از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes
صدای باد و بارونه
صدای شرشر آروم ناودونه
یکی داره تو تنهایی
یه شعر تازه می‏خونه
خودش تنها،
صداش غمگین،
دلش کوچیک،
غمش اندازه دنیاست:
" دلم غمگین و بی‏تابه
مث ماهی توی یک تنگ بی‏آبه
دلم گنجشک پر بسته‏س
تک و تنهاست از این بی‏همدمی خسته‏س
دلم یه همزبون می‏خواد
یه دوست مهربون می‏خواد

 


یکی باشه دلم واشه
مث یک نقطه روشن
توی تاریکی پیدا شه
ببار ای نم‏نم بارون
که باز آبی بشن ابرا
بتاب ای قرص ماه نو
که روشن شه دل علا "


†ɢα'§ : محمد صالح علا
۱۳٩٠/٩/٢۱ ۳:٢۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§