از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

اوج قدرت بشر که در همه ی قرون زور زده است
 و باد کرده است
 ومتورم شده است
و سرکشیده است
خراشی بیش نیست بر هیبت اسمان...!!!
قدرت بشر ورمی بیش نبود و ما ان را فربهی انگاشتیم و خود غلط بود انچه می پنداشتیم.
و خدا فرمود : هر کجا باشید مرگ شما را درک خواهد کرد
ولو در برج های بلند
و اصالتا ادمی در می ماند که این برج ها را چگونه ساخته اند با این زبان های جور واجور.
عهد عتیق می گوید : و تمام جهان را یک زبان و یک لغت بود وگفتند بیایید شهری برای خود بنا نهیم و برجی که سرش به اسمان بساید تا نامی برای خویشتن پیدا کنیم...
و نه نامی برای خویشتن که نامی به جای خدا برای خویشتنی که به جای او بنشیند.
و خدا چه کرد؟
و خدا نازل کرد و زبانشان را مشوش ساخت تا سخن یکدیگر را نفهمند...!!!
صدایی گفت : و دیگر اسمان را نخواهی دید...


†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩٢/۱/۱٤ ۸:٠٥ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§