از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

چه مؤلفه‌هایی باعث قدرت نرم در انقلاب اسلامی شد که توانست بدون هجمه نظامی و حتی ادعای هجمه فرهنگی، بنیان به ظاهر مستحکم غرب را دچار خدشه کند؟
گرداب- انقلاب اسلامی ایران، طرح نویی بود که بسیاری از معادلات استکباری حاکم بر عالم را دچار دگرگونی ساخت. طرفداران نظریه‌های مطرح جهانی را هم در بسیاری موارد دچار تناقض فلسفی کرد و حرکت عمومی جهان را از افتادن در سبیل انحطاط به راهی روشن رهنمون ساخت. اساسا این انقلاب اسلامی بود که با طرح چالش جدید، جریان استکبار را وارد فاز بی هویتی و انفعال ساخت و ضرباهنگ پر شتاب آنان را منفی کرد.

انقلاب اسلامی ما مدلی به جهان عرضه کرد که در عین تکثر در محتوا، از وحدت در پایه‌ها برخوردار بود و به خاطر ترکیب در روش‌ها، بساطت و ثبات در مفاهیم خود را از دست نداده بود.

در عین حال اساسا با تصلب و خشک مغزی معارض بود و با نسیان اصول و برخورد مداهنه آمیز با آنان نیز سر ستیز داشت.

انقلاب اسلامی با این رویکرد پایه‌های اومانیسم، لیبرالیسم و کاپیتالیسم را به چالش کشید. صاحبان این منش‌های منحرف، سالیان مدیدی بود که با حاکم ساختن تک صدایی بین‌المللی تصور پدیدار شدن معارض برای خود را نیز به فراموشی سپرده بودند.

این در حالی بود که آنان در عین حال با تجهیز خود به انواع و اقسام وسایل و تجهیزات و اسلحه‌های نظامی، امنیتی و سیاسی، معارض اصلی خود را در این حوزه‌ها شناسایی کرده و اساسا به وجود آمدن معارضی در حوزه اندیشه و تفکر برای خود را محال می‌شمردند.

انقلاب عظیم اسلامی اما نه بنیه‌ای در به راه‌اندازی جنگ سخت و معارضه رویاروی نظامی با استکبار جهانی داشت و نه اساسا هدفی در این زمینه برای خود ترسیم ساخته بود، اما نفس شکل گیری انقلابی بر پایه اندیشه دگراندیشانه با اندیشه حاکم جهانی بود که به سرعت توانست ساز و کارهای متصلب غربی را به معارضه طلبد. دشمن انقلاب اسلامی هم که به خوبی از سطح فیزیکی توان انقلاب اسلامی با خبر بود می‌دانست که انقلاب تضادی در سطح مفهوم با او دارد و تعارض، نظامی نیست.

اما سخن آن است کهچه مؤلفه‌هایی باعث این قدرت نرم در انقلاب اسلامی شد که توانست بدون هجمه نظامی و حتی ادعای هجمه فرهنگی، بنیان به ظاهر مستحکم غرب را دچار خدشه کند؟

چه عناصری در انقلاب اسلامی نهان شده بود که به محض پدیداری این پدیده، رعشه و ترس بر اندام لیبرالیسم افتاد و قبل از آنکه تهاجم فرهنگی انقلاب به غرب برسد، آنان این احساس ترس را در لایه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خود لمس کردند؟

چه راهبردهای الهام آفرینی در ذات حرکت امت اسلامی وجود داشت که به سرعت ارتش‌های ضد فرهنگ نظامی و غیر نظامی اروپا و آمریکا را بسیج ساخت تا با هماهنگی و در بالاترین سطح قدرت، به زعم خود دمار از روزگار این انقلاب نوپا در آورده و پایه‌های آن را خشک کنند؟

و بالاخره این سوال مطرح است که در نهان انقلاب اسلامی چه ساختاری تعبیه شده بود که با پالایش درونی علاوه بر آنکه تهاجمات نظامی، سیاسی، فرهنگی، امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و ... غرب را سد و سعی کرده تا اندک گزندی به پایه‌های انقلاب وارد نیاید، به علاوه هر حمله را به فرصتی برای نوسازی و نوزایی درونی خود تبدیل کرده و در مقابل دشمن را در سطحی که اساسا تصور نمی‌شده زمین‌گیر ساخته است؟

برای پاسخ به این سوال حداقل به چهار عنصر اصلی می‌توان اشاره کرد که این قابلیت‌ها در آنها متمرکز است تا به محض برخورداری یک جمعیت از آن، تاثیرات شگرف پیرامونی در اطراف آن پدید آید.


†ɢα'§ : سایبری به سبک شازده

ℭoη†iηuê
۱۳٩٠/۱٠/۱٤ ۸:٢٠ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

در بحث تهدیدشناسی برای رسیدن هدف مطلوب، اولین مطلبی که دارای اهمیت، تعریف تهدید است. هر کشوری می‌تواند سه محور را به‌عنوان ارزش‌های حیاتی خود تعریف کند که به مخاطره افتادن آن‌ها به مفهوم از بین رفتن پایه و اساس حاکمیت آن کشور است:
1. تمامیت ارضی آن کشور
2. ایده‌ها و الگوهای رفتاری جامعه
3. حاکمیت مستقر در آن کشور

بنابراین منظور از تهدید، عنصر یا وضعیتی است که یکی از این روش‌های حیاتی را به مخاطره می‌اندازد. هدف تهدید چیست؟ هر ویروسی یک هدف دارد؛ هدف ویروس تهدید، مختل کردن و در نهایت از بین بردن امنیت یک جامعه و در نهایت نابودی حاکمیت است. در گذشته از ابزارهای سخت و ادوات نظامی استفاده می‌کردند، اما امروزه از تهدید نرم استفاده می‌کنند.


†ɢα'§ : سایبری به سبک شازده

ℭoη†iηuê
۱۳٩٠/٩/۱٠ ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

جنگ نرم این روزها جای قدرت نظامی را برای نفوذ و تحمیل اراده‌ ابرقدرت‌ها بر دیگران گرفته است.
به گزارش گرداب، در طول تاریخِ روابط بین‌الملل تا پایان جنگ سرد، کاربرد قدرت نظامی همیشه شیوه‌ غالب و جاافتاده‌ قدرتمندان جهان بود برای اعمال نفوذ و تحمیل اراده‌شان بر دیگران. طبعا کشورهایی مانند بریتانیا در قرن نوزدهم و ایالات متحده‌ آمریکا پس از جنگ جهانی دوم که از این حیث بر همتایان خود برتری داشتند، همواره از بیشترین ظرفیت برای تصاحب جایگاه هژمونی برخوردار بودند.

در دوران جنگ سرد به دلیل سیطره نگرش رئالیستی بر فضای ادبیات روابط بین‌الملل، صاحب‌نظران برای مشروع، طبیعی و اجتناب‌ناپذیر جلوه دادن کاربرد قدرت نظامی با هدف تأمین نظم و امنیت، به ارائه‌ توجیهاتی علمی پرداختند. آنان همچنین دستور کار سیاست جهانی را حول محور موضوعات حاد نظامی- امنیتی تنظیم کردند.


†ɢα'§ : سایبری به سبک شازده

ℭoη†iηuê
۱۳٩٠/٩/٩ ٢:٠۳ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

بصیرت در واقع به معنای بینش و شناخت نسبت به مسائل است.

این واژه ماخوذ از واژه بصر به معنای چشم است ولی بصیرت به معنای درکی است که پس از دیدن حاصل می‌شود درک و دریافتی که بعد از مشاهده یک شیء ملاحظه می‌شود.

بصیرت وجه ممیزه تشخیص دشمن و دوست و یکی از مسائل بسیار پر اهمیتی است که مورد تاکید بزرگان دین و رهبر معظم انقلاب اسلامی بوده و هست.

 


†ɢα'§ : سایبری به سبک شازده

ℭoη†iηuê
۱۳٩٠/٩/٥ ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

روزگار غریبی است. دنیا عوض شده است. مردم هم عوض شده‌اند. شهر و دیارمان هم عوض شده است. وسائل ارتباط جمعی‌مان هم عوض شده است و انگار دین و ایمان‌مان هم دارد عوض می‌شود. دین و ایمانی که قرار بوده از رسول خاتم تا روز قیامت یکی بماند، هر روز دارد به تعداد ما آدم‌ها تفسیر می‌شود. تفسیر به رای یک طرف و اجرا شدن یا نشدنش هم طرف دیگر. انگار در زمان غیبت، مدرنیته در حال پیشی گرفتن از سنت است و صاحبان این موج هم دین را گذاشته‌اند به حساب سنت و با کارهای‌شان می‌توان فهمید که به دنبال پشت سر گذاشتن آن هستند. بحث من اما به این گستردگی نیست. بحث سنت و مدرنیته را پیش‌تر گفته‌ام و در آینده نیز ان شا الله بیش‌تر خواهم گفت. بحث من عوض شدن دنیا است، در محدوده وسائل ارتباط جمعی. از این هم محدودتر، دنیای مجازی و از این هم محدودتر، پدیده‌ای به نام فیس بوک(Facebook). سایتی که خود دنیایی است از تمام آنچه در دنیای واقعی به آنها صفات خوب یا بد می‌دهیم و با آن‌ها زندگی می‌کنیم.
اول از همه ذکر این نکته خالی از لطف نیست که چرا فیس بوک؟ مگر سایت‌های ارتباط جمعی یا به اصطلاح شبکه‌های اجتماعی قبل از این سایت نبوده‌اند؟ آیا فیس‌بوک ایده جدیدی است؟ چرا این‌قدر مهم تلقی می‌شود و امروزه همه جا صحبت از فیس‌بوک است؟ در جواب این سوالات باید گفت از سال‌ها پیش از این نیز شبکه‌های اجتماعی مجازی متعددی در عرصه وب فعالیت می‌کردند. سایت‌هایی چون ارکات، مای اسپیس و نمونه ایرانی آن، کلوب. ولی با ظهور فیس بوک، به دلایل مختلفی از جمله ایده جدید ارتباط‌های ساده و به اشتراگ گذاری‌های علایق به نحو راحت و دلچسب، باعث شد تا موج جدیدی در فضای مجازی به راه افتد که حتی دنیای حقیقی را هم گرفتار خود کند.
قدرت فیس بوک در سادگی آن است. در سرعت انتشار اطلاعات و امکانات قابل توجه برای هر کسی که به نوعی با فضای مجازی ارتباط دارد و علاقه دارد با دیگران رابطه برقرار کند. اما نکته مهمی که باید به آن اشاره نمود، منطبق بودن فضای این سایت بر یک سبک زندگی(lifestyle) کاملا آمریکایی است. این مساله شاید مهمترین وجه فیس‌بوک باشد که مرکز فرماندهی و کنترل آن هم در خود ایالات متحده قرار دارد.
حال ببینیم سبک زندگی آمریکایی به چه معناست و چگونه یک سایت می‌تواند در راستای آن قدم بردارد. سبک زندگی در واقع همان کارهای ریز و درشت روزمره ماست که با انجام دادن یا ندادن آن‌ها، حیطه‌ای را برای خود مشخص کرده‌ایم و در محدوده آن زندگی می‌کنیم. به عنوان مثال سبک زندگی یک مسلمان، از بایدها و نبایدهایی تشکیل شده است که امور روزمره وی در راستای آن‌ها انجام می‌پذیرد. منظورمان از سبک زندگی آمریکایی، همان حرکات و سکنات و خط قرمزهایی هست که برای یک شهروند آمریکا ترسیم شده تا وی در راستای آن‌ها حرکت کند و زندگی خود را بر آن‌ها منطبق سازد. اگر بخواهیم جزئی‌تر به این مساله نگاه کنیم، از سبک زندگی به طرز زندگی می‌رسیم که آن هم از نوع پوشش ما تا نوع تغزیه ما را شامل می‌شود.
این که می‌گوییم فیس بوک، بر اساس سبک زندگی آمریکایی مدیریت می‌شود، یعنی این که اولا آزادی‌های سبک زندگی آمریکایی را داراست و دوما خط قرمزهای دولت ایالات متحده آمریکا هم به شدت در آن رعایت می‌شود. به عنوان مثال، در سبک زندگی آمریکایی، حریم خصوصی افراد تا جایی است که هر کس اجازه دارد هر غذایی بخورد، هر پوششی برای خود انتخاب کند، هر دین یا مسلکی داشته باشد و تمام این‌ها را بی‌پرده در اختیار دیگران هم قرار دهد. اگر بخواهیم این بحث را به صورت مصداقی با فعالیت جاری سایت فیس بوک منطبق کنیم، می‌توان به تصاویر، نوشته‌ها و اطلاعاتی که افراد در فیس‌بوک منتشر می‌کنند اشاره نمود. عضو آمریکایی فیس بوک، تصاویر خود را از جشن‌های ازدواج و تولدش، مسافرت‌هایش و گاها فعالیت‌هایی چون ورزش و مهمانی‌هایی که در آن شرکت می‌کند را منتشر می‌کند.
در این‌جا لازم است تعریف صحیحی از کلمه انتشار داشته باشیم. اشتراک (Share) یا انتشار (Publish) عکس، متن یا هر چیز دیگری در فضای وب به معنی آن است که منتشر کننده آن رسما اعلام می‌کند که من تمایل دارم که این اطلاعات در اختیار همگان قرار بگیرد. جالب است بدانید وقتی کاربری قصد ارسال مطلبی به سایت ویکی پدیا را دارد، ویکی پدیا صریحا به او می‌گوید اگر نمی‌خواهید اطلاعاتتان در اختیار دیگران قرار بگیرد، آن را منتشر نکنید! این مساله که سایتی مثل فیس‌بوک امکان تنظیم کردن امنیت اکانت را به کاربران می‌دهد یک شوخی بیش نیست. چرا که اولا وقتی شخصی اطلاعاتی را بر روی فضای مجازی آپلود می‌کند، به مانند این است که آن اطلاعات وسط خیابان رها شده باشد! دوما در مورد سایت فیس بوک به راحتی می‌توان از طریق روابطی (Friendship) که ایجاد می‌شود، به اطلاعات اکانت کاربران دسترسی پیدا کرد. شاید ادعای اول کمی دور از ذهن باشد، ولی این موضوع سخن پژوهشگرانی غربی است که مدت‌ها بر این مساله تحقیق نموده‌اند.
نکات جالبی در مورد سیاست حفظ حریم شخصی کاربران (Privacy Policy) در فیس بوک وجود دارد. اول آن که افراد مکلف‌اند نام و نام خانوادگی واقعی خود را درج کنند. غیر از این که فیس بوک این مساله را به کاربر گوشزد می‌کند و راه‌هایی برای تشخیص واقعی بودن نام دارد، از تعویض مکرر نام و نام خانوادگی جلوگیری می‌کند. دوم آنکه فیس بوک به کاربران گوشزد کرده تا تصاویر برهنه منتشر نکنند. چرا که در غیر این صورت، فیس بوک محبوبیت خود را در بین بسیاری از افراد از دست داده و دیگر نمی‌تواند به هدف اصلی خود برسد. سوم آنکه هیچ کس نمی‌تواند نام، عکس پروفایل و جنسیت خود را مخفی کند و این موارد از جمله اطلاعاتی است که برای تمام بازدید کنندگان، قابل دیدن است. اما قانون نانوشته دیگری نیز وجود دارد و آن، جلوگیری از فعالیت گروه‌ها و کاربرانی است که به نوعی بر خلاف سیاست‌های دولت ایالات متحده عمل می‌کنند.
اما شاید بتوان زیر بنای اساسی این سایت و دلیل موفقیت و برتری آن نسبت به سایت‌های هم خانواده‌اش را یک جمله دانست و آن این است که فیس بوک به محض ورود هر کاربر، از او می‌پرسد: در چه فکری؟ پاسخ این سوال ساده، احتمالا جواب ساده‌ای خواهد بود که کاربر در قالب چند کلمه بیان می‌کند. ولی همین مساله یعنی بیان مسائل شخصی که در نهایت سبک زندگی وی را تشکیل می‌دهند.
حالا که مفهوم سبک زندگی و فضایی که فیس بوک در آن تنفس می‌کند روشن شد، به مساله اصلی باز می‌گردیم. تطبیق فیس‌بوک به مثابه یک محیط آمریکایی بر جامعه مسلمان ایرانی. نکته‌ای که گمان می‌رود هدف غایی فعالیت فیس بوک باشد. تقریبا از همان اوایل فعالیت فیس بوک، کاربران ایرانی و پارسی زبان هم این سایت را شناختند و در آن ثبت نام کردند. ابتدا افراد کم و محدود، ولی به مرور زمان و با گسترش امکانات سایت، افراد زیادی در داخل و خارج از کشور به این سایت ملحق شدند. شاید در ابتدا همه به این سایت به چشم یک شبکه اجتماعی معمولی مانند بقیه شبکه‌های اجتماعی نگاه می‌کردند، ولی با گذشت زمان و سیاست‌هایی که مدیران فیس بوک به کار بردند، باعث شد تا اولا افراد مجذوب آن شوند و دوما هویت واقعی و اطلاعات کاملا درستی از خود را بر روی این سایت قرار دهند. تعداد کاربران پارسی زبان فیس بوک آن‌قدر زیاد شد که زبان فارسی هم به زبان‌های این سایت اضافه گردید.
هم اکنون فیس بوک به بانک اطلاعاتی عظیمی تبدیل شده که از منظر ما ایرانی‌ها، افراد بسیاری با عقائد و تفکرات متفاوت، در این سایت عضو هستند و به اشتراک اطلاعات می‌پردازند. اما نکته مهم اینجاست که ضوابط این اشتراک اطلاعات چیست؟ آیا فیس‌بوک برای غیر آمریکایی‌ها ضوابط ویژه‌ای دارد یا خطوط قرمز همه‌ی کاربران، خطوط قرمز ایالات متحده است؟ در جواب باید گفت متاسفانه به دلیل ویژگی‌هایی که در مورد سبک زندگی آمریکایی ذکر شد، بسیاری از کاربران ایرانی با شروع فعالیت در این سایت، فیس بوک را بستر مناسبی برای انجام فعالیت‌هایی دیدند که در مورد آن‌ها در کشور و دین خود خط قرمزهایی وجود داشت. حالا شهروند فیس بوک خود را تسلیم این سایت و قواعد و ضوابط آن کرده و مانند شناگری که پس از مدت‌ها آب دیده باشد، خود را در دنیای فیس بوک رها کرده است.
البته منظور از کاربران فیس بوک که با دیدن این محیط دست از پا نشناخته‌اند و به انتشار اطلاعات شخصی خود پرداخته‌اند، همه کاربران ایرانی یا پارسی زبان نیست. خوشبختانه افرادی هم هستند که در محیط مجازی هم ضوابط محیط حقیقی را رعایت می‌کنند و به اصول خود پایبندند. اما در این مجال، منظور کسانی است که پروفایل(Profile) فیس بوکشان به مانند دفترچه خاطرات آنهاست. از اسم و فامیل حقیقی خود تا محل کار و تحصیل و اعتقادات و علائق و بدتر از همه تصاویر خصوصی خود، که هر عقل سلیمی از انتشار آن‌ها امتناع می‌ورزد را در اختیار همشهریان دنیای مجازی قرار داده‌اند. اگر این افراد مسلمان‌اند، کجای اسلام اجازه چنین اقداماتی را صادر کرده و اگر مسلمان نیستند، به حرمت ایرانی بودنشان، این کارها خلاف غیرت و اخلاق جوانمردی است. فیس بوک تا بدانجا دست افراد را باز گذاشته که متاسفانه شاهد توهین به ادیان و مذاهب نیز بوده‌ایم. اما در کنار این، جلوی فعالیت گروه‌هایی چون مخالفات رژیم صهیونیستی مانند حزب الله لبنان در فیس بوک گرفته می‌شود تا نشان دهد که بسیار ضریف و دقیق با ضوابط خود به سمت هدفی که در ذهن دارند پیش می‌روند.
در آخر باید گفت فیس بوک ادامه تهاجم فرهنگی بیست سال پیش است که مقام معظم رهبری فرمودند. ولی گوش کسی بدهکار نبود تا تبدیل شد به ناتوی فرهنگی. باز هم کسی به حرف قائد توجه نکرد تا اکنون که آقا از این موضوع با عنوان جنگ نرم یاد می‌کنند. فراموش نکنیم وارد جنگی سخت شده‌ایم که جنگ افزار آن نه تانگ و گلوله، بلکه وسائل روزمره زندگی‌مان است و اهداف آن، نه خاک سرزمین‌مان، بلکه مغز جوانان‌مان و دین و آیین و فرهنگ‌مان است.


†ɢα'§ : سایبری به سبک شازده

ℭoη†iηuê
۱۳٩٠/٩/٤ ٧:۱٥ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

خداوند در آیه‌ی 217 سوره‌ی مبارکه‌ی بقره می‌فرماید: "و لایزالون یُقاتلونکم حتی یُرَّدوکُم عَنْ دینِکُم إن استطاعُوا". معنای آیه این است که دشمنان شما همواره با شما در جنگ هستند. واژه لایزالون، دلالت بر استمرار دارد و گویای این است که دشمنان همیشه با شما در جنگند منتهی بسته به شرایط مکانی و زمانی نوع این جنگ ممکن است متفاوت باشد. گاهی جنگ، جنگ نظامی است. گاهی اقتصادی است و گاهی نیز فرهنگی.

اصولاً جنگ‌هایی که از نوع نظامی است و از وسایل و ادوات نظامی در آن استفاده می‌شود، به‌عنوان جنگ سخت یا Hard War مشهور است. ولی اگر در این جنگ از وسایل و ادوات و کالاهای فکری و فرهنگی استفاده شود، اصطلاحاً به آن Soft War یا جنگ نرم اطلاق می‌کنند. بنابراین شاخصه‌ی جنگ نرم، استفاده از ابزارهای فکری و فرهنگی است.


†ɢα'§ : سایبری به سبک شازده

ℭoη†iηuê
۱۳٩٠/٩/٢ ٧:٠٠ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

1)برچسب زدن:
بر اساس این تاکتیک، رسانه ها، واژه های مختلف را به صفات مثبت و منفی تبدیل کرده و آنها را به آحاد یا نهادهای مختلف نسبت می دهند

2)تلطیف و تنویر:
از تلطیف و تنویر (مرتبط ساختن چیزی با کلمه ای پر فضیلت) استفاده می شود تا چیزی را بدون بررسی شواهد بپذیریم و تصدیق کنیم.

3)انتقال:
انتقال یعنی اینکه اقتدار، حرمت و منزلت امری مورد احترام به چیزی دیگر برای قابل قبول تر کردن آن منتقل شود.

4)تصدیق:
تصدیق یعنی اینکه شخصی که مورد احترام یا منفور است بگوید فکر، برنامه یا محصول یا شخص معینی خوب یا بد است. تصدیق فنی رایج در تبلیغ، مبارزات سیاسی و انتخاباتی است.

5) شایعه:
شایعه در فضایی تولید می شود که امکان دسترسی به اخبار و اطلاعات موثق امکان پذیر نباشد.

6)کلی ‏گویی:
محتوای واقعی بسیاری از مفاهیمی که از سوی رسانه های غربی مصادره و در جامعه منتشر می شود، مورد کنکاش قرار نمی گیرد.
تولیدات رسانه های غربی در دو حوزه سیاست داخلی و خارجی، مملو از مفاهیمی مانند جهانی شدن، دموکراسی، آزادی، حقوق بشر و... است. اینها مفاهیمی هستند که بدون تعریف و توجیه مشخص، در جهت اقناع مخاطبان در زمینه ای مشخص بکار گرفته می‏شوند.

7)دروغ بزرگ:
این تاکتیک قدیمی که هنوز هم مورد استفاده فراوان است، عمدتاً برای مرعوب کردن و فریب ذهن حریف مورد استفاده قرار می‏گیرد.

8)پاره حقیقت ‏گویی:
گاهی خبر یا سخنی مطرح می شود که از نظر منبع، محتوای پیام، مجموعه ای به هم پیوسته و مرتب است که اگر بخشی از آن نقل و بخشی نقل نشود، جهت و نتیجه پیام منحرف خواهد شد.

9)انسانیت‏ زدایی و اهریمن‏ سازی:
یکی از موثرترین شیوه های توجیه حمله به دشمن به هنگام جنگ (نرم و یا سخت)، «انسانیت ‏زدایی» است. چه اینکه وقتی حریف از مرتبه انسانی خویش تنزیل یافت و در قامت اهریمنی در ذهن مخاطب ظاهر شد، می توان اقدامات خشونت آمیز علیه این دیو و اهریمن را توجیه کرد.

10)ارائه پیشگویی‏های فاجعه‏ آمیز:
در این تاکتیک با استفاده از آمارهای ساختگی و سایر شیوه های جنگ روانی (از جمله کلی‏ گویی، پاره حقیقت‏ گویی، اهریمن‏ سازی و ...) به ارائه پیشگویی‏ های مصیبت‏ بار می‏پردازند که بتوانند حساسیت مخاطب را نسبت به آن افزایش داده و بر اساس میل و هدف خویش افکار وی را هدایت نمایند.

11)قطره‏ چکانی:
در تاکتیک قطره‏چکانی، اطلاعات و اخبار در زمان های گوناگون و به تعداد بسیار کم و به صورتی سریالی ولی نا منظم در اختیار مخاطب قرار می گیرد تا مخاطب نسبت به پیام مربوطه حساس شده و در طول یک دوره زمانی آن را پذیرا باشد

12) حذف و سانسور:
در این تاکتیک سعی می شود فضایی مناسب برای سایر تاکتیک های جنگ نرم به ویژه شایعه خلق شود تا زمینه نفوذ آن افزایش یابد.
در این تاکتیک با حذف بخشی از خبر و نشر بخشی دیگر به ایجاد سوال و مهمتر از آن ابهام می پردازند و بدین ترتیب زمینه تولید شایعات گوناگون خلق می شود.

13)جاذبه های جنسی:
استفاده از غریزه‏ی جنسی و نمادهای اروتیکال از تاکتیک‏های مهم مورد استفاده رسانه های غربی است به طوری که می توان گفت اکثر قریب به اتفاق برنامه های رسانه های غربی از این جاذبه در جهت جذب مخاطبان خویش به ویژه جوانان که فعالترین بخش جامعه هستند، بهره می‏گیرند.

14)ماساژ پیام:
در ماساژ پیام، از انواع تاکتیک های گوناگون (حذف، کلی گویی، پاره حقیقت گویی، زمان بندی، قطره چکانی و...) جنگ نرم استفاده می شود تا پیام بر اساس اهداف تعیین شده شکل گرفته و بتواند تصویر مورد انتظار را در ذهن مخاطب ایجاد کند.
در واقع در این متد ، پیام با انواع تاکتیک ها ماساژ داده می شود که از آن مفهوم و مقصودی خاص برآید.

15)ایجاد تفرقه و تضاد:
ازجمله اموری که در فرآیند جنگ نرم مورد توجه واقع می شود، تضعیف از طریق تزریق تفرقه در جامعه هواداران و حامیان حریف است.
ایجاد و القاء وجود تضاد و تفرقه در جبهه رقیب باعث عدم انسجام و یکپارچگی شده و رقیب را مشغول مشکلات درونی جامعه حامیان خود می کند و از این طریق از اقتدار و انرژی آن کاسته و قدرتش فرسوده شود

16)ترور شخصیت:
در جنگ نرم بر خلاف جنگ سخت ، ترور فیزیکی جای خود را به ترور شخصیت داده است.
در زمانی که نمی‏توان و یا نباید فردی مورد ترور فیزیکی قرار گیرد با استفاده از نظام رسانه ای و انواع تاکتیک ها از جمله بزرگ نمایی، انسانیت‏زدایی و اهریمن سازی، پاره حقیقت گویی و... وی را ترور شخصیت می کنند و از این طریق باعث افزایش نفرت عمومی و کاهش محبوبیت وی می شوند.
دشمنان انقلاب و نظام اسلامی نیز با استفاده از این تاکتیک و بهره گیری از ابزار طنز، کاریکاتور، شعر، کلیپ های کوتاه و... که عموماً از طریق اینترنت و تلفن همراه ، پخش می شود به ترور شخصیت برخی افراد سیاسی و فرهنگی موجه و معتبر در نزد مردم می پردازند.

17)تکرار:
برای زنده نگه داشتن اثر یک پیام با تکرار زمان بندی شده، سعی می کنند این موضوع تا زمانی که مورد نیاز هست زنده بماند.
در این روش با تکرار پیام، سعی در القای مقصودی معین و جا انداختن پیامی در ذهن مخاطب دارند

18)توسل به ترس و ایجاد رعب:
در این تاکتیک از حربه تهدید و ایجاد رعب و وحشت میان نیروهای دشمن، به منظور تضعیف روحیه و سست کردن اراده آنها استفاده می شود.
متخصصان جنگ نرم، ضمن تهدید و ترساندن مخاطبان به طرق مختلف به آنان چنین القاء می کنند که خطرات و صدمه های احتمالی و حتی فراوانی بر سر راه آنان ممکن کرده است و از این طریق، آینده ای مبهم و توام با مشکلات و مصائب برای افراد ترسیم می کنند.

19)مبالغه:
مبالغه یکی از روشهایی است که با اغراق کردن و بزرگ نمایی یک موضوع، سعی در اثبات یک واقعیت دارد.
کارشناسان جنگ روانی، از این فن در مواقع و وقایع خاص استفاده می کنند. غربی ها همواره با انعکاس مبالغه آمیز دستاوردهای تکنولوژیک خود و اغراق در ناکامی های کشورهای جهان اسلام سعی در تضعیف روحیه مسلمانان در تقابل با تمدن غربی دارند.

20- مغالطه:
مغالطه شامل گزینش و استفاده از اظهارات درست یا نادرست، مشروح یا مغشوش و منطقی یا غیرمنطقی است، به این منظور که بهترین یا بدترین مورد ممکن را برای یک فکر، برنامه ، شخص یا محصول ارائه داد.
متخصصین جنگ نرم، مغالطه را با «تحریف» یکسان می دانند. این روش ، انتخاب استدلال ها یا شواهدی است که یک نظر را تایید می کند و چشم پوشی از استدلال ها یا شواهدی که آن نظر را تائید نمی کند

 


†ɢα'§ : سایبری به سبک شازده

ℭoη†iηuê
۱۳٩٠/٩/٢ ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§