از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

نمیدونم چرا اینجوری شدم

حس غریبی دارم...

ی نیرویی داره منو جذب خودش می کنه...

ی وقت هایی دیگه من  من نیستم...

انگار نا خواسته دارم عوض میشم...

نمیدونم!

خدا اخر عاقبت منو بخیر کنه...

 


†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩۱/٩/۸ ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§