از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

عینککاغذ باطله و نون خشکه میدادیم به نمکی ، نمک بهمون میداد بعدش هم نمک ید دار اومد که پیشرفت کرده بود نمک ید دار میداد، تابستونها هم دمپایی پاره میگرفت جوجه های رنگی میداد.عینک


†ɢα'§ : یاد قدیما
۱۳٩٠/۱٠/۱۸ ٧:٥۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§