از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

جاذبه در حد امکان، دافعه در حد ضرورت
طلوع طلاییه دیگر طلایی نخواهد شد و سه راهی شهادتش همیشه داغدار شهادت توست و خاک پاکش هم چنان تابوت پیکرت و فضایش هنوز آکنده از ندای یا زهرایت.
ای بی‌مزار! ای که نامت تا ابد در طلاییه در اهتزاز خواهد ماند، به ما بگو چه رازی میان تو و مادرت زهرا (سلام‌الله علیها) است که چنان با یادش می‌زیستی و به نامش نفس می‌کشیدی و مشتاقانه پهلو سپر تیر کردی و خونت جاری شد و ملائک از تو به شگفت آمدند و تو بی‌قبر ماندی و بی‌نشان. هنگام شهادت روزه بودی و زیاد روزه می‌گرفتی. از میان خاطرات رفیقانت خیلی چیزها نصیبم شد. از اخلاق و تواضعت در برابر مردم گرفته تا اخلاص و خلوصت در برابر خدا. نماز شبت و به دل کوه زدن‌هایت، و خادم مسجد بودنت که صبح‌ها زودتر از همه به مسجد می‌رفتی و درب مسجد را به سوی مردم می‌گشودی و شب‌ها دور از چشم همه به نظافت آن می‌پرداختی. هنوز مسجد محل، صدای اذانت را در مناره‌ها به یادگار دارد و تصویر زیبایت بر کاشی‌های مسجد یاد تو را در دلها زنده نگه می‌دارد.
فرازی از نوشته شهید: همیشه سعی کنید جاذبه ما بیشتر از دافعه ما باشد. به قول شهید بهشتی جاذبه در حد امکان و دافعه در حد ضرورت. اختلاف سلیقه‌ها باعث جدایی شما نگردد و همیشه سعی کنید در کارهای خود پیرو ولایت فقیه باشید.


†ɢα'§ : به یاد شهدا
۱۳٩٢/٢/٢٥ ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§