از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

شنبه و تنهایی و باران پاییز و سکوت

تو اگر بودی چه روز بی نظیری داشتم


†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩٤/٧/٢٥ ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ى حضور غیاب بکنیم :

غم ؟

-حاضر👆

غصه ؟

- حاضر👆

نداشته ها ؟

-👆

باز که اومدید نشستید میز جلو!

امید ؟

👆

چرا رفتی اون اخر نشستی باز !

شادی ؟

👆اقا اومدن اجازشو گرفتن رفته...


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٤/٧/۱٦ ٦:٠٥ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

تنهایی پا ندارد ، مگرنه او هم میرفت ...


†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩٤/٧/۱٦ ٦:٠۱ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

تقصیر باران نیست این دیوانگى ها

تنها شدن در هر هوایى درد دارد


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٤/٧/۱٦ ٥:٥٧ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

اینکه واسه ی چی برنامه ریزى میکنى وبهش نمیرسی

و واسه ی چى که اصلا اهمییت چندانى بهش نمیدى

اما برات اتفاق میفته

و میشه یکى از تصمیم هاى اصلى زندگیت

یکم دوست داشتنى نیست .


†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩٤/٧/۱٦ ٥:٤٦ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ما تنها به کدورت جاده ها فکر میکنیم

با پاره هاى قصه اى در مشت

و پاهایی مردد

در ارزوى یک در

که شاید کسی جایى از تاریخ باز گذاشته باشد...


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٤/٧/۱٦ ٥:۳۸ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

  • هوا بد است...

تو با کدام باد میروى !؟

چه ابر تیره اى گرفته سینه تو را...

که با هزار بارش شبانه روز هم دل تو وا نمیشود...


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٤/٧/۱٦ ٥:۳۱ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

تقوا نبوده علت شب زنده داری ام

بی خوابى عمیق من از خواب هاى توست


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٤/٧/۱٦ ٥:۱۸ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§