از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

راستش این درس جزو واحد های درسیم هست

من هیچ شناختی ازش نداشتم

نمیدونستم ترم بعد بر دارم یا نه!

با خودم گفتم به عنوان مهمان برم سر کلاس تا دستم بیاد چی به چیه...

رفتم

استاد اومد: سلام سلام سلام

ی نگاه به حضار انداخت

تا چشمش به من افتاد گفت: شما مهمان هستید؟

گفتم : بله

گفت : چه رشته ای؟

گفتم: مهندسی صنایع

گفت: پس من چرا شما را تا حالا ندیدم؟ ( اخه استاد با حفظ سمت مدیر گروه صنایع هم هستن)

گفتم: منم تا حالا شما را ندیدم!!!

گفت : اوکی

کتش دراورد رفت پا تخته ی مثال بنویسه که حل کنه...

همین طور که داشت می نوشت به یکی از دانشجو ها گفت: اون فیلمی که بهت گفتم دیدی؟

دانشجو: بله خیلی با حال بود....

بعد بحث رو چند تا از سکانس های فیلم

دانشجو: استاد اون بازی که بهتون گفتم دانلود کردید؟

استاد: اره ولی هنوز وقت نکردم بازی کنم...

و در ادامه: ی سایتی هست به نام تد توش سخرانی های خوبی داره وقت کردی به اونم سر بزن جالبه...

راستی بچه ها دیشب تو اینترنت ی مطلب دیدم خیلی جالب بود!

ی سری سوالا هست که بچه ها (کودکان) بهش جواب درست میدن...

ذهنتونا به کودکان نزدیک کنید! تا می تونید از اونا ایده بگیرید...

حالا مثلا فکر می کنید سوال اولش چی بود؟!

چرا صندوق پست زرد است؟!

جواب: چون بهش میاد!

سوال دوم: چرا یخچال سفید است؟!

جواب:بالاخره باید ی فرقی با صندوق پست داشته باشه دیگه!

سوال سوم: اگه ی فیل بره بالا درخت چی می شه؟

جواب: ی فیل از فیلای روی زمین کم میشه!

سوال چهارم: اگه بخوای ی زرافه را بزاری تو یخچال چی کاری می کنی؟...

یکی از دانشجو ها هم که فکر می کرد خدای هوش تند تند داشت به سوالات استاد جواب میداد و منتظر تایید استاد بود

استاد که نگاش افتاد به من(ی نگای معنی دار بهش کردم)

استاد: اره دیگه ی مشت ازین سوالای چرت و پرت...

بعد کتشو تنش کرد و گفت: ببخشید بچه ها من امروز ی جلسه ی مهم دارم

این مثالم جلسه بعد براتون حل می کنم!!!

بعد گفت: تا می تونید بازی کنید

بیشتر با بچه ها

این به خلاقیتتون کمک می کنه

کتاب های خلاقیت هم هست هرکی خواست بیاد پیش من بهش بگم چی بخونه

خداحافظ.

با خودم گفتم:نمردیم معنی اقتصاد مهندسی هم فهمیدیم!!!

----------------------------------------------------------------------------------------------------

نکات قابل توجه:

1/یکی از دانشجوها وسط نطق استاد از من خودکار می خواست یادداشت برداره...!!!

2/این مطلب که استاد داشت امروز سر کلاس می گفت 4 یا 5 سال پیش  شنیده بودم از قیافه بچه ها هم معلوم بود قبلا جایی شنیده بودن

و تنها کسی که براش تازگی داشت خود استاد بود!


†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩۱/۱۱/۱٢ ۳:٥٧ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§