از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

سلام و ادب و پرسش احوال ، فراوان ، نه دو مثقال ، به هر آدم با حال ،

ز هر جنس و به هر نوع و زبان و وطن و کشور و دین و سخن و گونه و اعمال ،

چه شیخی چه موزیکال ! ،چه با خال و چه بی خال ،

بگویم من از این جای ، از این جای ، از این جای .


سلامی وَ علیکم ، وَ ماچی ز لَبَیکم ، و َ قلبی بلدیکم ، و روحی بفدیکم ،

که همین لحظه برایت بنویسم ز چه روطنزک بالا شده مخلوط به لاتین ،

ز بالا و ز پایین ، به همین جای،همین جای ، همین جای .

از انجا که خودم مدت بسیار شده درس زبان رفته ز یادم ،

شده بازار کسادم ، به خودم گفتم اگر من بتوانم بنویسم به یکی طنز ،

بسی قافیه از واژه ی لاتین ، بشود موجب هندل زدن ذهنم و آنگاه قلم دست گرفتم وَ نوشتم وَنوشتم ...

که یهو حس بنمودم شده روشن دل ماشین و چه پر گاز رود قافیه در شعر بدین جای ،بدین جای ،بدین جای!!


†ɢα'§ : بحر طویل
۱۳٩٠/۸/۱٦ ٢:۳۱ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§