از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

با زبان با هم خداحافظی می کردیم . با دل سلام...

با زبان خوشبختی یکدیگر را کنار دیگری ارزو می کردیم و با دل خوشبختی را در کنار هم...

سخت است دل کندن از کسی که او همه ی دلت شده و رفتن بدون ان دیگری که برای هم ارزو می کردیم...

و تنها سفر کردن...

سخت است با خلوت خویشتن هم سفر گشتن ویاد عشقی که گاه به عشق بودنش شک می کنی...

مگر نه این است که سر انجام عاشق و معشوق یکی می شوند...؟؟؟

شک این معادله را به نا معادله مبدل می کند...

سر انجام عاشق و معشوق جدا می شوند...

کی گفته عشق یعنی وصال؟

شاید معنایش فراق باشد...

کسی چه می داند!


†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩٢/٢/۳۱ ٢:٢٠ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§