از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

دلقکهورادلقکهورادلقک

زنگ آخر که می شد کیف و کوله رو مینداختیم رو دوشمون و منتظر بودیم زنگ بخوره تا اولین نفری باشیم که از کلاس میدوه بیرون.

هورادلقکهورادلقکهورا


†ɢα'§ : یاد قدیما
۱۳٩٠/۱٠/٢٦ ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§