از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

آخر ترم که میشه یادم میاد درس بخونم

نیم ساعت نمی‌گذره از خستگی وا می‌مونم

آخر ترم که می‌شه نمی‌دونم چیکار کنم

این همه جزوه و من دلم می‌خواد فرار کنم

آخر ترم که میشه به فکر چاپ جزوه‌ام

جزوه‌ها تموم بشن تازه به فکر نمره‌ام

آخر ترم که میشه مادرمون خوب میدونه

آخرترم شده‌ و شازده می‌خواد درس بخونه

آخر ترم که میشه آقا به فکر یاوره

همدم شبای او قوری و سماوره

آخر ترم که میشه می‌خوام سه شیفته بخونم

چندساعت که می‌خونم تا لنگ ظهر خواب می‌مونم

آخر ترم که میشه بریده می‌شه نفسم

این همه رفیق و من فکر می‌کنم که بی‌کسم

آخر ترم که میشه فکرم هزار راه میره

دست و پام شل می‌شن و چشام دیگه تار میره

 


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۱/۱۱/۱٩ ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§