از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

      فرشتهفرشتهفرشته

یکی از سر گرمی دوران کودکیم این بود که مورچه ها را مینداختم تو اب شیطانبعد با ی برگ نجاتشون می دادمتعجب

کلی هم احساس غرور می کردم که  جون ی مورچه را نجات دادم...خیال باطل

               


†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩٠/۱٠/٢۸ ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§