از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

راستی چرا هر وقت می خوامت نیستیسوال

هر وقت اشکی هستگریه

حرفی هست!

لبخندی هستلبخند

تو نیستی...تو چقدر دوری...مثل ستاره ها...

من از عشق های راه دور می ترسمنگران

چون وقتی ی ستاره چشمک می زنه معلوم نیست واقعا با توست یا کسی در ان سوی زمین...

خلاصه اینکه من از دوری تو بیش از عاشقی می ترسمنگران...

برای نبودنت بهانه ای بیاور تا عاشقی را بی بهانه بپذیرمقلب

بیا و با بودنت برای من بهانه ای بیاور

بیا و با من

فقط با من!

بگو تو بعانه ی زمینی برای باران...


†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩٠/٩/۱۳ ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§