از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

داشتم تو کلاس از اول تا آخر با دوستم حرف میزدم ،

استاد آخرای کلاس دیگه از دستم خسته شده بود گفت:

پنج دیقه مونده دیگه حرفاتو جمع بندی کن


†ɢα'§ : fun
۱۳٩٢/۱۱/٢٢ ٥:٥٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§