از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

هوراهوراهوراهوراهورا

سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ

دلقکدلقکدلقکدلقکدلقکدلقک

 


†ɢα'§ : یاد قدیما
۱۳٩٠/۱٠/٢٧ ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§