از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

http://www.img.3eke.ir/albums/Admin/10002/normal_baby22.jpg


تازگیا فکرم خیلی مشغوله شاید باورتون نشه سر شام قاشق توی دستم که داشتم باهاش غذا می خوردم گم شد!!!

مهمونم داشتیم!

یهو با صدای بند گفتم: مامان مامان قاشقم کو؟ نیستش!

توی ذهنم: اصلا داشتم با قاشق غذا می خوردم؟

اره دیگه وگرنه دستام کثیف می شد...!!!

داداشم: اخه! قاشق تو دستش گم شد...

این نیست؟؟؟(قاشق خودشو نشون داد!)

انقدر خجالت کشیدم...!!!خجالت


†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩۱/۱۱/۱٢ ۳:٤٩ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§