از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

دلم به اندازه تمام دنیا گرفته...

فاصله گرفته ام!

با ارزوهایم...

با دلخوشی هایم...

با دوستانم...

با ادم هایی که با انها بزرگ شدم...

چقدر دوستشان داشتم و دارم...

انها چی؟!...

ایا هنوز مرا در یاد دارند؟

نمی دانم!

اگر دیدار تازه کنیم می ایستیم به هم سلام می کنیم یا بی تفاوت عبور!!!...

گویی دچار غربت زدگی شده ام

با همه کس و با همه چیز غریبه ام

حتی خودم!

انگار تا به حال روی زمین زندگی نکرده ام!!!

تلاش هایم دیگر ثمری ندارد و هرچه بیش تر تلاش می کنم به صفر نزدیک تر می شوم!

مدت مدیدیست که دلم 20 می خواهد ولی خب 18 هم نمره ی بدی نیست!

حتی صفر هم بد نیست!!!

چرا که صفر است که به دو معنا می بخشد و می شود بیست...!!!


†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩۱/۱٠/۳٠ ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§