از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

دیشب به dfd فکر می کردم.

امروز 8 صبح تاریخ داشتم.

موضوع : محرم سال 61 هجری (عاشورا)

درکش برام سخته ولی خب سعی میکنم ی روز بتونم...

خیلی سعی می کنم شاد باشم ولی غمگینم .

مامانم میگه غمه محرمه...

زمان پرت ما بین کلاس تاریخ و کاربرد کامپیوتر را ترجیح دادم برم کتابخونه به مطالعه روش سیمپلکس بپردازم .

رفتم.

هنوز سه چهار صفحه از جزوه را هم نخونده بودم که خواب اومدم سراغم.

با صورت رفتم تو کتاب پژوهش عملیاتی مهرگان ! یهو دستم خورد رو به گوشیم صفحه گوشیم روشن شد . ساعت 15 :10

15 دقیقه دیگه کلاسم شروع میشد.

جمع کردم رفتم سر کلاس

موضوع : اموزش نرم افزار اکسل

فهمیدم در اینده زندگیم با این نرم افزار گره میخوره و مهندس صنایع بدون نرم افزار یعنی کشک و جمله ی معروف استاد : که ی مهندس صنایع باید شوی خوبی به نمایش بزاره به نظر جمله ی ساده ای میاد ولی تو دلش ی راز بزرگ نهفته است.چشمک


و من دوباره برای سپری کردن زمان پرت بین این کلاس و کلاس بعدی به کتابخانه میروم و مطالعه روش سیمپلکس

فکر کنم تنها دانشجوییم که از سالن مطالعه کتابخونه دانشگاه استفاده می کنم

هر وقت میرم خودم هستم و خودم!

دروغ نگم فقط یکبار دیدم گروهی از دوستان امدن هر کاری از دستشون بر اومد اونجا انجام دادن جز مطالعه! حکم مگس خر روی شیرنی را داشتن واسه منخنثی

تنهایی فرصت خوبیه واسه فکر کردن همیشه وقتی خودم با خودم خلوت می کنم به نتایج جالبی میرسم .

اندفعه ی چیزایی ازین روش سیمپلکس دستگیرم شد.

اخراش با چشم درس میخوندم ولی ذهنم در گیر طوفان واژه ها و اتفاقات مبهم دیگه ای بود.

رفتم کنار پنجره یکم هوا بخورم :هوا ابری بود از دیشب همینجوری داشت بارون میومد زمین خیس و هوا خنکای دلچسبی داشت .

ساعت : ده دقیقه به دو

کلاس 205b (اصول مدیرت)

استاد : فرض کنید شما مدیرید چه روش هایی پیشنهاد میکنید تا پرسنل شرکت شما از شما متنفر بشن؟!

منکه بر حسب عادت هیچ وقت تو نظر سنجیایی که توسط اساتید به این شکل مطرح میشه شرکت نمی کنم. چون دوست ندارم (جواب از این منطقی تر ؟!) بچه ها نظراشونا گفتن ...

و من یاد گرفتم اگر روزی روزگاری مدیر جایی شدم:

نگاه ابزاری به کارگرا یا کارمندام نداشته باشم(ی لحظه از خودم بدم اومد. با خودم گفتم نگاه ابزاری به از استفاده ابزاری (استفاده ابزاری کاری که ی مدت من با ادما میکردم البته اونا خودشون متوجه نمیشدن که مورد استفاده ابزاری قرار گرفتن ولی خودم که میدونستم ناراحت)کجایی فاطمه ؟؟؟...)

نکته دیگه رعایت اصل شایسته سالاری

نکته دیگه دادن اموزش لازم به زیر دستان

نکته دیگه واریز به موقع حقوق کارمندان

نکته دیگه واکنش به موقع در برابر عملکرد مثبت و منفی کارمندان یا کارگزان

استاد می گفت : از کلمه ی همیشه استفاده نکنید مثلا اگه بگید تو همیشه گند میزنی به خط تولید من این کلمه همیشه میره رو شخصیت طرف نه عملکردش...

نکته دیگه ساندویچ انتقاد بود

یعنی طرفا ببری تو اوج بعد بکوبی زمین بعد برای اینکه ناراحت نشه دوباره ببری تو اوجیولیولیول

البته استاد شیک درس میداد : ابتدا ی کار خوبشو می گیم بعد انتقاد می کنیم بعد یکار خوب دیگشو میگیم...

نکته ی دیگه توجه به امنیت شغلی پرسنل

نکته ی دیگه on time بودن مدیر (دیر نیاد زود بره )

استفاده از ی شخصیت مثبت (مدیر) ی شخصیت منفی (معاون)که یکی فشار بیاره اون یکی ماست مالی کنه...

نکته ی دیگه عدم نداشتن قدرت تصمیم گیری

و در انتها سخنی از یک غربتی :بهتره ادم هایی را که سراغ شرکت ما میان به عنوان مشتری نبینیم به عنوان ی میهمان ببینیم.

ساعت : بیست و یک و هشت دقیقه

تلویزیون شبکه یک اخبار داره مذاکرات ژنو را نشون میده . (نشست دکتر ظریف و خانم اشتن)


†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩٢/۸/۱٩ ٧:٤٥ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§