از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

خیلی گشته بودیم،نه پلاکی،نه کارتی،چیزی همراهش نبود.لباس فرم سپاه تنش بود.چیزی شبیه دکمه پیراهن در جیبش نظرم را جلب کرد.خوب که دقت کردم،دیدم یک نگین عقیق است که انگار جمله ای رویش حک شده خاک و گل را پاک کردم.دیگر نیازی نبود دنبال پلاکش بگردیم.روی عقیق نوشته بود:((به یاد شهدای گمنام)).


†ɢα'§ : به یاد شهدا
۱۳٩٠/۱٠/۱۳ ٩:٤۳ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§