از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

اون موقع که ایفونا تصویری نبود تو راه خونه تا مدرسه زنگ خونه ها را می زدیم در می رفتیمشیطان

ی مدت که گذشت دیگه تک زنگ حال نمی داد! نوار چسب می چسبوندیم رو زنگ خونه مردم بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووقشیطان

طرف حتما باید میومد پایین چسبو بر میداشت تا صدای زنگ قطع شه بعد هر چی فش بلد بود می کشید به جد و ابادمونچشمک

یادش بخیر چه کیفی داشتتعجب


†ɢα'§ : یاد قدیما
۱۳٩۱/٥/۸ ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§