از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

اهل دانشگاهم!

جانمازم نمره!

پیشه ام مشروطی!

من کتابم را وقتی می خوانم که بگوید استاد : امتحان نزدیک است.

دیشب اما خواندم یک ورق از ان را...

همه ذرات کتابم متعجب شده بود!!!


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۱/۱٠/٢٤ ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§