از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes
بهش گفتم: زندگی ما زندگی جالبی‌یه هما.
بین تراژدی محض و کمدی ناب؛دائم داره پیچ و تاب می‌خوره.
یعنی یه جور ِ غم‌انگیز، خنده‌دار. یا شایدم یه جور ِ خنده‌‌دار غم‌انگیز باشه.
چیزی‌ام نیس که وسط شو پر کنه.
همه‌ی نکبتی‌ام که دچارشیم مال همینه...
همین که هیچ‌چی ‌مون حد وسط نیس هما. هیچ‌چی ‌مون.


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٤/٢/٢٢ ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

بیخیال این حوادث
راضیم به تو به رویا

به ى فنجون قهوه ى داغ

پشت میز کار فردا ...


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٤/٢/٢٢ ٩:٥۸ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

دلم یک دوست میخواهد ، که اوقاتى که دل تنگم

بگوید : خانه را ول کن ، بگو من کى ؟ کجا ؟ باشم


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٤/٢/٢٢ ۸:۳٥ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

مهربان بودن مهم ترین قسمت انسان بودن است .
این دل انسان است که او را سعادتمند و ثروتمند می کند .

انسان با آنچه که هست ثروتمند است نه با آنچه که دارد!

آرامش سهم کسانى است که بى منت میبخشند ،
بى کینه میخندند و در نهایت با سخاوت محبتشان را اکرام مى کنند


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٤/٢/٢٢ ۸:٢۸ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر

هیچکسی ، هیچ کجا ، به تو مانند نشد


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٤/٢/۱ ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

دریا هنوز هست ولى نمیدانم چرا

این رود بى اراده به جایى نمیرسد


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٤/۱/۱٩ ٢:٤٧ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

بى قرار توام و در دل تنگم گله هاست

آه بى تاب شدن عادت کم حوصله هاست


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٤/۱/۱٩ ٢:٤٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

کوچه پس کوچه ى این شهر پر از تنهاییست

آنقدر بى تو در این شهر غریبم که نگو ...


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٤/۱/۱٩ ٢:٤٠ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

دور یعنى : نرسى ! هى بروى ... هى بروى ... هى بروى...

معنى فاصله را جاده و پا آبله ها میفهمند...


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٤/۱/۱٩ ٢:۳٠ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

تنها و دل گرفته و بى یار و نا امید...

از حال من نپرس که بسیار خسته ام...


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٤/۱/۱٩ ۱:٢٠ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

بغض گلدان لب پنجره را ، چلچله ها مى فهمند
حال بى حوصله ها را ، بى حوصله ها مى فهمند...


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٤/۱/۱٩ ۱:٠٩ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

امدم وزن زندگی ام را درست کنم

غافل شدم قافیه اش را باختم...


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/۱٢/٤ ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

این شب ها

جای کمی تو

لابه لای این همه دیگران

خالیست...

 


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/۱٢/٤ ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

کنار چای و اتش بار ها یاد تو افتادم

چه دلتنگی شیرینی...

چه خوشبختیه کوتاهی...

 

Image result for ‫عکس چای‬‎


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/۱٢/٤ ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

طعم چای و قوری گلدارمان

لحظه های ناب بی تکرارمان...

 


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/۱٢/۱ ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

وقتی خــــــودم برای خـــــــودم چای دم کنم !

حق میدهـــــــی همیــــــشه من احساس غم کنم؟؟؟

  · 


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/۱٢/۱ ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

این مرد را که باز ،در تلخی غم است

مهمان به قند کن ، چایت اگر دم است

 


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/۱۱/۳ ٢:٠۳ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

من ز جمهوری چشمان تو در رنجم و کاش

بشوی مثله دلم دیکتاتوری دیوانه

همه از طرز نگاهت به تساوی مستند

حکم کن حبس شوم گوشه ی این میخانه


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/۱۱/۳ ۱:۱٧ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

چمدان دست تو و ترس به چشمان من است

این غم انگیز ترین حالت غمگین شدن است


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/۱۱/٢ ۸:۱٩ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

همین دو جمله ی کوتاه راز خوش بختیست...

به خاطر تو بمانم...

به خاطرت باشم...


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/۱۱/٢ ۸:۱۳ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

به اخمت خستگی در میرود

لبخند لازم نیست...

کنار سینی چاى تو اصلا

قند لازم نیست...


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/۱٠/٢٢ ٩:٠٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

فقط چند سال قبل تر

روزی روزگاری که window  فقط به معنی یه دریچه تو دیوار بود.

application روی کاغذ نوشته میشد

 دورانی که keyboard  نوعی  پیانو بود و mouse  فقط یک حیوان.

 سالها پیش به هنگامی که file وسیله مهمی در ادارات بود
 و hard drive یک سفر غیر راحت جاده ای

وقتی که cut با چاقو انجام میشد و paste  توسط چسب.

زمانه ای که web خانه عنکبوت بود و  *virus*  فقط نوعی میکروب

 موقعی که apple  و blackberry فقط میوه به حساب میومدن ،


و اون زمان ما وقت بسیار زیادی برای بودن با خانواده داشتیم !!!

 


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/۱٠/۳ ۱:٢٥ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

و چای . . . دغدغه عاشقانه خوبی ست

برای با تو نشستن بهانه خوبی ست

حیاطِ آب زده ، تخت چوبی و من و تو . . .

چقدر بوسه !!!

چه عصری !!!

چه خانه خوبیست . . .

 

  · 


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/۱٠/۳ ۱:۱۳ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

اذر هم تمام شد

انار ها ترک برداشته اند

خرمالوها را چیده اند

برگ ها کف پوش خیابان شدند

زیبا ترین رنگ امیزی طبیعت

و مظلوم ترین فصل سال

و من دوستی و دوستانم را از پائیز خدا هدیه گرفتم

اهل هر جایی که باشی

پائیزت با من یکیست...

پائیزتون پر از غروب های زیبا

زمستان پیش رو پر از ارامش

یلدا مبارک !

 


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/٩/۳٠ ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ﭼﻪ ﺍﻳﺪﻩ ﺑﺪﻱ ﺑﻮﺩﻩ،ﺩﺍﻳﺮﻩ ﺍﻱ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺳﺎﻋﺖ .

ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻴﮑﻨﻲ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻓﺮﺻﺖ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻫﺴﺖ :

ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩﻩ ۸ ﺻﺒﺢ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﻮﻱ ﻭ ﻣﻴﺒﻴﻨﻲ ﺷﺪﻩ ۸ ﻭ ﺭﺑﻊ٫

ﻣﻴﮕﻮﻳﻲ : ﺍﺷﮑﺎﻝ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺗﺎ ۹ ﻣﻴﺨﻮﺍﺑﻢ ﺑﻌﺪ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﻣﻴﺸﻮﻡ !

ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻣﺸﺐ ﺳﺎﻋﺖ ۹ ﻳﮏ ﺳﺎﻋﺘﻲ ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﮐﺘﺎﺏ ﮐﻨﻲ،

ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻲ ﮐﺘﺎﺏ ﻧﺨﻮﺍﻧﺪﻩ ۱۰ ﺷﺪﻩ .

ﻣﻴﮕﻮﻳﻲ : ﺍﺷﮑﺎﻝ ﻧﺪﺍﺭﺩ . ﻓﺮﺩﺍ ﺷﺐ ﺳﺎﻋﺖ ۹ ﻣﻴﺨﻮﺍﻧﻢ .

ﺳﺎﻋﺖ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ . ﺯﻣﺎﻥ ﺩﻭﺭ ﻳﮏ ﺩﺍﻳﺮﻩ ﻧﻤﻲ ﭼﺮﺧﺪ !

ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﺧﻄﻲ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﻣﻲ ﺩﻭﺩ . ﻭ ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ، ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ، ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﻴﮕﺮﺩﺩ .

ﺍﻳﺪﻩ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﺩﺍﻳﺮﻩ، ﺍﻳﺪﻩ ﺟﺎﺩﻭﮔﺮﻱ ﻓﺮﻳﺒﮑﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ !

ﺳﺎﻋﺖ ﺧﻮﺏ، ﺳﺎﻋﺖ ﺷﻨﻲ ﺍﺳﺖ !

ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻳﺎﺩﺁﻭﺭﻱ ﻣﻴﮑﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺍﻧﻪ ﺍﻱ ﮐﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﻲ ﮔﺮﺩﺩ .

ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﻱ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ،ﺑﻪ ﺟﺎﻱﻫﻤﻪ ﺩﮐﻮﺭﻫﺎ ﻭ ﻣﺠﺴﻤﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺳﺘﻮﻧﻬﺎ،

ﺳﺎﻋﺖ ﺷﻨﻲ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺳﺎﺧﺖ ﻭ ﻣﻴﮕﻮﻳﻢ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﺎﻋﺖ ﺷﻨﻲ،

ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺷﻦ ﺑﺮﻳﺰﻧﺪ ﮐﻪ ﺗﺨﻠﻴﻪ ﺍﺵ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻣﺘﻮﺳﻂ ﻋﻤﺮ ﻳﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻃﻮﻝ ﺑﮑﺸﺪ .

ﺗﺎ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﮐﻪ ﺭﻭﺑﺮﻭﻳﺶ ﻣﻲ ﺍﻳﺴﺘﻢ ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﺑﻴﺎﻭﺭﻡ

ﮐﻪ ﺯﻣﺎﻥ « ﺧﻂ » ﺍﺳﺖ ﻧﻪ « ﺩﺍﻳﺮﻩ »

ﻭ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﻲ ﮔﺮﺩﺩ...

 


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/٩/٢٦ ۱:٠۸ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

این سینه هوای یار میخواهد خب

بی تاب شده، قرار میخواهد خب

لبخند که میزنی لبت میشکفد

ما هم دلمان انار میخواهد خب!


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/٩/٢٦ ۱:٠٤ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

تمام مدت دارم به عکسی نگاه میکنم که دوستی برایم از غروب بیرون پنجره اش ارسال کرده ....

با خودم فکر کردم چقدر این پنجره غروب دیده و چقدر این غروبها را از یاد برده ...

اینقدر از یاد برده که شاید هر غروب برایش همان دلهره و جذابیت لحظه ی اول را داشته باشد ...

واقعا چه کسی به نبودن آن غروبهائی که بی صدا آمدند و بی صدا رفتند فکر میکند؟

شاید کسی که از غروب خاطره داشته باشد ...

 و تنها دلیل ماندن انگار همین خاطره هاست ...

انگار تمام من یک خاطره است ....که میتوانستم نباشم ،

وچقدر خاطره های نداشته ای دارم که بدلیل نبودنم رقم خورده اند ...

حالا که بیشتر فکر میکنم تمام احساساتم خاطره اند ،

ترس ، نفرت ، عشق و تمام احساساتی که تا بحال تجربه کرده ام همه خاطره اند

و برای همین هستند

و باز احساساتی هستند که چون خاطره نشدند , پس وجود ندارند ...

روزی یکی می گفت :وقتی کسی در کنارت هست، خوب نگاهش کن:

به تمام جزئیاتش

به لبخند بین حرف هایش

به سبک ادای کلماتش

به شیوه ی راه رفتنش، نشستنش

به چشم هاش خیره شو

دستهایش را به حافظه ات بسپار

که همه ی آن آدم برای بودن نیاز به خاطره شدن دارد...

گاهی آدم ها آنقدر سریع میروند که حسرت یک نگاه سرسری را هم به دلت میگذارند

و بعد از مدتی دیگر نیستند حتی در خیالت ...

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻳﺮ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﻴﻢ ، ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺮ . . . !

ﮐﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪﻥ ﺍﺳت :

ﻳﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺩﺭ ﻫﻮﺍﯼ ﺳﺮﺩ ﻏﻨﻴﻤﺖ ﻣﯽﺷﻮﺩ

وقتی خاطره ای از آفتاب ملایم صبح یک روز بهاری را به همراه داشته باشیم

روزی شازده کوچولو به روباه گفت نبودن یعنی چه؟

روباه گفت یعنی یادی از تو نباشد!

و با تمام این نیاز بودن به خاطره ها ....

موفق ها آنهائی هستند که از خاطره ها میگریزند ...

و شاید دلیل غمگین بودن غروب جمعه همین بودن دائمش باشد.

 


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/٩/٢٤ ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()


†ɢα'§ : از هر دری سخنی

ℭoη†iηuê
۱۳٩۳/٩/٢۱ ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

چای داغی که دلم بود , به دستت دادم

انقدر سرد شدم , که از دهنت افتادم

 


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/٩/٢٠ ۳:٠٠ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

توی تقویم امسالم چیز جدیدی نبود, همون روزای پارسال پیارسال بودن.


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/٩/۱٩ ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

بازی روزگار را نمی فهمم!

من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا...

و همه ما تنهاییم ... ؛

داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،

این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.

همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم

پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.

انسان عاشق زیبایی نمی شود، بلکه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!؛

انسان های بزرگ دو دل دارند:

دلی که درد می کشد و پنهان است، دلی که میخندد و آشکار است.

همه دوست دارند که به بهشت بروند، ولی کسی دوست ندارد که بمیرد.

عشق مانند نواختن پیانو است،

ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری،

سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی.

دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم. ‏‏

اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود.

عشق در لحظه پدید می آید.

دوست داشتن در امتداد زمان.

و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/٩/۱۳ ۳:٠٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 خوب بودن آسان است.

نه هوش می خواهد نه خلاقیت!

خوب بودن نیت می خواهد و همت.

و اگر خوب شوی...

با همه خوبان عالم برابری!


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/٩/۱۳ ٢:٥۸ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

«آ» : «آرامش» وقتی به سراغت می‌آید که «تلاش» کرده باشی.

«ا» : «اعتماد به ‌نفس» یک «سرمایه» است نه یک «کلمه»!

«ب» : برای «بهتر» شدن زندگی‌ات، «بهتر» فکر کن!

«پ» : چرک‌نویس‌های زندگی‌ات گاهی به «پاک‌نویس» احتیاج دارند!

«ت» : «تفاهم»، درک کردن نیازهای طرف مقابل است نه دانستن نیازهای خود!

«ث» : «ثابت‌قدم بودن»، یکی از راه‌های «موفقیت» است.

«ج» : «جرأت» با داشتن «ترس» به‌وجود می‌آید.

«چ» : «چگونگی برخورد با مشکلات و ناکامی‌ها» مهم است، نه خود مشکلات و ناکامی‌ها!

«ح» : «حاصل» هر زحمتی، رحمت است؛ مطمئن باش!

«خ» : «خداوند» دنیا را به تو نشان ‌می‌دهد؛ تو خودت را به خداوند نشان بده!

«د» : «داشتن‌ها» همیشه به انسان کمک نمی‌کنند؛ گاه این نداشتن‌هاست که موجب خلق آثار می‌شوند.

«ذ» : «ذره‌ ذره‌ی» زندگی‌ات را شکرگزار باش!

«ر» : «رهاشدن» از درد، ابتدای پذیرفتن درد است.

«ز» : «زشت یا زیبا»؛ این بستگی به نگاه تو دارد.

«ژ» : «ژولیدگی و آشفتگی ظاهری» می‌تواند دلیلی بر ژولیدگی و آشفتگی درونی نیز باشد؛ از پایه شروع کن تا به اصل برسی.

«س» : «سلامتی»، ثروتی‌ست که ثروت‌های دیگر را جذب می‌کند.

«ش» : «شکرگزاری» یعنی رسیدن به «شادکامی».

«ص» : «صادقانه» زندگی کن؛ صادقانه جواب بگیر.

«ض» : جلوی ضرر را از هر جا بگیری، منفعت است.

«ط» : «طاقت‌داشتن» در برابر سختی‌ها یعنی روزه داشتن تا هنگام افطار (سختی‌ها می‌روند و جسم و روح پیروز می‌شوند.)

«ظ» : «ظاهر» و باطن اگر به هم نزدیک شوند، آینه می‌شوی!

«ع» : «عشق» به زندگی‌ست نه عادت به زندگی.

«غ» : «غصه ‌خوردن» همچون سبزی نشسته است؛ غصه‌ها را بشور!

«ف» : «فاتح» فردای خود شدن، «امروز» را می‌طلبد.

«ق» : «قدرت» در دیدن معایب نیست؛ در گفتن محاسن است.

«ک» : «کمک کردن» به دیگران در حقیقت، یک نوع کنترل دردهای خودمان نیز هست.

«گ» : «گاهی» شعری زمزمه کن، عکس بگیر، مهمان دعوت کن، یادداشتی بنویس، گاهی از گله و غصه دوری کن؛ ضرر نمی‌کنی!

«ل» : «لحظه‌های» قشنگ زندگی‌ات را تکرار کن!

«م» : «محبت» هم‌چون مادر، منتظر دعوت نمی‌ماند.

«ن» : «ناامیدی» از ندانستن است!

«و» : «وفای‌ به‌ عهد» اولین نشانه برای اعتماد دو قلب است.

«ه» : «هدیه‌ی» خداوند به انسان، «عقل» اوست.

«ی» : «یاور» همیشه همراه، موبایل نیست؛ خداوند است!


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/٩/۸ ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

دارد به جانم لرز می افتد ، رفیق ؛ انگار پاییزم

دارم شبیه برگ های زرد و خشک از شاخه می ریزم

در خود فرو می میرم و چشمی مرا اینسان نمی بیند

آهسته دارم می روم از دست ، من با خود گلاویزم

دارد به گرد خویش می چرخاندم هر لحظه ، هر ساعت

من عقربه ؟! نه ... مثل عقرب زهرها در خویش می ریزم

دارد به گرد خویش می چرخا ... نه ... من در خویش می پیچم

من مار ؟! نه ... من مار زخمی ؟! نه ... ولی از زخم لبریزم

سرشار از زخمم بیا ، زردم بیا ، دستت نمک دارد

تا شور انگیزانیم ، با شوق از این خاک برخیزم

برفی ، زمستانی ، تگرگی ، نرم نرمک می رسی از راه

دارد به جانم لرز می افتد ، رفیق ؛ انگار پاییزم

 


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/٩/٧ ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

مهم نیست چقدر میمانی!

یک روز!...یک ماه!...یک سال!...

مهم کیفیت ماندن است.

بعضی ها در یک روز تمام دنیا را به تو هدیه می دهند.

گاهی بعضی ها یک عمر کنارت هستند اما جز درد هیچ چیز برایت ندارند

خوره می شوند و می افتند به جانت و تا ته روحت را می خراشند.

بعضی ها ناب هستند و به تو لحظه های ناب تری هدیه می دهند

این بعضی ها مهم نیست چقدر بمانند.

هر چه قدر هم که زود بروند

یادشان حس خوب بودنشان

تا همیشه هست

این آدم ها و این لحظه ها را دیوانه وار دوست دارم....

 


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/۸/٢٢ ٩:٢٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ﮐﺎﺵ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺩﯾﺪﺍﺭ،

ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﺍﺯ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ ...

ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﻓﻘﻂ ﻏﻢ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ !

ﻭ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﻧﺪﮎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪﯼ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﯼ،

ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ﺗﮑﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺸﺖ ﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﺟﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ ...

ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻧﮕﺬﺍﺭ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﭘﯿﺶ تو ﺑﺮﻭﺩ،

ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮕﻪ که ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭﺗﺮ ﻭ ﺷﺎﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ پیشت ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ...

 


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/۸/۱٧ ٩:۱٧ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی...

گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ...

گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات...

گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که...

گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای...! که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی...

گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود...

گاهی دلگیری...شاید از خودت.

 



†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/۸/٦ ٧:۱٥ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

زندگی ات را محدود به بودن و نبودن آدمها نکن..

روی پاهای خودت بایست تا تنهایی ات را بیهوده نیابی و هیچکس را بهترینه زندگی ات خطاب نکن...

یادت باشد :

آدمها بهترین که خطاب شوند خیالاتی میشوند...

هوا برشان میدارد و تورا به هر جهت که بخواهند میبرند...

زندگی ات را که مشروط به دیگران کنی جایی برای کشف خودت باقی نمی گذاری...

آدمها که مهم تلقی شوند تغییرت میدهند . آنوقت تو میمانی و یک دوگانگی شخصیت

یادت باشد :

کسی بهترینه زندگی ات میشود که خودش بخواهد...

مبادا عروسک خیمه شب بازی آلت دست دیگران شوی...

مگذار زندگی ات محتاج تأیید گرفتن از دیگران باشد...

با دهن کجی به تنهایی درونی ات،،حفظ ظاهر کن...

از ترس بی کسی به آغوشهای پیش پا افتاده پناه نبر...

هر تازه وارد ، رنجی تازه است.

یادت باشد : تازه واردها هم از ترس تنهایی به آغوش تو پناه می آورند...

دست تنهایی ات را به سمت هیچکس دراز نکن...

تا منت هیچ خاطره ی اشتباهی بر سر بی کسی ات نباشد

جهان از چشم تو نخواهد افتاد

مادامی که از چشمهای خودت نیفتاده باشی ...


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/۸/٢ ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯿﻢ ...

ﭼﻪ ﺗﻨﻬﺎ،ﭼﻪ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ ...

ﺍﻣﺎ با ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ...

ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺭﻭﺣﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ، ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ...

ﺑﯽ ﺻﺪﺍ،ﺑﯽ ﻫﯿﺎﻫو...ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ...

ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺁﮊﺍﻧﺲ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﺭﺳﯿﺪﯾﻦ!

ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﺑﺎﻗﯽ ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ؟

ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻮﻕ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺷﻨﻮﯼ ؟!

ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺻﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ : ﺣﻮﺍﺳﺖ ﮐﺠﺎﺳﺖ ؟!

ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ...ﺷﻨﯿﺪﯾﻢ ﻭ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯾﻢ ...ﺧﻮﺍﻧﺪﯾﻢ ﻭ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯾﻢ ...ﺩﯾﺪﯾﻢ ﻭ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯾﻢ ...

ﻭ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﺧﻮﺩﺵ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺷﺪ...

ﺁﻫﻨﮓ ﺑﺎﺭ ﺩﻫﻢ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺷﺪ...

ﻫﻮﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﺪ...ﺗﺎﺭﯾﮏ ﺷﺪ...

ﭼﺎﯼ ﺳﺮﺩ ﺷﺪ...

ﻏﺬﺍ ﯾﺦ ﮐﺮﺩ ...

ﺩﺭ ﯾﺨﭽﺎﻝ ﺑﺎﺯ ﻣﺎﻧﺪ ...

ﻭ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻗﻔﻞ ﻧﮑﺮﺩیم...

ﻭ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯾﻢ ﮐﯽ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ...

ﻭ ﮐﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺑﻨﺪ ﺁﻣﺪ ...

ﻭ ﮐﯽ ﻋﻮﺽ ﺷﺪیم...

ﮐﯽ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺘﺮﺳﯿﺪﯾﻢ ...

ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﻧﺨﻨﺪﯾﺪﯾﻢ ...

ﻭ ﺩﻝ ﻧﺒﺴﺘﯿﻢ ...

ﻭ ﭼﻄﻮﺭ ﯾﮑﺒﺎﺭﻩ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﯾﻢ ... ﻭ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺳﺮﻣﺎﻥ ﺳﻔﯿﺪ ﺷﺪ ...

ﻭ ﺍﺯ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﮐﯽ ﮔﺬﺷﺘﯿﻢ؟!

" ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﺑﺮﺍﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ با ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ...


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/۸/٢ ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻪ ﻣﯿﺸﻮﯼ...

ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺧﻮﺏ ﻣﯿﺸﻮﺩ...

ﺧﻮﺩﺕ...

ﻏﻤﺖ...

ﻣﺸﮑﻠﺖ...

ﻏﺼﻪ ﺍﺕ...

ﻫﻮﺍﯼ ﺷﻬﺮﺕ...

ﺁﺩﻣﻬﺎﯼ ﺍﻃﺮﺍﻓﺖ...

ﺣﺘﯽ ﺩﺷﻤﻨﺖ...

ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ...

ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻓﺮﻗﯽ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ ﮐﻪ ﺗﺠﻤﻞ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﮐﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﺗﻮﯾﻮﺗﺎ ﻟﻨﺪﮐﺮﻭﺯ ﭼﻨﺪ ﺍﺳﺖ؟

ﻓﻼﻥ ﺑﻨﺰ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻣﺪﻝ ، ﭼﻨﺪ ﺍﯾﺮﺑﮓ ﺩﺍﺭﺩ؟

ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ!

ﻧﯿﺎﻭﺭﺍﻥ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟

ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ ﻭ ﭘﺎﺳﺪﺍﺭﺍﻥ ﻭ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻭ ﺍﻟﻬﯿﻪ ﮐﺪﺍﻡ ﺣﻮﺍﻟﯽ ﺍﻧﺪ...؟

ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﭼﯿﻨﯽ ﻫﺎ ﮔﺮﺍﻧﺘﺮﯾﻦ ﻏﺬﺍﯾﺶ ﭼﯿﺴﺖ؟

ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ...

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭ ﺟﯿﺒﺖ ﺷﮑﻼﺕ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ...

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺮ ﻟﺐ ﺩﺍﺭﯼ...

ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺟﺪﻭﻟﻬﺎﯼ ﮐﻨﺎﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺭﺍﻩ ﻣﯿﺮﻭﯼ...

ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ، ﺩﻫﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻭ ﻗﻄﺮﻩ ﻗﻄﺮﻩ ﻣﯿﻨﻮﺷﯽ

ﺁﺩﻡ ﺑﺮﻓﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯿﮑﻨﯽ ... ﺷﺎﻝ ﮔﺮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﯿﺒﺨﺸﯽ

ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ...

ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﺑﺪﺍﻧﯽ ﺑﺮﺑﺮﯼ ﻭ ﻟﻮﺍﺵ ﭼﻨﺪ ﺍﺳﺖ

ﮐﻔﺎﯾﺖ ﻣﯿﮑﻨﺪ

ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﻏﺬﺍﯼ ﭼﯿﻨﯽ ﻧﯿﺴﺖ...

ﺁﺑﮕﻮﺷﺖ ﻫﻢ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ

ﺳﺎﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ ...


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/۸/٢ ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

پولدارى؛
منش است و ربطى به میزان دارایى ندارد

گدایى؛
صفت است ربطى به بى پولى ندارد...

دانایى؛
فهم و شعور است و ربطى به مدرک تحصیلى ندارد

نادانى؛
یاوه گویى است و ربطى به زیاده گویى ندارد...

دشمن؛
نمایشى از کمبودها و ضعف هاى خویش است و ربطى به بدسرشتى و بدخواهى طرف مقابل ندارد

یار؛
همدلى است و ربطى به همراهى و پر کردن کمبود ندارد...

وقتى گرسنه اى،یه لقمه نون خوشبختیه ..وقتى تشنه اى،یه قطره آب خوشبختیه ..وقتى خوابت میاد،یه چرت کوچیک خوشبختیه ...

خوشبختى یه مشتى از لحظاته ... یه مشت از نقطه هاى ریز،که وقتى کنار هم قرار مى گیرن،یه خط رو میسازن به اسم زندگى ...


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/٧/٢۸ ۱:۱٤ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

میگفت : که اینروزا آدم آه هاشو تو تنهائی بکشه بهتره,

جلوی آینه آه میکشی آینه کدر میشه چه برسه به آدمای بیحوصله ی الان,

چائیتون سرد نشه...

 


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/٧/۱٩ ٩:۳٥ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻤﺖ؛

ﭼﻮﻥ ﻣﻔﯿﺪﯼ!!!

ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻤﺖ؛

ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻣﻔﯿﺪ ﻧﺒﺎﺷﯽ!!!

ﻣﻦ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﮔﺮﺍﻥﻗﯿﻤﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻠﺴﺎﺕ ﻣﻬﻢ ، ﻭﺍﺑﺴﺘﻪﺍﻡ ..

ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺟﻌﺒﻪﯼ ﺁﺑﺮﻧﮓ ﺑﯽﺧﺎﺻﯿﺘﯽ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺍﺳﺖ ، ﺩﻟﺒﺴﺘﻪﺍﻡ..

ﻣﻦ ﺑﻪ ﻣﯿﺰی ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﭘﺸﺖ ﺁﻥ ﻣﯽﻧﺸﯿﻨﻢ ، ﻭﺍﺑﺴﺘﻪﺍﻡ..

ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﮔﻠﺪﺍﻥ ﮐﻮﭼﮏ ﮐﺎﮐﺘﻮسﮐﻨﺎﺭ ﭘﻨﺠﺮﻩ خانه ام ، ﺩﻟﺒﺴﺘﻪام...

ﻣﻦ ﺑﻪ ﮐﺘﺎﺑﻬﺎﯼ ﻣﺪﯾﺮﯾﺘﯽ ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪﺍﻡ ، ﻭﺍﺑﺴﺘﻪﺍﻡ ...

ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﮐﺘﺎﺏﻫﺎﯼ شاملوی ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰﻡ ، ﺩﻟﺒﺴﺘﻪام ...

ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽﻫﺎ ﺭﺍ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﻣﯽﺁﻣﻮﺯﻧﺪ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ،

ﺍﻣﺎ ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽﻫﺎ ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ ﺧﻮﺩ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ...

به کسی که دوستش داری دلبسته باش نه وابسته.....


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/٧/۱٩ ٩:٢۸ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

هی پا به پا نکن که بگویم سفر بخیر

مجبور نیستی که بمانی...

ولی نرو...

( مهدی فرجی )

 

عکس عاشقانه برای وبلاگ, عکس های عاشقانه 93, عکس های متحرک عاشقانه 2014,تصاویر متحرک عاشقانه ,عکس های عاشقانه ,عکس های متحرک


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/٧/۱٧ ۱:٢۳ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 سکوت گورستان رامیشنوى؟
دنیا ارزش دل شکستن را ندارد ...
میرسد روزی ک هرگز در دسترس نخواهیم بود ...
خاک آنتن نمیدهد ک نمیدهد...!
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﺖ
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ غصه ﻫﺎﯾﺖ
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻪ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﻧﺎﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﮑﻨﺪ
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ ﺑﺒﯿﻨﻢ
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯼ؟
ﭘﺲ ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ
ﻋﻤﯿﻖ ﻧﻔﺲ ﺑﮑﺶ
ﻋﻤﯿﻖ
ﻋﺸﻖ ﺭﺍ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ
بودن را
ﺑﭽﺶ
ﺑﺒﯿﻦ
ﻟﻤﺲ ﮐﻦ
ﻭﺑﺎﺗﮏ ﺗﮏ ﺳﻠﻮﻟﻬﺎﯾﺖ لبخند بزن
انسانها آفریده شده اند که به آنها عشق ورزیده شود و اشیاء ساخته شده اند که مورد استفاده قرار بگیرند؛ دلیل آشفتگی های دنیا این است که به اشیاء عشق ورزیده می شود و انسانها مورد استفاده قرار می گیرند.

†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/٦/۳٠ ۸:۳۸ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

طفل بی حوصله ام خسته ز تعططیلی ها

مهر من ! زود بیا وقت دبستان من است

 


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/٦/۳٠ ۸:۳۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

باز پاییز است ، اندکی از مهر پیداست

حتی در این دوران بی مهری

باز هم پاییز زیباست

 


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/٦/٢۸ ٧:٤٩ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

تصورکنیدبانکى داریدکه درآن هرروزصبح 86400تومان به حساب

شماواریزمیشودوتاآخرشب فرصت داریدتاهمه ى پول هاراخرج کنیدچون

آخروقت،حساب،خودبه خودخالى میشود..

دراین صورت شماچه خواهیدکرد؟

البته که سعى میکنیدتاآخرین ریال راخرج کنید!

هرکدام ازماچنین بانکى راداریم: بانک زمان

هرروزصبح،دربانک زمان شما86400ثانیه اعتبارریخته میشودوآخرشب این اعتباربه پایان میرسد..

هیچ برگشتى نیست وهیچ مقدارازاین زمان به فردااضافه نمیشود...

ارزش یک سال رادانش آموزى که مردودشده میداند!

ارزش یک ماه رامادرى که فرزندى نارس به دنیاآورده میداند!

ارزش یک هفته راسردبیریک هفته نامه میداند!

ارزش یک ساعت راعاشقى که انتظارمعشوقش رامیکشدمیداند!

ارزش یک دقیقه راششخصى که ازقطارجامانده،وارزش یک ثانیه راانکه ازتصادفى مرگبارجان به دربرده میداند!
پس....
هرلحظه گنج بزرگى است وگنجتان رامفت ازدست ندهید..
بازبه خاطربیاوریدکه زمان به خاطرهیچکس منتظرنمى ماند..
دیروزبه تاریخ پیوست!
فردامعماست!
وامروزهدیه است!


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/٦/٢٧ ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

دوباره پاییز ، اما نه فصل خزان زرد 

دوباره پاییز ، اما نه فصل اندوه و درد

دوباره پاییز ، فصل زیبای سادگی 

دوباره پاییز ، موسم شدید دلدادگی

 

Displaying photo 5.JPG


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/٦/٢٦ ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

سنگ فرش

زیر پای هیچکس

ذره ای فرو نمی رود

سنگ فرش

راه رسمی زمان ماست

عصر

عصر مردم بدون رد پاست


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/۳/۱٤ ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

گهگاه تنفسی به اوقات بده

رنگی به همین اینه ی مات بده

من میدانم سرت شلوغ است ولی

گاهی به خودت وقت ملاقات بده


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/۳/۱٤ ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

بی تو منم و دقایقی پژمرده

نه زنده حساب می شوم نه مرده

تلخ است اوقات

تلخ و خالی مثله

فردای قرار های بر هم خورده


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/۳/۱٤ ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

از ادمها بت نسازید

این خیانت است.

هم به خودتان هم به خودشان.

خدایی میشوند که خدایی کردن نمیدانند

و شما در اخر میشوید......سر تا پا کافر خدای خود ساخته.

به یاد زنده یاد خسرو شکیبایی


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/٢/۳٠ ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

دیـــگه روانشنــــاسی جواب نمیده img src=
باید جانــــور شناس باشی تا بعضیااارو بشنــــاسی !!!


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/٢/٢٤ ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

  در سمیناری به حضار گفته شد اسم خود را روی بادکنکی بنویسید .

همه این کار را انجام دادند . و تمام باد کنک ها در اتاقی دیگر قرار داده شد.

اعلام شد که هرکس بادکنک خود را ظرف پنج دقیقه پیدا کند. همه به سمت اتاق مذکور رفتن و با شتاب و هرج ومرج به دنبال بادکنک خود گشتند ولی هیچکس نتوانست بادکنک خود را پیدا کند.

دوباره اعلام شد این بار هرکس بادکنکی را که بر می دارد را به صاحبش دهد .طولی نکشید همه بادکنک  خود را یافتند .

دوباره بلندگو به صدا درامد که این کار دقیقا زندگی ماست .

وقتی تنها به دنبال زندگی خودمان هستیم به شادی نخواهیم رسید . در حالی که شادی ما در شادی دیگران است

شما شادی را به دیگران هدیه دهید تا شاهد امدن شادی در زندگی خود باشید.

 


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩۳/۱/٢٧ ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

هرگز تسلیم نشو...

سرباز پیاده در شطرنج اگر ادامه دهد وزیر میشود...


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱٢/٦ ۱:٤٦ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

in a place that nobody knows me! i can be anyone

ترجمه:در جایی که هیچ کس من را نمیشناسد(از گذشته ام خبر ندارد) من میتوانم هر کسی باشم.

دیالوگ برتر انیمیشن (RANGO) از دیدگاه کارشناسان و منتقدان.


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱٢/٤ ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

سلامتی همه باباهایی که:

با "کدوم گوری هستی تا این موقع شب؟

" میخوان بگن : عزیزم نگرانتم چرا دیر کردی؟


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱۱/٢٥ ٩:۱٥ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

همانطور که خوردن شراب حرام است، خوردن غصه هم حرام است!

و خوردن هیچ چیز مثل خوردن غصه حرام نیست.
اگر ما فهمیدیم که جهان دار عالم اوست،

دیگر چه غصه ای باید بخوریم؟!1

الهی! انت کما احب، فاجعلنی کما تحب!
خدایا! تو آنگونه ای که من دوست دارم، مرا آنگونه قرار ده که دوست می داری! 

1.دکتر الهی قمشه ای


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱۱/٢٥ ۱:٥٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

بزرگترین حماقت انسان درزندگی ...
لبخندزدن ب کسی است ک ارزش لگدهم ندارد!


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱۱/٢٤ ٢:٠٥ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()


من به مدرسه میرفتم تا درس بخوانم
تو به مدرسه میرفتی به تو گفته بودند باید دکتر شوی
او هم به مدرسه میرفت اما نمی دانست چرا...


†ɢα'§ : از هر دری سخنی

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۱۱/٢۱ ۱:۳۸ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

هدف بنده از نوشتن این وبلاگ فقط خالی کردن باری است که بر روی مغزم سنگینی میکند تا به جای این که در آینده دور موجب تومور شود و مرا بکشد وبمیرم, در آینده نزدیک موجب ترور شود و مرا بکشند و شهید شوم .

بگذارید از اولش شروع کنم صبح اعزام به خدمت سوار اتوبوسی راهی پادگان آموزشی شدیم ظهر از راننده خواستیم برای نماز نگه دارد که او نایستاد و قرار شد نماز را در پادگان بخوانیم نزدیک غروب به پادگان رسیدیم با این که از آنها خواستیم اجازه بدهند تا نماز ظهر را بخوانیم , نگذاشتند و من و چندین نفر سربازی که برای پذیرش به خط بودیم جلوی تابلوی " سربازی در ایران یک عبادت است مثل نماز خواندن " نمازمان قضا شد .



†ɢα'§ : از هر دری سخنی

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۱۱/۱٧ ۳:٥٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

تو یه روز سرد زمستونی؛ یه گنجیشک کوچیک رو یه شاخه نشسته بود.

هوا خیلی سرد بود و گنجیشکک قصه ما دیگه طاقت نداشت...
تا اینکه یخ زد و افتاد زمین‏!‏‏!‏ ^_^

دیگه اشهدشو خونده بود و داشت نفس های آخرو میکشید که یه گاو که از اونجا میگذشت (گلاب به روتون‏)‏ روش "پی پی‏"‏ میکنه و گنجیشکه از گرمای "پی پی‏"‏ گاوه یکمی جون میگیره‏!‏ ^_^
ولی هر چی تقلا میکنه؛ نمیتونه خودشو از شر "پی پی‏"‏ گاوه نجات بده؛ پس شروع میکنه به جیک جیک کردن...
که یه گربه پدرسوخته صداشو میشنوه و میاد از "پی پی‏"‏ درش میاره و بعد...
میخوردش‏!‏‏!‏‏!
پایان‏!‏ ^_^
----------------
نتیجه اخلاقی داستان:
1‏)‏ هر کس روت "پی پی‏"‏ کرد؛ دشمنت نیست
2‏)‏ هر کس از "پی پی‏"‏ درت آورد؛ دوستت نیست
3‏)‏ هر وقت تا خرخره تو "پی پی‏"‏ گیر کردی؛ سعی کن جیکت در نیاد‏!

خب بچه های گلم؛ اینم از لالایی امشبتون. زود برید بخوابید وگرنه یه داستان دیگه براتون تعریف میکنما!


†ɢα'§ : fun, از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱۱/۱٦ ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 

پنیر مجانی فقط در تله موش پیدا می شود !

"برای موفقیت بهایش را باید بپردازید..."


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱۱/۱٥ ۳:۳۸ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

این روزها عاطفه ها را هم با پول قیاس می کنند

جشن عاطفه ها می گیرند و کمک های نقدی جمع می کنند

دریغ از کمی محبت به همان یتیم پر درد...

این است تفسیر ما از عشق و عاطفه!!!


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱۱/۱٢ ٢:٢٥ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

کاش کسی یاد معلم ها میداد :

اول مهر شغل پدر ها را نپرسند وقتی هنوز احترام به شغل ها را و افتخار به همه ی پدر ها را یاد دانش اموزانشان نداده اند !

حالا قصه ی چشمان یتیمی که نم میخورد بماند....


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱۱/۱٢ ٢:٢٠ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 

زمانی ارزش انسانیت مشخص میشود که در اوج نداری داشته هایت را تقسیم کنی.


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱۱/٩ ٢:۱٧ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

پس از کلی فقر به ثروت و شهرت رسیدم

و آموختم که با پول می شود
خانه خرید ولی آشیانه نه؛
رختخواب خرید ولی خواب نه،
ساعت خرید ولی زمان نه؛
می توان مقام خرید ولی احترام نه؛
می توان کتاب خرید ولی دانش نه؛
دارو خرید ولی سلامتی نه؛
می توان آدم خرید ولـــــــــــــــــــــــــــــــــــی دل نه!

 


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱۱/٩ ۱:٥٥ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 

عاشـق اون دیالوگـم

که پدر ژپتو به پینوکیــو میگــه :

پینــوکیــو... چوبــی بمان !

آدم هــا سنگــی اند

دنیایشــان قشــنگ نیســت ...


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱۱/٩ ۱:٥٢ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

کسی که می خواهد کاری انجام دهد؛؛؛راهش را پیدا می کند

و کسی که نمی خواهد؛؛؛بهانه اش را؛؛


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱۱/۸ ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

برای زنده باد شدن باید سعی کنیم زنده یاد شویم ...،

با نامی نیک که از افکار ، رفتار و اعمالی نیک سرچشمه می گیرد ...

و چه زیبا گفته سعدی علیه الرحمه :

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز

مرده آنست که نامش به نکویی نبرند ...


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱۱/۸ ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

وقتی تخم مرغ به وسیله یک نیرو از خارج می شکند؛؛؛

یک زندگی به پایان می رسد؛؛؛

اما وقتی از داخل می شکند ؛؛؛یک زندگی آغاز می شود ؛؛؛

تغییرات بزرگ همیشه از درون انسان شروع می شود ؛؛؛


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱۱/۸ ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ﺍﺳﺘﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺑﻨﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ؟         
ﻫﺮﯾﮏ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ، ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ: ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ درشت
ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ:ﻗﺪﯼ ﺑﻠﻨﺪ.ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ:ﭘﻮﺳﺖ ﺷﻔﺎﻑ ﻭﺳﻔﯿﺪ…!         
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﻭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﮐﯿﻔﺶ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ .
ﯾﮑﯽ ﺍﺯﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻟﻮﮐﺲ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ
ﺳﻔﺎﻟﯽ ﻭ ﺳﺎﺩﻩ،ﺳﭙﺲ ﺩﺭ ﻫﺮ ﯾﮏ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﯾﺨﺖ.
ﺭﻭ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻫﺮ ﺭﯾﺨﺘﻢ
ﻭ ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥﺳﻔﺎﻟﯽ ﺁﺑﯽ ﮔﻮﺍﺭﺍ،ﺷﻤﺎﮐﺪﺍﻡ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽﮐﻨﯿﺪ؟         
ﻫﻤﮕﯽ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﺭﺍ !         
ﺍﺳﺘﺎﺩﮔﻔﺖ: ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﺪ؟ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﻘﯿﻘه ﺩﺭﻭﻥ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ         
ﺭﺍﺷﻨﺎﺧﺘﯿﺪ، ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺑﯽ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺷﺪ...


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱٠/۱٦ ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

در فولکلور آلمان، قصه ای هست که این چنین بیان میشود:
مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده است. شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد، برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت. متوجه شد که همسایه اش در دزدی مهارت دارد، مثل یک دزد راه میرود و مثل دزدی که میخواهد چیزی را پنهان کند، پچ پچ میکند. آنقدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد، لباسش را عوض کند، نزد قاضی برود و شکایت کند. اما همین که وارد خانه شد، تبرش را پیدا کرد؛ زنش آن را جابجا کرده بود. مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر نظر گرفت و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه میرود، حرف میزند و رفتار میکند.
 
پائولو کوئیلو میگوید:
 
«همیشه این نکته را به یاد داشته باشید که ما انسانها در هر موقعیتی، معمولا آن چیزی را میبینیم که دوست داریم ببینیم»

†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۱٠/٧ ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

میخواهم بگویم؛ فقر همه جا سر میکشد …

فقر ، گرسنگی نیست، عریانی هم نیست …

فقر ، حتی گاهی زیر شمش های طلا خود را پنهان میکند …

فقر ، چیزی را “نداشتن” است ؛ ولی آن چیز پول نیست ؛ طلا و غذا هم نیست …

فقر ، ذهن ها را مبتلا میکند …

فقر ، اعجوبه ایست که بشکه های نفت در عربستان را تا ته سر میکشد …

فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفته ی یک کتابفروشی می نشیند …

فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است که روزنامه های برگشتی را خرد میکند …

فقر ، کتیبه ی سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند …

فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود …

فقر ، همه جا سر میکشد …

فقر ، شب را “بی غذا” سر کردن نیست …

فقر ، روز را “بی اندیشه” سر کردن است …


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/٩/٢٩ ٢:٤٧ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 

تصور کنید در بیابان خشک و بی پایانی در حال راه رفتن هستید خسته،گرسنه،تشنه،پس از 5 ساعت پیاده روی......ناگهان ساختمان مجلل و با شکوهی در جلوی شما ظاهر می‌شود.

1.ساختمانی که جلوی شما ظاهر شده است چیست؟

الف-یک قصر    ب- یک موزه    ج-یک هتل    د-یک بنای مذهبی (مسجد-کلیسا-......)

2.شما از چه طریقی وارد ساختمان می‌شوید؟

الف-پنجره    ب- در        ج- بالکن         د- تونل زیر زمینی

 وقتی وارد ساختمان شدید آن را بسیار مجلل و باشکوه می یابید......ناگهان صدای در زدن می‌شنوید...در را باز می‌کنید و کسی را می‌بینید که واقعاً می‌خواستید با او باشید.

3. آن شخص کیست؟

به گشتن ادامه می‌دهید...پلکانی را می‌بینید که به طبقه بالا می‌رود.

 4.مارپیچی است یا مستقیم؟

از پلکان بالا می‌رویم تعداد پله ها را می‌شمارید.

5.چند پله بود؟(هر عددی از یک تا بی نهایت)

بعد وارد اتاقی می‌شوید..........

6.دلتان می‌خواهد این اتاق چقدر بزرگ باشد؟

الف-به اندازه یک آکواریوم

ب-به اندازه یک اتاق معمولی  

ج-به اندازه یک جنگل

 د-به اندازه  اقیانوس آرام

7.دلتان می‌خواهد رنگ دیوار اتاق چه باشد؟

الف-قرمز    ب-سیاه و سفید      ج- ارغوانی      د-زرد یا پرتقالی      و-رنگ های رنگین کمان

یک میز جلوی شما ظاهر می‌شود...

8.آیا گرد- مربع- مثلث یا بدون شکل خاصی است؟

و ظرفی با 5 میوه روی آن قرار دارد: گیلاس- سیب- کیوی- طالبی-هندوانه

9.یک میوه را انتخاب کنید.......

میوه ای که انتخاب کرده اید شما را به یاد این شخص می‌اندازد...

10.نام او را بنویسید.

11.شما میوه را برمی‌دارید و.........

الف-بلافاصله آن را می‌خورید.

ب- قسمت کرم خورده را می‌ برید و قسمت سالمش را می‌خورید.

ج-آن را می‌برید و داخلش را می‌بینید که کرم خورده است و....بعد به خوردنش ادامه می‌دهید

د-اگر کرم خورده باشد تمامش را دور می‌اندازید

از آن ساختمان خارج می‌شوید و 5 حیوان را می‌بینید.موش- آهو- اسب- دلفین- فیل

12.این حیوانت را به ترتیب اولویت که برایتان دارند رده بندی کنید..

جواب ادامه مطلب


†ɢα'§ : از هر دری سخنی

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/٩/٢٠ ٦:٤۳ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 

از مرگ نترسید !

از این بترسید که وقتی زنده‌اید

چیزی در درون شما بمیرد


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/٩/۱۱ ۸:۱۳ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

مردمی را دیدم
برای داشتن ظاهری زیبا، وقت و هزینۀ زیادی صرف می کردند
اما برای داشتن ذهنی زیبا، هیچ . . .


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/٩/۱۱ ۸:٠۸ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

اولش همه شکل هم هستیم!
کوچولو و کچل....حتی صداهامونم هم شبیه به همدیگه است با اولین گریه بازی شروع میشه ...هی بزرگ می شیم ...بزرک و بزرگ تر ...اونقدر بزرگ که یادمون میره یه روز کوچولو بودیم...
دیگه هیچ چیزمون شبیه هم نیست ..حتی صداهامون ...گاهی با هم می خندیم گاهی به هم!
اینجا دیگه بازی به نمیه رسیده:واسه بردن بازی روی نیمه ی دوم نمیشه خیلی حساب کرد..گاهی باید برای بردن بازی بین دو نیمه دوباره متولد شد...

هعی....

هرجا هستین خوب و خوش باشین و سلامت باشین کوچولوهای کچل :)



†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۸/٢٥ ٤:٥٦ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

تلخ است که لبریز حقایق شده است

زرد است که با درد موافق شده است

عاشق نشدی و گر نه می فهمیدی

پاییز بهاری است که عاشق شده است


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/٧/۱۳ ٧:٤٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

دیشب خسته تر از هر روز بودم . . .

کاش میشد گوشه ای می نوشتم : خدایا خیلی خسته ام ، فردا صبح بیدارم نکن ! 

کــاش فــقــط یــکــ نــفــر نــگــران مــن و تــنــهــایــی هــایــم بــود...

و اینجا مینویسم از تمام دردهایی که دارند زمین گیرم میکنند...

به دیدنم که می آیی ، قدری " آرامش " به نوشته هایم بپاش....

همیشه دعوتی به دلتنگی هایی که بوی " تنهایی " میدهند

تَرجیح مــےבَهَم هَمــ ﮧ را غَریبــﮧ صـِבا کنم.!

تا وَقتــے از پُشت خَنجر میزَننـב... باخوבم بگویَم:

بـے خیال از غَریبــﮧبیش اَز ایـטּ اِنتظار نیست...!! . . . .

آنکه می رود فقط می رود .. ولی آنکه می ماند درد می کشد ، غصه می خورد ، بغض می کند ، اشک می ریزد و تمام این ها روحش را به آتش می کشد و در انتظار بازگشت کسی که هرگز باز نخواهد گشت آرام آرام خاکستر می شود ....

آری ، این است خاصیت عشق یک طرفه ....

از کسی که دوستش داری ساده دست نکش چون بعد رفتنش اینقدر قلب و ذهنت پر خاطرات میشه کــه نمی تونی قـــلب و ذهنتـــو به دیگـــری بدی…..! . . .

تنهایی یعنی:ذهنم پراز تو وخالی از دیگران است اما...کنارم خالی از تو وپراز دیگران است


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/٦/٥ ٥:۱٩ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ببار باران که دلتنگم...مثالِ مرده بی رنگم

ببار باران کمی آرام...

که پاییز هم صدایم شد

که دلتنگی وتنهایی رفیق باوفایم شد

ببار باران......

بزن برشیشه ی قلبم بکوب این شیشه را بشکن

که درد کمتری دارد اگر با دستِ تو باشد

ببار باران.....

که تا اوج نخفتن ها مدام باریدم ازیادش

ببار باران..درخت وبرگ خوابیدن

اقاقی..یاس وحشی..کوچه ها روزهاست خشکیدن

ببار باران..جماعت عشق را کشتن

کلاغا بوته ی سبز وفا را بی صدا خوردن...

ولی باران تو با من بی وفایی.......

تو هم تا خانه ی همسایه می باری و تا من....

می شوی یک ابرتوخالی

ببار باران........

ببار باران..................که تنهایم



†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/٥/٢۳ ٦:۱۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

نیا باران زمین جای قشنگی نیست

من از جنس زمینم خوب میدانم

که اینجا جمعه بازار است

و دیدم عشق را راحت فروشندش به هیچ

در اینجا قدر مردم را به جو اندازه میگیرند

من از اهل زمینم

خوب میدانم که گل در عقد زنبور است

ولی سودای بلبل دارد و پروانه را هم دوست میدارد

نیا باران پشیمان میشوی

آخر زمین جای قشنگی نیست

 

 .


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/٥/٢٠ ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

صدایم کن

صدای تو ترانست

نفسهای تو در گوشم کلامی عاشقانست

اگر از بودن و ماندن

بدون عشق دلگیرم

صدایم کن به آغازی

که من بی عشق می میرم

اگر خوابم

اگر بیدار

اگر مستم

اگر هوشیار

صدایم کن

در آغوشت نگاهم دار

کویرم من

اگر گلزار

اگر هیچم

اگر بسیار

صدایم کن

در آغوشت

نگاهم دار.


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/٥/۱ ٦:۱٠ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

چشم چشم دو ابرو،نگاه من به هرسو!

پس چرا نیستی پیشم؟نگاه خیس تو کو؟

گوش گوش دوتا گوش،یه دست باز یه آغوش!

بیابگیر قلبمو، یادم تورا فراموش!

چوب چوب یه گردن،جایی نری تو بی من!

دق میکنم میمیرم،اگه دوربشی ازمن!

دست دست دوتا پا،یاد تو مونده اینجا!

یادت میاد که گفتی،بی تو نمیرم هیچ جا؟

من؟من؟ یه عاشق!همون مجنون سابق...

-------------------------------------------------------------------------------------

سنجاق شده از http://rooster1.blogfa.com


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/٤/۱٧ ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

قلببا من قدم بزن حالا که با منیقلب

قلبحالاکه بغضی ام حالا که سهممیقلب

استرسبا من قدم بزن می لرزه دست وپاماسترس

سوالبی تو کجا برم بی تو کجا بیامسوال

قلبدست منو بگیر کنار من بشینقلب

قلبقلبقلبمن عاشق توام حال منو ببینقلبقلبقلب

نگراناز دلهره نگو از خستگی پرماوه

چشمبی تو میشینمو روزا رو میشمورمچشم

مژههر جا بری میام دلگرمو بی قرارمژه

عینکبی من سفر نرو تنهام دیگه نزارعینک

قلبتو با منی هنوز عطر تو بامنهقلب

لبخندلبخندلبخندفردا داره به ما لبخند میزنهلبخندلبخندلبخند

دلقکهورا♫♫♫هورادلقک

ناراحتبی تو برای من فردا پراز غمهناراحت

ناراحتبی تو هوا خسه دنیا جهنمهناراحت

خنثیدست منو بگیر تو اوج اضطراباسترس

ماچبازم منو ببـــــــــر با بوسه ای به خوابماچ

قلببا من قدم بزن تو این پیاده روقلب

قلبمن عاشقت شدم از پیش من نروقلب

قلبهر جا بری میام دلگرمو بی قرارقلب

قلببی من سفر نرو تنهام دیگه نزارقلب

قلبتو با منی هنوز عطر تو بامنهقلب

لبخندلبخندلبخندفردا داره به ما لبخند میزنهلبخندلبخندلبخند


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/۳/۱٩ ۸:٥٧ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

هرکه عیب دگران پیش تو اورد و شمرد

بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/٢/۳۱ ٥:٠٥ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

عقل یگانه روش کشف حقیقت است .


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/٢/٢۸ ٤:٤٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

دوستم مریم میگه :

کم باش!

اصلاهم نگران گم شدنت نباش

اونیکه اگه کم باشی گمت میکنه همونیه که اگه زیادباشی حیفت میکنه ...

سعی کن متفاوت باشی فقط خوب باش این روزها خوب بودن به اندازه کافی متفاوته!!!


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/٢/٢٤ ٧:٢۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

در نهان به انانی دل می بندیم که دوستمان ندارند

و در اشکارا از انانی که دوستمان دارند غافلیم

شاید این است دلیل تنهایی ما...


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/٢/٢٢ ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

مشکل فرصتیست تا چیزی مسی درون وجودت را به طلای ناب تبدیل کنی.


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/٢/۱۸ ۸:۱٠ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

از خدا جز خدا را نباید خواست.


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/٢/۱۸ ۸:٠٥ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

زنده بودن را به بیداری بگزرانیم که سال ها به اجبار خواهیم خفت.


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/٢/۱۸ ٦:٤٩ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ه تصویر زیر نگاه کنید و چشم ها رو به راست و چپ تکون بدید.


†ɢα'§ : از هر دری سخنی

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/٢/٩ ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

به این تصویر نگاه کنید. آیا خطوط افقی موازی هستند؟

 


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/٢/٦ ۱:٢٧ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

خطای دید باور نکردنی چهره یک مرد:
به چهار نقطه سیاه در مرکز شکل به مدت یک دقیقه خیره بشید.
بعد چشمتون رو ببندید و بعد به یه جای روشن نگاه کنید(مثل دیوار). موقع پلک زدن چهره یک مرد رو خواهید دید.

http://www.illusions.org/dp/files/1-54.gif


†ɢα'§ : از هر دری سخنی
۱۳٩٢/٢/٦ ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§