از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

انتظارش،انتظارم سیرکرد

آنکه میخواهدبیاید دیرکرد

تابه کى درانتظارش دیده بردردوختن؟

آمدن;

رفتن;

ندیدن;

سوختن...

ای که دستت میرسدبرزلف یار;درحضورش نام ماراهم بیار.

 


†ɢα'§ : در انتظار ظهور
۱۳٩٢/۱٢/۱٦ ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§