از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

یادش بخیر دوران ابتدایی که بودم راه 5 دقیقه ای خونه تا مدرسه را 3 ساعت طول میدادم

چرا؟ چون توعرض خیابون راه می رفتم به صورت مارپیچ تا همه ی برگای خشک درختای چنارا که روی زمین ریخته شده بود زیر پام له کنم ... نیشخند

اخه صدای خش خش برگای خشک خزانا زیر پام دوست داشتم و دارم...


†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩٢/٧/۱٤ ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§