از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

یه روز یه دانشجویی واسه خوردن غذا میره سلف دانشگاه ولی مستقیم میره سر میز اساتید و روبه روی استاد دانشگاه میشینه و شروع میکنه به غذا خوردن

استاد تا این صحنه رو میبینه عصبانی میشه و میگه: گاوها با پرنده ها تو یه جا غذا نمیخورن

دانشجو خیلی خونسرد میگه: بله درسته واسه همین منم پرواز میکنم و میرم یه جا دیگه میشینم!
استاد که شدیدا از دست دانشجوی حاضر جواب عصبانی میشه ...تصمیم میگیره موقع امتحان بزنه دهن دانشجورو سرویس کنه!
سر امتحان استاد بعد اینکه ورقه دانشجورو تصحیح میکنه متوجه میشه دانشجو میتونه به راحتی درسو پاس کنه

واسه همین بش میگه: یه سوال میپرسم اگه جواب منطقی بدی نمره تو میدم

و سوال اینه : تو یه کیسه پول و تو یه کیسه دیگه عقل و شعور وجود داره تو کدومو انتخاب میکنی؟

دانشجو کیسه پر پول!

استاد: ولی من عقل و شعور و انتخاب میکردم که خیلی مهمتر از پوله!

دانشجو: بله دقیقا! چون هر کسی چیزیو ورمیداره که نداره !
استاد که دیگه خونش به جوش اومده بود پای برگه دانشجو مینویسه" گاو" و برگه رو میده به دانشجو

دانشجو بدون اینکه به برگه نگاه کنه از کلاس میره بیررون ولی چند لحظه بعد میاد تو و به استادش میگه : خیلی ببخشید شما پای برگه من اسمتون رو نوشتین ولی نمره منو یادتون رفت بنویسی

-----------------------------------------------------------------------------------

جدا از طنز ی نکته اخلاقی داره اونم اینه که ....

نمیگم شما بگید همه چیا حاظر اماده می خواید؟؟؟


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۳/۱٥ ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§