از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

من نمیدونم استادا میان سر امتحان که چی بشه؟

کمک که نمی کنن ... خودتم یچیا درست نوشتی میان بالا سرت تز اب دوغ خیاری میدن تا بد تر گمراه شی...

البته استثناهاتی هم هست که دونستنش خالی از لطف نیست : خودم بارها و بار ها دیدم استاد میاد به دانشجوها تقلب میرسونه ! دانشجو هم سوال نکرده ها همینجوری خودشون وا میستن بالا سر یکی شانسی یا غیر شانسیشا خدا میدونه من نمیدونم!!! بعد یهو جواب یسری سوالا را به دانشجو مورد نظر می گن ... نمونش سر امتحان تاریخ دیروز ...

نمیدونم چرا ازین اتفاقا برای من نمیفته هیچ وقت ...استاد اومد اما هیچ توجهی به من نکرد...ناراحت

نکته جالبش اینجاست مراقبم نمیتونه به استاده چیزی بگه ...

ی مراقب داریم تو دانشگاه سگ صفت مثل عقاب میمونهتعجب

تو راه رو داره راه میره دانشجو اگه ته یکی از کلاسا در حال تقلب باشه در کلاسشون باز باشه شرط می بندم این از تو راهرو میبینه  و  مثل جن یهو بالا سر طرف ظهور می کنه ...

لامصب همیشه مراقب متحرک هم هست هم تو راهرو میره هم تو کلاسا سر کشی می کنه ....تقلب که میبینه درجا منگنه میکنه به برگ امتحان اون موقع که استاد داشت به دانشجو تقلب می رسوند قیافش دیدنی بود تو دلم گفتم اگه می تونی بیا استادا منگنه کن به برگه امتحانش...شیطان

شانس سگ یکی از دانشجوها تا اومد تقلب کنه این مراقبه مچشو گرفت اونم خواست زرنگ بازی دربیاره مراقبه گوششا گرفت پیچوند تعجبکاش فقط همین بود بهش گفت بزغاله اون تقلبیا که گزاشتی جیبت بده من....طرف عابروش به فنا رفت...

واما امروز سر امتحان کامپیوتر سوال اخر قرار نبود تو امتحان باشه استاد که از کنارم رد شد چیزی نگفتم فقط نگاش کردم (البته اول جلسه سلام و عرض ادب کردم خدمتشون ...) انقدر نگاهم ملتمسانه بود خودش منو دید خندش گرفت اومد گفت ببینم کدوم سوالا موندی منم ذوق کردم فک کردم الان راهنماییم می کنم ی کوچولو با دست سوال اخرا نشونش دادم خوند خندید گفت : اهان این از اون سوالاست که مشخص می کنه طرف چیزی که اومده ارائه داده را خوب خودش فهمیده یا نه الکی یچی حفظ کرده رفته اون بالا گفته ...

منم مثل یخ وا رفته گفتم الان من سنجیده شدم ...

خندش گرفت گفت کاری نداره فقط ی مثال ساده چیزی نمیخوایم از شما...!!!

گفتم منوهاش یادم نمیاد ...

همینجور که داشت میرفت گفت چیزیه که خودتون ارئه دادید سعی کن تو می تونی...

من تو دلم : انرزی مثبت دادنت تو حلقم نمره نمیشه واسه من...

من : مرسی متشکر

اخر امتحان :

من سر جلسه با ظاهری چون چی تو چی مونده به برگم نگاه می کردم به سوال اخر انقدر چرت و پرت نوشتم یکی میخوند ایکس و ایگرگ گاز می زد ...

استاد دوباره از کنارم رد شد : قبول دارم مال شما سخت بود! برنامه gams بود دیگه ...

من : سرمو تکون دادم نشون تایید

استاد : دورشد

من تو دلم : ممنون از شما استاد گرامی که امروز نقش سوهان روح را برای من به خوبی ایفا کردید ...

-----------------------------------------------------------

حالا این انتخاب برنامه ی gams هم برا خوش داستانیه :

اول ترم بود ماکه نمیدونستیم چی به چیه استاد چنتا برنامه نوشته بود رو تخته هر گروه باید یکی را برای ارائه انتخاب می کرد ...

استاد : gams اسون ترین برنامست !هرکی بر داره برد !کرده هیچی نداره...تعجب

هم گروهیم : استاد ما اینا بر میداریم...

خودمونا کشتیم روش کار کردیم خیلی شیک ارائه دادیم...

روز ارائه پایان جلسه استاد :

بهتون تبریک می گم اصلا انتظار نداشتم انقدر خوب پیش برید اعتراف می کنم این یکی از سخت ترین نرم افزار های موجود تو رشته ی شماست منو ببخشید اگه می گفتم سخته از اول هیچکدومتون حاضر نمیشد اینا برداره...

من و هم گروهیام : 0-O


†ɢα'§ : دست نوشت
۱۳٩٢/۱٠/۱٥ ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§