱۱/۱٩ ٢:٠٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

بـــعـــضـــی هـــام حــوصــلــه شــون ســـر مــیــره فــکـــــر مــیـکــنــن دلــشــون تــنــگ شـــده !!!


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/۱٩ ٢:٠۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

تاریخ تولد :1333
نام پدر :غلامحسین
تاریخ شهادت : 22/بهمن/1357
محل تولد :تهران /تهران
طول مدت حیات :24
محل شهادت :پادگان جی
مزار شهید :بهشت‌زهرا(س)

شاهپور در سال 1333 در تهران متولد شد، و در سایه زحمات پدری مهربان همچون غلامحسین پرورش یافت، او پس از اخذ مدرک دیپلم به خدمت سربازی رفت، و بعد از آن به عنوان تعمیرکار وسایل برقی مشغول به کار شد تدین و ایثار آذرفر او را به صحنه انقلاب کشاند، و در صف سربازان روح‌الله (ره) قرار داد، مطالعه کتاب‌های مختلف نیز بر اطلاعات سیاسی او افزود، وی در تاریخ 22/11/1357 برای تصرف مراکز دولتی به پادگان جی رفت و توسط مأموران رژیم سلطنتی در سن 24 سالگی به شهادت رسید، پیکر پاک او را در بهشت‌زهرا (س) به خاک سپردند.

منبع:کتاب یادنامه


†ɢα'§ : به یاد شهدا
۱۳٩٢/۱۱/۱۸ ۱:٠۸ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

هوای حوصله ام برفیست!

بایک عالمه قندیل دلتنگی ازگوشه های دلم آویزان!

کافیست کمی «ها کنی »تا اب شوم... 


†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩٢/۱۱/۱۸ ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

تاریخ تولد :1341
نام پدر :بالااوغلان
تاریخ شهادت : 22/بهمن/1357
محل تولد :تهران /تهران

محل شهادت :پادگان شاهپور (وحدت اسلامی)
مزار شهید :بهشت‌زهرا

حسن فرزند بالااوغلان در سال 1341 در تهران قدم به عرصه گیتی نهاد و در سایه حمایت‌های بی‌دریغ خانواده تا سال سوم راهنمایی به تحصیل پرداخت، سپس در کارخانه روغن نباتی به عنوان کارگر استخدام شد اخلاق حسنه او و ایمان خالصانه‌اش به خداوند متعال او را در میان دوستان و آشنایان ممتاز ساخت، وی در کلاس‌های قرآن شرکت می‌نمود و علاقه خاصی به امام خمینی (ره) داشت، و همیشه می‌گفت:«من قربانی راه امام خمینی (ره) خواهم شد، حسن سرانجام در روز پیروزی انقلاب در تاریخ 22/11/1357 در سن 16 سالگی هنگام تصرف پادگان شاهپور به جمع آسمانیان پیوست. مزار پاک او در بهشت‌زهرا قرار دارد.
منبع:کتاب یادنامه


†ɢα'§ : به یاد شهدا
۱۳٩٢/۱۱/۱۸ ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

سرجلسه امتحان یه درس سه واحدی بودیم( و دوستان می دونن که لذتی که در پاس کردن یه امتحان سه واحدی هست در برنده شدن در قرعه کشی بانک نیس)

 کنار دستی ام یه خورده دیرتر رسید.اومد بشینه دید صندلی ش مخصوص افراد چپ دسته نشست گفت این چرا اینجوریه.گفتم احسان برعکس نشستی از اونور بود.

بیچاره از جاش بلند شد یه نگاهی به صندلی کرد سرش و خاروند و دوباره نشست...

یه دفعه کل سالن رفت رو هوا...خاک انداز نبود جمعش کنیم با دستمال پاکش کردیم.


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/۱۸ ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

تاریخ تولد :1308
نام پدر :زینل
تاریخ شهادت : 26/آذر/1357
محل تولد :قزوین /آوج
طول مدت حیات :49
محل شهادت :بیمارستان

عبدالله در سال 1308 درروستایی از توابع آوج استان قزوین دیده به جهان گشود، دوران کودکی را در محیط پاک و بی‌آلایش روستا گذراند و با تربیت اسلامی آشنا شد و از سواد قرآنی بهره‌مند گردید. عبدالله که جوانی پرشور بود و کشاورزی می‌کرد و با ظلم و بیداد مخالف بود، و بارها با ارباب ده که فرد ستمکاری شمرده می‌شد، به مخالفت برخاسته بود، مدتی بعد در پرتو روشنگریهای امام خمینی مبارزه با ظلم را جهت داد، او در 15 خردادماه سال 1342 حضور پرشوری داشت و در اجتماعات اعتراض‌آمیز مردمی شرکت می‌کرد، اعلامیه‌ها و پیامهای امام را با دقت می‌خواند و در بین دیگر افراد توزیع می‌کرد، او به نماز اول وقت پایبند بود، و هیچ کاری را بر آن مقدم نمی‌دانست، تا اینکه در روز 9/9/1357 در بیمارستان و در 49 سالگی به شهادت رسید.

منبع:کتاب یادنامه شهیدان


†ɢα'§ : به یاد شهدا
۱۳٩٢/۱۱/۱۸ ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

کنترل و ریموت کامپیوتر از هر جای دنیا توسط TeamViewer Pro برای آیفون و آیپاد امکان پذیر است.
حتما تا به حال این فکر کرده اید که چقدر خوب بود که می توانستید به کامپیوتر دیگری از راه اینترنت دسترسی پیدا کنید . TeamViewer برنامه ای است که این کار را به نحو احسنت برای شما انجام می دهد این برنامه برای کامپیوتر رایگان است و حالا می توانید امکانات این برنامه را بر روی هر آیفون ، آیپد و آیپاد هم داشته باشید .

†ɢα'§ : کامپیوتر به سبک شازده, mobile phone

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۱۱/۱۸ ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

تاریخ تولد :1329
نام پدر :علی اکبر
تاریخ شهادت : 21/بهمن/1357
محل تولد :خراسان /نیشابور
طول مدت حیات :28
محل شهادت :پادگان نیروی هوایی

مزار شهید :بهشت‌زهرا (س)

محمدتقی در سال 1329 در شهر نیشابور دیده به جهان گشود پس از دوران کودکی به تحصیل پرداخت و تا سال پنجم ابتدائی درس خواند وی سپس حرفه چاپ را برگزید و در یک چاپخانه مشغول به کار شد.او به شغلش علاقه داشت و در این زمینه از مهارت خوبی برخوردار شده بود. پس از شروع انقلاب نسبت به انجام امور چاپی از هیچ کوششی فروگذاری نمی‌کرد. محمدتقی پس از 28 سال تلاش در روز 21/11/1357 در حالیکه میکوشید مقداری مهمات را که به دست آورده برای مبارزه با عمال رژیم به کار گیرد در پادگان نیروی هوایی هدف گلوله واقع شد و به لقاء محبوب شتافت پیکر مطهر وی در بهشت‌زهرا (س)‌به خاک سپرده شد.
منبع:کتاب یادنامه


†ɢα'§ : به یاد شهدا
۱۳٩٢/۱۱/۱۸ ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

چگونه سلول های مغز را پذیرای علم کنیم

همان گونه که فرزند، مال و ثروت را از پدرش به ارث می برد، هر عالمی هم علم و دانش را از استادش به ارث برده است و به همین خاطر است که در روایات از علم تعبیر به میراث شده است؛ و از آن جا که در میراثِ دانش خصوصیتی است که در میراث مال وجود ندارد، بنابراین میراث علم به کرامت و ارزشمند بودن توصیف شده و منشا این خصوصیت هم بقای علم و فنای مال و ثروت است، چرا که مالی را که فرزند از پدر به ارث می برد در معرض فنا و نابودی است، در حالیکه علم و دانش باقی و از خطراتی که مال را تهدید می کند در امان است.

حضرت آیت الله حاج میرزا عبدالکریم حق شناس تهرانی (ره) برای تحصیل علم و تهذیب نفس توصیه هایی دارند که برای کسانی که قصد دارند نخستین گام های تحصیل و تهذیب نفس را سپری کنند بسیار راه گشاست.


†ɢα'§ : زندگی به سبک اسلام

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۱۱/۱۸ ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

هدف بنده از نوشتن این وبلاگ فقط خالی کردن باری است که بر روی مغزم سنگینی میکند تا به جای این که در آینده دور موجب تومور شود و مرا بکشد وبمیرم, در آینده نزدیک موجب ترور شود و مرا بکشند و شهید شوم .

بگذارید از اولش شروع کنم صبح اعزام به خدمت سوار اتوبوسی راهی پادگان آموزشی شدیم ظهر از راننده خواستیم برای نماز نگه دارد که او نایستاد و قرار شد نماز را در پادگان بخوانیم نزدیک غروب به پادگان رسیدیم با این که از آنها خواستیم اجازه بدهند تا نماز ظهر را بخوانیم , نگذاشتند و من و چندین نفر سربازی که برای پذیرش به خط بودیم جلوی تابلوی " سربازی در ایران یک عبادت است مثل نماز خواندن " نمازمان قضا شد .



†ɢα'§ : از هر دری سخنی

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۱۱/۱٧ ۳:٥٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

خنده‌ی بی‌ لب کی دیده؟

مهتاب ِ بی ‌شب کی دیده؟

لب که نباشه خنده نیس

پَر نباشه پرنده نیس.

 

یه مردی بود حسین ‌قلی

چشاش سیا لُپاش گُلی

غُصه و قرض و تب نداشت

اما واسه خنده لب نداشت. 



†ɢα'§ : اشعار احمد شاملو

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۱۱/۱٧ ۱:٤٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

مشاهده تمام اطلاعات ویندوز با تایپ یک عبارت

اگر می خواهید تمام اطلاعات ویندوزتان را تنها با تایپ یک عبارت مشاهده کنید پس بشتابید:
1.از منوی Start فرمان Run را اجرا کرده و در خط فرمان آن این فرمان را تایپ کنید :
Netsh diag gui البته با یک فاصله بین هر حرفی که جدا شده در اینجا می بینید و با حروف بزرگ تایپ شود.
2.با زدن ok پنجره ای باز میشود که بر روی گزینه >scan you system کلیک می کنیم سپس چند لحظه صبر می کنیم.
خواهید دید که تمامی اطلاعات سیستم ویندوز برای شما نمایش داده می شود.با کلیک بر روی گزینه save to file… می توان این اطلاعات را در قالب یک فایل html ذخیره نموده و برای آن به آدرس زیر بروید:
C:WINDOWSpchealthhelpctrSystemNetDiag

تغییر نام دسته جمعی فایل ها

اگر خواستید تعدادی از فایلها و شاخه ها را در یک لحظه و همزمان تغییر نام دهید:
1.فایل هایی را که می خواهید تغییر نام دهید انتخاب کنید.
2.بر روی یکی از فایلها کلیک راست کرده و از منوی ظاهر شده گزینه Rename را انتخاب نمایید.

3.نام دلخواه خود را تایپ کنید و در فضای خالی کلیک کنید.
مشاهده خواهید کردکه ویندوزبصورت اتوماتیک و به ترتیب بعد از نام تایپ شده در داخل پرانتز از شماره یک شروع به شماره گذاری می کند.

بستن خودکار تمام پنجره های باز
برای بستن تمام پنجره ها با یکدیگر دو روش وجود دارد:

1.هنگام بستن یک پنجره کلید shift را پایین نگه دارید.
2.همزمان کلید های Alt+Shift+F4 را بگیرید.


†ɢα'§ :

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۱۱/۱٧ ۱:۱٦ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

تو یه روز سرد زمستونی؛ یه گنجیشک کوچیک رو یه شاخه نشسته بود.

هوا خیلی سرد بود و گنجیشکک قصه ما دیگه طاقت نداشت...
تا اینکه یخ زد و افتاد زمین‏!‏‏!‏ ^_^

دیگه اشهدشو خونده بود و داشت نفس های آخرو میکشید که یه گاو که از اونجا میگذشت (گلاب به روتون‏)‏ روش "پی پی‏"‏ میکنه و گنجیشکه از گرمای "پی پی‏"‏ گاوه یکمی جون میگیره‏!‏ ^_^
ولی هر چی تقلا میکنه؛ نمیتونه خودشو از شر "پی پی‏"‏ گاوه نجات بده؛ پس شروع میکنه به جیک جیک کردن...
که یه گربه پدرسوخته صداشو میشنوه و میاد از "پی پی‏"‏ درش میاره و بعد...
میخوردش‏!‏‏!‏‏!
پایان‏!‏ ^_^
----------------
نتیجه اخلاقی داستان:
1‏)‏ هر کس روت "پی پی‏"‏ کرد؛ دشمنت نیست
2‏)‏ هر کس از "پی پی‏"‏ درت آورد؛ دوستت نیست
3‏)‏ هر وقت تا خرخره تو "پی پی‏"‏ گیر کردی؛ سعی کن جیکت در نیاد‏!

خب بچه های گلم؛ اینم از لالایی امشبتون. زود برید بخوابید وگرنه یه داستان دیگه براتون تعریف میکنما!


†ɢα'§ : fun, از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱۱/۱٦ ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

به طرف گفتن: یه پرنده نام ببر
گفت: خر
گفتن: خر که پرنده نیست!
گفت: خره دیگه، یهو دیدی پرید!!!


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/۱٦ ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

دعاهایمان با سقف گناهانمان برخورد میکند و دلمان را خوش میکنیم که صلاح نبود!


†ɢα'§ : زندگی به سبک اسلام
۱۳٩٢/۱۱/۱٦ ٥:٥٩ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

شاید وجودم به کسی آرامش نده

اما همین که حرصه خیلی هارو در میاره ، بهم انگیزه میده!!!


†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩٢/۱۱/۱٦ ٥:٥٠ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

دوستم کافی نت داره میگم خاطره بگو

میگه والا اینا برای شما خاطرات خنده داره برای ما خاطرات تلخه
با این حال جونم براتون بگه

امروز یه دختر خانومی اومده بود انتخاب واحد کنم براش
گفت آمار ۲ رو بردارم براش
گفتم توی دروس ارائه شدتون آمار ۲ نیست
گفت برم کافی نت های دیگه چی؟
اونجا ارائه شده؟


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/۱٦ ٥:۳٩ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

از جمله با شعورترین افراد اجتماع میتونم به راننده هایی اشاره کنم که تو روزای بارونی با سرعت کمتر از کنار عابرا رد میشن، خدا حفظشون کنه...


†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩٢/۱۱/۱٦ ٥:٢٩ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 


†ɢα'§ : گالری
۱۳٩٢/۱۱/۱٦ ٥:٢٧ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

بدون نیاز به هیچ نرم افزاری و فقط با استفاده از ویندوز 7 می توانید بر روی فلش مموری، هاردهای اکسترنال و درایوهای رایانه شخصی خود رمزگذاری کنید.
به گزارش خبرنگار دریچه فناوری اطلاعات باشگاه خبرنگاران، امروزه حجم عظیمی از اطلاعات مانند فایل ها و تصاویر شخصی توسط فلش مموری ها منتقل می شوند اما استفاده گسترده از این وسیله و اندازه کوچک آن گاهی خطر گم شدن یا به سرقت رفتن را نیز به همراه دارد.
برای جلوگیری از دستیابی افراد دیگر به فایل های موجود در فلش مموری شما راهکاری را آموزش می دهیم که به کمک آن می توانید این وسیله را رمزگذاری و ایمن کنید.

†ɢα'§ : کامپیوتر به سبک شازده

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۱۱/۱٥ ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

افراد زیادی از خیلی تعاریف و نکات ابتدایی کامپیوتر که برای اکثر مردم خصوصآ جوانان بسیار بدیهی و جا افتاده است ، بی اطلاع هستند و در دنیای مجازی اینترنت ممکن است با اصطلاحات و مواردی روبرو شوند که آنها را دچار سردرگمی یا مشکل کند.
در ادامه به توضیح برخی از نکاتی می پردازیم که هر کاربر ساده کامپیوتر باید بداند. اگر از کاربران تازه کار رایانه و اینترنت هستید توصیه می کنیم این مطلب را با دقت بخوانید.


†ɢα'§ : کامپیوتر به سبک شازده

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۱۱/۱٥ ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

نکته مهم : قبل از جابجایی اطلاعات دقت داشته باشید که برای حفظ امنیت اطلاعات شما ، حتما برای یوزرها پسوردبزارید در غیر اینصورت زمان جابجایی اطلاعات از شما پسورد می خواهد و یا نمی توانید اطلاعات به اشتراک گذاشته شده را ببینید .

......................................................................
تا به حال شده از اطلاعات یک سیستم دیگه خوشتون بیاد و بخواهید اطلاعاتشو جابجا کنید ؟همیشه احتیاج نیست که هارد سیستمو باز کنیدو با کلی استرس از ، از دست دادن اطلاعات یا خراب شدن هارد آن را وصل کنید به سیستم جدید و جابجایی اطلاعات را انجام بدهید. این کار را به راحتی می توانید با شبکه کردن دو کامپیوتر انجام دهید. در زیر نحوه انجام این کار را به صورت کاملا تصویری به شما آموزش خواهم داد

برای انجام اینکار:

1- احتیاج به پورت LAN دارید که در همه مادربردهای جدید هست

2- به یک کابل کراس به اندازه فاصله دو سیستم از هم (هر چه Category بالاتر باشد سرعت بیشتر خواهد شد)

بسیار خوب بیایید آموزش شبکه کردن دو کامپیوتر در ویندوز 7 با هم شروع کنیم .

در مرحله اول ، هر دو کامپیوتر باید دارای Workgroup یکسانی باشند. برای یکسان کردن آنها روی Computer کلیک راست کرده و گزینه Properties را انتخاب کنید ویزارد System باز می شود پائین صفحه سمت راست همانند تصویر زیر گزینه Change settings را زده ،


†ɢα'§ : کامپیوتر به سبک شازده

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۱۱/۱٥ ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

درآمد:
هیچگاه روی یک درآمد تکیه نکنید، برای ایجاد منبع دوم درآمد سرمایه گذاری کنید.
خرج:
اگر چیزهایی را بخرید که نیاز ندارید، بزودی مجبور خواهید شد چیزهایی را بفروشید که به آنها نیاز دارید
پس انداز:
آنچه که بعد از خرج کردن می ماند را پس انداز نکنید، آنچه را که بعد از پس انداز کردن می ماند خرج کنید.
ریسک:
هرگز عمق یک رودخانه را با هر دو پا آزمایش نکنید
سرمایه گذاری:
همه تخم مرغ ها را در یک سبد قرار ندهید
انتظارات:
صداقت هدیه بسیار ارزشمندی است، آن را از انسانهای کم ارزش انتظار نداشته باشید.


†ɢα'§ : مدیریت به سبک شازده
۱۳٩٢/۱۱/۱٥ ٤:٥٩ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 

پنیر مجانی فقط در تله موش پیدا می شود !

"برای موفقیت بهایش را باید بپردازید..."


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱۱/۱٥ ۳:۳۸ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

رایت کردن روی سی دی سوخته بعضی از دوستان در زمینه سوزاندن CD استاد واقعا هستند . ولی خوب تقریبا همه به محض این که CD هاشون زیر رایت میسوزه اون رو خرد میکنن و یا دور میندازن . اما به هر دلیل اگر در زمان رایت CD به صورت DATA سی دی شما سوخت اصلا ناراحت نباشید چون اگر مایل باشید می توانید در ادامه CD رو مجددا رایت کنید حتی فایلهایی رو که سالم رایت شدن رو نیز حفظ کنید برای این کار کافی هست که از NERO شش به بالا استفاده کنید . سی دی سوخته خود را در رایتر قرار بدهید حال نحوه رایت را دو باره DATA انتخاب کنید و فایلهایی را که قرار هست رایت کنید را مجددا ADD کنید . در این حالت رایتر از شما سی دی سوخته را قبول می کنه و لازم نیست سی دی خام درون رایتر قرار بدهید. نکته : حتما قبل از ADD کردن فایلها باید بدونید که چه مقدار فضای خالی در سی دی سوخته دارید و نکته دیگه این که سی دی رو باید خود NERO سوزانده باشه نه کس دیگه حتی شما ! امتحان کنید حتما جواب میده


†ɢα'§ : کامپیوتر به سبک شازده
۱۳٩٢/۱۱/۱٤ ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

بعد از سلام و احوال پرسی بارش بی سابقه برف در استان مازندران که باعث قطعی برق و اب و... شد و تعلق گرفتن و نگرفتن یارانه ها و سبد کالا و تعلیق انرژی هسته ای که از 20 درصد رسید به 5 درصد و برنداشته شدن تحریم ها و اوضاع بد اقتصادی که جدا جای تشکر داره ( روحانی متشکریم ) و ضمن صرف نظر از الودگی هوا و اوضاع بد راه ها و ترافیک بی سر و سامان تهران صحبت رسید به انجمن علمی دانشگاه و ثبت نام دوره ی ممیزی...

اینجا بود که دیگه شادی دیر به دیر جواب میداد...


†ɢα'§ : دست نوشت

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۱۱/۱٤ ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

«حسین انجم شعاع» از شهدای استان کرمان در دوران دفاع مقدس است و آنچه در زیر می‌خوانید خاطره‌ای از زبان مادر این شهید است.

به گزارش ایسنا در این خاطره آمده است: برای زیارت شهداء به گلزار شهداء رفتم. بر سر قبر شهید «حسین انجم شعاع» که نزدیک شهید علی شفیعی و در همسایگی شهید عبد المهدی مغفوری قرار دارد، نشستم و فاتحه‌ای خواندم. مادر شهید شفیعی هم حضور داشت. به من گفت: می‌بینی که مزار شهید مغفوری چقدر شلوغ است؟

اول احساس کردم که می‌خواهد از این بابت گلایه کند و بگوید که چرا قبر فرزند من این قدر شلوغ نیست. اما او در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، گفت: یک روز که این جا نشسته بودم، نوه‌ام نزد من آمد و گفت: می‌گویند شهید مغفوری حاجت‌ها را برآورده می‌کند. به شوخی گفتم: تو برو حاجتی طلب کن، اگر برآورده شد، من ۵۰۰ هزار تومان اینجا خرج می‌کنم.

همان شب، حسین شهیدم( انجم‌شعاع) را در خواب دیدم. من هیچ وقت خوابش را ندیده بودم. اما آن شب و در حالی که بسیار ناراحت بود به خوابم آمد. زانوهایش را در بغل گرفته و سر بر زانو نهاده بود و حتی به من نگاه نمی کرد. به او گفتم حسین جان چرا ناراحتی؟ چرا قهر کردی؟

گفت: مادر! دیگر در مورد شهید مغفوری اینگونه سخن نگو. از خواب بیدار شدم و با خود گفتم من که به شوخی این حرف را زده بودم اما از آن به بعد بیش از پیش به زنده بودن شهداء و کرامت شهید مغفوری ایمان آوردم.


†ɢα'§ : به یاد شهدا
۱۳٩٢/۱۱/۱٤ ۳:۳٥ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، «رضا دولت آبادی»، از بسیجیان سال های دفاع مقدس، درباره ی عکسی که می بینید،چنین روایت می کند:
 «این جا خسروآبادِ آبادان است، کنار ما یک نهر فرعی وجود داشت که عرب های محلی و دیگر اهالی جنوب، از آب آن برای آب یاری نخلستان ها استفاده می کردند. در  همین آب ها تمرین می کردیم.
 اواخر آذرماه 1365 بود و علی رغم سردی هوا، به دلیل رعایت مسائل حفاظت اطلاعات، مجبور بودیم شب ها برای آموزش به آب بزنیم. ساعت 9 شب که می شد، بچه ها لباس غواصی پوشیده و وارد آب می شدند. دندان هایمان از سرما قفل می شد. 3 تا 4 دقیقه طول می کشید تا دمای بدن بچه ها با آب، یک نواخت شود که کمتر احساس سرما  کنیم. بعد عرض اروند رود را شنا می کردیم و وقتی بر می گشتیم نزدیک به ساعت 12 شب بود که پس از تعویض لباس ها، حدود 2 ساعتی می خوابیدیم و ساعت 4 صبح برای نماز بیدار می شدیم. بعد از نماز و صبحگاه هم بچه ها مشغول نظافت می شدند. آن روز ، خار و خاشاک هایی را که در جریان نظافت جمع آوری کرده بودیم ، آتش زدیم که همان موقع ، آقای افشار این عکس را از ما گرفت.
 حدودا 6 روز قبل از عملیات کربلای 4 بود. بعد همه پشت یک خودرو سوار شده و حدود 7 تا 8 ساعت طول کشید تا به خرمشهر رسیدیم، چند شبی را هم در خرمشهر بودیم که عملیات آغاز شد. عملیات عجیبی بود. در مجموع 14 نفر از بسیجی های داخل این عکس در کربلای 4 به شهادت رسیدند. اسم های همه شان به خاطرم نمانده، اما شهیدان «ابراهیم کرمی شنستقی»، «علی جاوید مهر»، «محسن امامقلی»، «علی رضاآتشگران»، «حسین عبادی»، «علی میرزا ترابی کلیشمی»، « زرین آبادی» و «شاهپور عبدی» را در این عکس به یاد می آورم.»

روحمان با یادشان شاد


†ɢα'§ : به یاد شهدا
۱۳٩٢/۱۱/۱٤ ۳:٢٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 

دیروز ازهرچه بودگذشتیم
 امروزازهرچه بودیم، گذشتیم

 آنجاپشت خاکریزبودیم واینجادرپناه میز

 دیروزدنبال گمنامی بودیم و امروزمواظبیم ناممان گم نشود

 جبهه بوی ایمان میداد و اینجا ایمانمان بومیدهد

 آنجا درب اتاقمان مینوشتیم یا حسین فرماندهی از آن توست
 الان مینویسیم بدون هماهنگی واردنشوید

 الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم
 بصیرمان کن تا ازمسیربرنگردیم
 آزاد(رها) مان کن تا اسیرنگردیم


†ɢα'§ : به یاد شهدا
۱۳٩٢/۱۱/۱٤ ۳:۱٧ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 

می خواست بره و بچه ها منتظرش بودن...
 حس عجیبی داشت، انگار می دونست این دفعه برگشتنی نیست!
 اضطراب داشت که چجوری با مادر خداحافظی کنه...
 با خودش می گفت: «یعنی الان چی می خواد بگه، من که طاقت ندارم بشنوم...»
 فکر می کرد الان قراره بشنوه که پسرم زود برگرد! من رو تنها نذار و زود به زود بهم زنگ بزن و...
 بالاخره دلش رو زد به دریا و رفت جلو، دست مادر رو بوسید و از زیر قرآن ردش کرد...
 منتظر شنیدن شد که یه دفعه مادر گفت:
 «خداحافظ پسرم، سلام من رو به حضرت زهرا(س) برسون»


†ɢα'§ : به یاد شهدا
۱۳٩٢/۱۱/۱٤ ۳:۱۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

زبان هیچ استخوانی ندارد اما انقدر قوی هست که بتواند دلی را بشکند

پس مراقب حرف هایتان باشید .


†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩٢/۱۱/۱٢ ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ziba (21)


†ɢα'§ : گالری
۱۳٩٢/۱۱/۱٢ ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 

اون : میدونی چرا رو کیک تولد شمع روشن می کنن فوت می کنن؟ یا تو امامزاده ها یا سر قبر ها شمع روشن می کنن دعا می کنن؟؟

من : چمیدونم از قدیم بوده دیگه رسمه...

اون : رسم نیست ی رازی داره...

من : کاشف شدی چشمک؟ چیه رازش خو...سوال

اون : عالم خلقت اگه تجزیه بشه به چهار تا عنصر میرسیم :

اب...اتش...خاک...باد

اگه موقع دعا کردن جایی باشیم که این چهار تا عنصر وجود داشته باشه استجابت دعا به شدت اتفاق میفته...

من : o-0

اون : باور کن ... شمعی که میسوزه این چهارتا عنصر را با هم داره :

موم شمع  = خاک

شعله = اتش

دودش = باد

موم اب شدش = اب

وقتی موقع دعا کردن به شمع در حال سوختن نگاه می کنی تو حالت الفای ذهنی قرار می گیری ...

من : الفای ذهنیتعجبسوال

اون : حالتی که در اون به شعور الهی و خدای درونت وصل میشی...

من : لبخند زدم ممنون از اطلاعاتت نمیدونستم...

اون : لبخند زد برای همین در محراب ها و مکان های مقدس برای دعا کردن شمع روشن میکنن و روی کیک تولد شمع میزارن و میگن موقع فوت کردنش ارزو کن...

من : که اینطور...

اون : خواهش می کنم.

من : بابت؟

اون : خواهش می کنم برای تشکر یک رب پیشت بود... امون ندادی حرفم کامل تموم شه که بعد بگی چشمک جا موند خو...

با همچین ادمای فرهیخته ای سر و کار دارم من....

 


†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩٢/۱۱/۱٢ ۳:٤٢ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 

چشمهایت را ببند ، در دلت با خدا سخن بگو ،

به همان زبان ساده ی خودت سخن بگو . . .

هرچه میخواهی بگو ، او میشنود

شاید بخواهی تورا ببخشد ،

یا آرزویی داری ،

شاید دعایی برای یک عزیز و یا شکرش ،

بگو میشنود . . .

این لحظه ی زیبا را برای خودت تکرار کن

پرواز دلت را حس خواهی کرد . . .

†ɢα'§ : عشق فقط خدا
۱۳٩٢/۱۱/۱٢ ٢:٥۸ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()


اس ام اس و پیامک بسیار زیبا با موضوع خداوند

خداوند تنها روزنه امیدی است که هیچگاه بسته نمیشود...

تنها کسی است که با دهان بسته هم میتوان صدایش کرد...

با پای شکسته هم می توان سراغش رفت...

تنها خریداریست که اجناس شکسته را بهتر بر میدارد...

تنها کسی است که وقتی همه رفتند میماند...

وقتی همه پشت کردند آغوش میگشاید...

این خدا را برایت آرزو دارم


†ɢα'§ : عشق فقط خدا
۱۳٩٢/۱۱/۱٢ ٢:٥۳ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

این روزها عاطفه ها را هم با پول قیاس می کنند

جشن عاطفه ها می گیرند و کمک های نقدی جمع می کنند

دریغ از کمی محبت به همان یتیم پر درد...

این است تفسیر ما از عشق و عاطفه!!!


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱۱/۱٢ ٢:٢٥ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

کاش کسی یاد معلم ها میداد :

اول مهر شغل پدر ها را نپرسند وقتی هنوز احترام به شغل ها را و افتخار به همه ی پدر ها را یاد دانش اموزانشان نداده اند !

حالا قصه ی چشمان یتیمی که نم میخورد بماند....


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱۱/۱٢ ٢:٢٠ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

۱- غیرفعال کردن قابلیت Thumbnails (پیش نمایش پنجره‏ها)
همانطور که گفته شد یکی از مواردی در که در ویندوز 7 توسعه داده شده است قابلیت پیش نمایش پنجره‏ها با نگه داشتن ماوس بر روی هر آیکن در تسکبار است. در صورتی که به این قابلیت علاقه ندارید می‏توانید آن را غیرفعال کنید.
بدین منظور:
ابتدا وارد منوی Start شوید.
عبارت gpedit.msc را وارد کرده و Enter بزنید.
در پنجره Group Policy در پنل سمت چپ، از زیرشاخه User Configuration بر روی Administrative Templates و سپس Start Menu and Taskbar کلیک کنید.
اکنون از پنل سمت راست، Turn off Taskbar Thumbnails را بیابید و بر روی آن دوبار کلیک کنید.
در پنجره باز شده گزینه Disabled را انتخاب نموده و OK کنید.
جهت فعالسازی مجدد کافی است همین مسیر را طی کنید و Enabled را انتخاب نمایید.
لازم به ذکر است قابلیت Thumbnail در ویندوز 7 در صورتی فعال خواهد بود که نمره‏ای که ویندوز به مجموعه سخت افزاری شما داده است بالای 3 باشد تا تم Aero فعال شود.

2- افزایش سرعت پیش نمایش پنجره‏ها به صورت Thumbnail
همانطور که در ترفند قبل نیز نحوه عملکرد پیش نمایش پنجره‏ها به صورت کوچک یا Thumbnail توضیح داده شد، با نگاه داشتن ماوس بر روی آیکن‏های موجود در تسکبار این تصاویر کوچک که البته زنده هم هستند نمایش داده می‏شوند. اما این پیش نمایش با اندکی تأخیر یا مکث نمایش داده می‏شود. با استفاده از این ترفند می‏توانید مدت زمان این مکث را کاهش دهید و سرعت نمایش تصاویر بندانگشتی را افزایش دهید.


†ɢα'§ : کامپیوتر به سبک شازده

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۱۱/۱۱ ٢:۱۸ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

من فقط با شیری که جلوم نعره بکشه میجنگم!!!

نه سگی که پشت سرم واق واق کنه!!


†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩٢/۱۱/۱٠ ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 

دوست  قرآنی


بترسید از گناه در حضور شاهد ، آن هم شاهدی که فردا  خودش ♦ قاضی ♦ است.


†ɢα'§ : زندگی به سبک اسلام
۱۳٩٢/۱۱/۱٠ ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

امروز می خواهیم چند فیلتر شکن (Filter Breaker) به شما معرفی کنیم این فیلتر شکن ها که خدمت شما معرفی می کنیم صد در صد تضمینی هستند و کاملا رجستری شده اند و شما می توانید بدون هیچگونه شک و تردیدی از آنها استفاده کنید.البته همیشه در نظر داشته باشید که این روزها فیلتر شکن های تقلبی و نوظهور زیادی وجود دارند که بسیار مخرب هستند و سیستم شما را به هم می ریزند و به هدفی هم که دارید نمی رسید و بجای اینکه فیلتر شکنی بکنند برای انسان فیلتر درست می کنند.


†ɢα'§ : زندگی به سبک اسلام

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۱۱/۱٠ ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 

 

می گفت: حالا که جوونم دلم می خواد جوونی کنم، خوش باشم،از همه خوشگل ترباشم همه فقط به من نگاه کنن،

دلم نمی خواد مثل مادر بزرگ ها یه چادر چاقچور بکشم سرم و بچپم تو خونه اون وقت هیچ کس سراغم نمیاد. خوب وقتی یه کم سنم رفت بالا ،به چهل پنجاه رسیدم یه سفر می رم "مکه" و بعدش توبه می کنم.نماز می خونم،روسری سر می کنم. "حالا کووو تا اون موقع!" خیییلی وقت دارم......

بنده خدا نمی دونست مهلت زنده بودنش خیلی محدوده، بعد از تصادف حتی فرصت" استغفار" هم پیدا نکرد.


†ɢα'§ : زندگی به سبک اسلام
۱۳٩٢/۱۱/٩ ٢:٢۱ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 

زمانی ارزش انسانیت مشخص میشود که در اوج نداری داشته هایت را تقسیم کنی.


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱۱/٩ ٢:۱٧ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 


†ɢα'§ : گالری
۱۳٩٢/۱۱/٩ ٢:٠٤ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

پس از کلی فقر به ثروت و شهرت رسیدم

و آموختم که با پول می شود
خانه خرید ولی آشیانه نه؛
رختخواب خرید ولی خواب نه،
ساعت خرید ولی زمان نه؛
می توان مقام خرید ولی احترام نه؛
می توان کتاب خرید ولی دانش نه؛
دارو خرید ولی سلامتی نه؛
می توان آدم خرید ولـــــــــــــــــــــــــــــــــــی دل نه!

 


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱۱/٩ ۱:٥٥ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 

عاشـق اون دیالوگـم

که پدر ژپتو به پینوکیــو میگــه :

پینــوکیــو... چوبــی بمان !

آدم هــا سنگــی اند

دنیایشــان قشــنگ نیســت ...


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱۱/٩ ۱:٥٢ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

فیسبوک :آخرین بازدید؛ ۱۰ دقیقه قبل

ویچت :آخرین بازدید؛ ۱۲ دقیقه قبل..

قرآن :آخرین بازدید؛ رمضان سال گذشته!

«اَلَم یَانِ لِلَذینَ اَمَنُوا اَن تَخشَعَ قُلوبُهُم لِذِکرِ اللَه»

آیا هنوز وقت آن نرسیده است که دل های مومنان برای خدا خشوع کند؟!


†ɢα'§ : زندگی به سبک اسلام
۱۳٩٢/۱۱/٩ ۱:٤۸ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 

مکن کاری که از خود ننگت آید       جهان با این فراخی تنگت آید

چو فردا نامه خوانان نامه خواندند     تو را از نامه خواندن ننگت آید


†ɢα'§ : زندگی به سبک اسلام
۱۳٩٢/۱۱/٩ ۱:٤۳ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 یه زمانی شب که میشد میخوابیدیم خنثی


†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩٢/۱۱/٩ ۱:۳٥ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

خیلی وقتا احساس امریکایی بودن دارم !!! چون هیچ غلطی نمیتونم بکنم


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/۸ ۱:٠۱ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

همهٔ رابطه ها :

با جملهٔ : تو با بقیه فرق داری شروع میشه !
با جمله : تو هم مثل بقیه ای تمام میشه !


†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩٢/۱۱/۸ ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

یکی از دوستام گفت : یه دوست دختر خوب دارم در حدِ تیم ملی

منم گفتم : اگه منظورت تیم ملی الآنه،باید بگم که خاک تو سرت با این انتخابت!


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/۸ ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

کسی که می خواهد کاری انجام دهد؛؛؛راهش را پیدا می کند

و کسی که نمی خواهد؛؛؛بهانه اش را؛؛


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱۱/۸ ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

برای زنده باد شدن باید سعی کنیم زنده یاد شویم ...،

با نامی نیک که از افکار ، رفتار و اعمالی نیک سرچشمه می گیرد ...

و چه زیبا گفته سعدی علیه الرحمه :

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز

مرده آنست که نامش به نکویی نبرند ...


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱۱/۸ ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

وقتی تخم مرغ به وسیله یک نیرو از خارج می شکند؛؛؛

یک زندگی به پایان می رسد؛؛؛

اما وقتی از داخل می شکند ؛؛؛یک زندگی آغاز می شود ؛؛؛

تغییرات بزرگ همیشه از درون انسان شروع می شود ؛؛؛


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱۱/۸ ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

آیت‌الله خوشوقت شاه‌کلیدی در دست داشت و آن این بود که وی همواره به تقوا سفارش می‌کرد. این تقوا روزنه رحمت الهی و اکسیری است که هر کس با آن آشنا شود، وجودش به آن سو می‌رود و چشم باطن انسان باز می‌شود.

آیت الله خوشوقت مرحله اول تقوا، ترک محرمات و عمل به واجبات
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند:

«اِعمَل بِفَرائِضِ اللّهِ تَکُن أتّقَی النّاسِ»؛ به واجبات الهی عمل کن تا با تقواترین مردم باشی. که این مرتبه اولِ مرحله عمل می باشد.

عمل به واجبات و ترک محرمات، عامل افزایش ایمان

هر چه افراد با ایمان تر باشند در بین مۆمنین و حتی غیر مۆمنین دارای عزت و محبوبیت بیشتری هستند و به همین خاطر است که شیطان می خواهد ایمان انسانها را بگیرد تا حرمت و کرامت انسانی از بین برود.

حفظ ایمان برای مۆمنین بسیار مهم است، افرادی که می خواهند ایمان خود را حفظ کنند فقط به آنچه که اسلام، قرآن و دین تعین کرده عمل کنند.

عزت و سلامت انسان باعث زینت و محبوبیت انسان ها می شود و برعکس کفر ورزیدن و فسوق و عصیان باعث تنزل انسانیت می شود و شیاطین به دنبال همین هستند تا انسان را از انسانیت خارج کنند.

تنها عامل هدایت انسان ها به صراط مستقیم خداوند است و خداوند رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) را فرستاد تا ما از آن بزرگوار الگو بگیریم و نسبت به انسانیت و بندگی خداوند رشد و تعالی داشته باشیم.


†ɢα'§ : زندگی به سبک اسلام

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۱۱/٧ ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§