از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

گر سینه شود تنگ خدا با ما هست

گر پای شود لنگ ، خدا با ما هست

دل را به حریم عشق بسپار و برو...

فرسنگ به فرسنگ خدا با ما هست


†ɢα'§ : عشق فقط خدا
۱۳٩۳/٤/۳ ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

جاذبه سیب ، آدم را به زمین زد ...


و جاذبه زمین ، سیب را .


فرقی نمیکند؛


سقوط ، سرنوشت دل دادن به هر جاذبه ای غیر از خداست


به جاذبه ای می اندیشم که پروازم میدهد ،


خدا ...


†ɢα'§ : عشق فقط خدا
۱۳٩۳/۱/٢٦ ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 

چشمهایت را ببند ، در دلت با خدا سخن بگو ،

به همان زبان ساده ی خودت سخن بگو . . .

هرچه میخواهی بگو ، او میشنود

شاید بخواهی تورا ببخشد ،

یا آرزویی داری ،

شاید دعایی برای یک عزیز و یا شکرش ،

بگو میشنود . . .

این لحظه ی زیبا را برای خودت تکرار کن

پرواز دلت را حس خواهی کرد . . .

†ɢα'§ : عشق فقط خدا
۱۳٩٢/۱۱/۱٢ ٢:٥۸ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()


اس ام اس و پیامک بسیار زیبا با موضوع خداوند

خداوند تنها روزنه امیدی است که هیچگاه بسته نمیشود...

تنها کسی است که با دهان بسته هم میتوان صدایش کرد...

با پای شکسته هم می توان سراغش رفت...

تنها خریداریست که اجناس شکسته را بهتر بر میدارد...

تنها کسی است که وقتی همه رفتند میماند...

وقتی همه پشت کردند آغوش میگشاید...

این خدا را برایت آرزو دارم


†ɢα'§ : عشق فقط خدا
۱۳٩٢/۱۱/۱٢ ٢:٥۳ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()


†ɢα'§ : عشق فقط خدا
۱۳٩٢/۱٠/٢۱ ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

عشق یعنی اشک توبه در قنوت

خواندنش با نام غفار الذنوب

عشق یعنی چشمها هم در رکوع

شرمگین از نام ستار العیوب

عشق یعنی سر سجود و دل سجود

ذکر یا رب یا رب از عمق وجود . . .


†ɢα'§ : عشق فقط خدا, امیر خان نوشت
۱۳٩٢/۳/٢۱ ۱:٠۱ ‎ب.ظ |- -| نظرات ()

از خداوند نیرو خواستم ضعیفم آفرید که تواضع بندگی را بیاموزم.

از او سلامتی خواستم که کارهای بزرگ انجام دهم ناتوانم آفرید که کارهای
بهتری انجام دهم.
از او ثروت خواستم که سعادتمند شوم فقرم بخشید که عاقل باشم.
از او قدرت خواستم که ستایش دیگران را به دست آورم شکستم بخشید که بدانم
پیوسته نیازمند اویم.
از او همه چیز خواستم که از زندگی لذت ببرمآنچه خواستم به من نداد.
آنچه بدان امید داشتم به من بخشید و دعاهای نگفته ام مستجاب شدند و آنها
این بودند :
من هستم در میان انسانها و غرق در نعمات پروردگار...

خدا جون دستت مرسیـ...


†ɢα'§ : عشق فقط خدا, امیر خان نوشت
۱۳٩٢/۳/۱٦ ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ |- -| نظرات ()

اگه کسیو نداشتی که بهش فکر کنی به اسمان فکر کن

چون در اسمان کسی هست که به تو فکر می کنه


†ɢα'§ : دست نوشت, عشق فقط خدا
۱۳٩٢/۳/۱٥ ۸:۱٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

دیشب قبل از خواب لپ تابم رو خاموش نکردم و صب قبل از بیدار شدن داشتم خواب میدیدم خدا باهام قهر کرده ؛ وقتی بیدار شدم دیدم، دو زانو نشسته پشت لپ تابم و خیره شده به بکگراندش ؛ یه لبخند تلخی هم گوشه لباش بود.


†ɢα'§ : عشق فقط خدا, امیر خان نوشت
۱۳٩٢/۳/۱٥ ٩:٠٠ ‎ق.ظ |- -| نظرات ()

براى انسان، مامورانى است که پى در پى، از پیش رو، و از پشت سرش او را از فرمان خدا ( حوادث غیر حتمى) حفظ مى‏کنند;

(اما) خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملتى) را تغییر نمى‏دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند!

و هنگامى که خدا اراده سوئى به قومى (بخاطر اعمالشان) کند، هیچ چیز مانع آن نخواهد شد; و جز خدا، سرپرستى نخواهند داشت!


†ɢα'§ : عشق فقط خدا
۱۳٩٢/۳/۱٢ ٩:۱۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

دل ها به یاد خدا ارام می گیرد.


†ɢα'§ : عشق فقط خدا
۱۳٩٢/٢/۱۸ ٧:۳٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

قطعا بدترین جنبندگان نزد خداوند

کرها و لال هایی هستند که نمی اندیشند.


†ɢα'§ : عشق فقط خدا
۱۳٩٢/٢/۱۸ ٧:۳۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ایا خدا برای بنده اش کافی نیست؟


†ɢα'§ : عشق فقط خدا
۱۳٩٢/٢/۱۸ ٧:٢٧ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

بسا چیزی را ناخوش داشته باشید که به سود شماست وبسا چیزی را دوست داشته باشید که به زیان شماست. و خدا می داند و شما نمیدانید.


†ɢα'§ : عشق فقط خدا
۱۳٩٢/٢/۱۸ ٧:٢٠ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

زندگانی دنیا چیزی جز متاع فریبنده نیست.


†ɢα'§ : عشق فقط خدا
۱۳٩٢/٢/۱۸ ٧:۱٦ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

بندگی نکردم برایت و خدایی کردی برایم...


†ɢα'§ : عشق فقط خدا
۱۳٩٢/٢/۱۸ ٧:۱٢ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

از رحمت خدا نا امید نباشید که جز کافر هیچکس از رحمت خدا نا امید نیست.


†ɢα'§ : عشق فقط خدا
۱۳٩٢/٢/۱۸ ٧:۱٠ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

بندگان خاص خداوند رحمان کسانی هستند که ارام و بی تکبر بر زمین راه می روند

وهنگامی که جاهلان انها را مخاطب سازند به انها سلام می گویند و با بزرگواری می گذرند.

کسانی که شبانگاه برای پروردگارشان سجده و قیام می کنند

و کسانی که می گویند پروردگارا عذاب جهنم را از ما بر طرف گردان

که عذابش سخت و پر دوام است.

و کسانی که هر گاه انفاق می کنند نه اسراف و زیاده روی دارند و نه سخت گیری می نمایند بلکه در میان این دو حد اعتدالی دارند.

و کسانی که معبود دیگری را با خداوند نمی خوانند.

و انسانی را که خداوند خونش را حرام شمرده بجز حق نمی کشند و زنا نمی کنند.


†ɢα'§ : عشق فقط خدا
۱۳٩۱/۱۱/۱٢ ٤:٠۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

دم اذان مغرب بود

قران برداشتم

بدون اینکه دنبال سوره خاصی باشم بازش کردم...

خوندم... چند تا ایه خوندم...

اشفته شدم ! حسابی ریختم بهم....

اخه...اخه...

شصتم خبر دار شد که جزو اون دسته ادماییم که قرار روز قیامت عقوبت الهی شامل حالم بشه...نگران

حالا چیکار کنم با این همه سال بی راهه رفتن...؟؟؟

خدایا ببخشید!

با خودم گفتم:یعنی می بخشه؟!نگران

                   این همه سهل انگاری حالا فقط ببخشید!!! همین !!!

باز گفتم: نه همین همینم که نه! جبران می کنم!

             اصلا از خودش می خوام که منو ببخشه و کمکم کنه جبران کنم...

حسابی شرمنده شدم و فراوان سپاسگزار که راه و از بی راه نشونم داد...!!!

خوب شد الان فهمیدم لااقل می تونم برای جبرانش ی کاری کنم...!!!

اگه...وااااااااااااااااای بد بخت می شدم...

من بنده ی خوبی براش نبودم ولی همیشه لطف داشته و دستم را گرفته...

دیوانه ی معرفتشم!

وقتی انقدر هوای منی که داشتم بیراهه می رفتمو داشته....

ببین با اونا که تو راهشن چیکار می کن....


†ɢα'§ : دست نوشت, عشق فقط خدا
۱۳٩۱/۱٠/٢٤ ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 
 
این کتابیست برای هدایت پرهیز گاران

†ɢα'§ : عشق فقط خدا
۱۳٩۱/٦/۱٠ ۳:۱٢ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ای فدای تو هم دل و هم جان

وی نثار رهت هم این و هم آن

دل فدای تو، چون تویی دلبر

جان نثار تو، چون تویی جانان

دل رهاندن زدست تو مشکل

جان فشاندن به پای تو آسان

راه وصل تو، راه پرآسیب

درد عشق تو، درد بی‌درمان


†ɢα'§ : عشق فقط خدا

ℭoη†iηuê
۱۳٩٠/٩/۸ ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

با اشک‌هاش دفتر خود را نمور کرد
در خود تمام مرثیه‌ها را مرور کرد
ذهنش ز روضه‌های مجسم عبور کرد
شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد
احساس کرد از همه عالم جدا شده است
در بیت‌هاش مجلس ماتم به پا شده است

در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت
وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت
وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت
مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت
باز این چه شورش است که در جان واژه‌هاست
شاعر شکست خورده‌ی طوفان واژه‌هاست

بی‌اختیار شد قلمش را رها گذاشت
دستی زغیب قافیه را کربلا گذاشت
یک بیت بعد، واژه‌ی لب‌تشنه را گذاشت
تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت
حس کرد پا به پاش جهان گریه می‌کند
دارد غروب فرشچیان گریه می‌کند

با این زبان چگونه بگویم چه‌ها کشید؟!
بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید
او را چنان فنای خدا بی‌ریا کشید
حتی براش جای کفن بوریا کشید
در خون کشید قافیه‌ها را، حروف را
از بس که گریه کرد تمام لهوف را

اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت
بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت
این بند را جدای همه روی نیزه ساخت
"خورشید سربریده غروبی نمی‌شناخت
بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود"
او کهکشان روشن هفده ستاره بود

خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن...
پیشانی‌اش پر از عرق سرد و بعد از آن...
خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن...
شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن...
در خلسه‌ای عمیق خودش بود و هیچ‌کس
شاعر کنار دفترش افتاد از نفس


†ɢα'§ : عشق فقط خدا
۱۳٩٠/٩/٥ ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§