از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

در سمت توام
دلم باران ، دستم باران
دهانم باران ، چشمم باران
روزم را با بندگی تو پا گشا می کنم ...
هر اذانی که می وزد
پنجره ها باز می شوند
یاد تو کوران می کند ...
هر اسم تو را که صدا می زنم
ماه در دهانم هزار تکه می شود ...
کاش من همه بودم
کاش من همه بودم
با همه دهان ها تو را صدا می زدم ...
کفش های ماه را به پا کرده ام
دوباره عازم توام ...
تا بوی زلف یار در آبادی من است
هر لب که خنده ای کند از شادی من است
زندگی با توست
زندگی همین حالاست...
زندگی همین حالاست...



†ɢα'§ : محمد صالح علا
۱۳٩٢/٥/٩ ٤:٢٠ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 سپیده سر زده برخیز توکل کن خدا با ماست

دوباره روز می آید چقدر این آفتاب آقاست

نگاه کن آن خروسی را که پشت پنجره پیداست

که آواز قشنگش در میان دستهای ماست


†ɢα'§ : محمد صالح علا

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۳/۱٢ ۱:٠٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

حسین پناهی دژکوه عزیزمان در یک تمدن روستایی در سال 1335 به دنیا آمد و در سال 1383 با یک تمدن جهانی از دنیا رفت . حسین پناهی عزیزمان فرهنگ روستایی را با شعر فرا مدرن آشتی داد و حماسه های مردم ولایات  را با زبانی جهانی دراماتایز کرد.  او در میان همین چند سال همه نسیم های سرگردان را گرد هم آورد.نسیم هایی که بیهوده در خریطه ی انسانی ما پرسه میزنند. نسیم های عاطل و باطل را را شبانی کرد و به سمت جغرافیای زیبا شناسی ایران فرستاد.امروز اگر بازی های بزرگش را با شگرد کودکانه میبینیم و حظ می کنیم ، امروز اگر شعر و صدای طنازش را می شنویم و حالی به حالی می شویم ، امروز اگر ...دلم می سوزد ، در آخرین دیدار قرار شد در یک تله تئاتر دو نفره به وجه منولوگ(تک گویی) در کنار هم باشیم ودر کنار هم جهان تنهایی مان را وارد اجرا کنیم ...پرسیدم : حسین جان بیا با دفتر من قرارداد بنویس بگو از تلویزیون برایت چه مبلغ بگیرم ؟ گفت : محمد جان من پول نمی خوام تو به جای پول برای من یک موبایل بخر ...آن وقت من گریه کردم و لای گریه هایم به او گفتم چشم .

 

†ɢα'§ : محمد صالح علا

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۳/۱۱ ٧:٤٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

محبوب من آقایی کن منو به غلامی ببر

یه پول سیاه بفروشمو دوباره مفتی بخر

ارزون ترین جنس حراجی میشم

دور تو میگردم و حاجی میشم

عشق به من گفت که دلدار باش

جنس حراج سر بازار باش

آه بکش ناله و فریاد کن

دربدر روی خریدار باش

محبوب من

 
صفا همون جاست که تو باشی و من

شورش عقل است به صحرای تن

محبوب من

مروه همان لحظه ی دیدار ماست

آینه بازی دم عاشق شدن


†ɢα'§ : محمد صالح علا
۱۳٩٢/۳/۱۱ ٧:٤٠ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

تو این عزای بی کسی
با این همه دلواپسی

حق حق گریم و ببین
نمونده دیگر نفسی

خزر خزر اشکایه من
جاری گونه هام شده

این کوله بار غصه هام
سنگینی شونه هام شده

برس به داد عشق من
برس که خیلی خستمه

عاشقی و مهربونی
رسم دل شکستمه

برس به داد عشق من
برس که خیلی خستمه

عاشقی و مهربونی
رسم دل شکستمه

 


†ɢα'§ : محمد صالح علا
۱۳٩٠/۱٠/٧ ۸:۱٤ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

صدای باد و بارونه
صدای شرشر آروم ناودونه
یکی داره تو تنهایی
یه شعر تازه می‏خونه
خودش تنها،
صداش غمگین،
دلش کوچیک،
غمش اندازه دنیاست:
" دلم غمگین و بی‏تابه
مث ماهی توی یک تنگ بی‏آبه
دلم گنجشک پر بسته‏س
تک و تنهاست از این بی‏همدمی خسته‏س
دلم یه همزبون می‏خواد
یه دوست مهربون می‏خواد

 


†ɢα'§ : محمد صالح علا

ℭoη†iηuê
۱۳٩٠/٩/٢۱ ۳:٢۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

آی آهای آدمکا
دنیا دنیای شماس
جای آدمای خوب
توی شهرتون کجاس؟
آی آهای خوشگلکا
دنیا مال شماها س
جشن مهربونیا
تو کدوم خونه به پاس؟

آی آهای پولدارکا
دنیا دنیای شماس
سر میزای غذا
جای گشنه ها کجاس؟

آی آهای رییسکا
دنیا مال شماهاس
تو اتاقای بزرگ
جای انصاف کجاس؟

آی آهای و آی آهای
سارق عشق کیه؟
آخه ای مسخره ها
اسم این زندگی ی؟؟

†ɢα'§ : محمد صالح علا
۱۳٩٠/٩/۱٩ ٧:٤۳ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

کسل شدم
از این دوباره های پوچ
از این نیاز کهنه ی همیشه ای
به هم صدا
به هم قبیله
هم دعا!
از این غرور کینه توز شیشه ای
کسل شدم
از این محبت عبث
که بسته دست و پای من
از انتظار سرد خاک
برای چشمهای من!
از این سکوت و این رضا
به خوب و بد
به بیش و کم
از این گره
به پنجره
به کاغذم
به این قلم
از آدمک شناختن
و باختن و ساختن . . .
کسل شدم
کسل شدم
از این زمین و آسمان
و از گذشتن زمان
از این دروغ واقعی
از این حیات حیله گر
که خیمه می زند به جان
کسل شدم
از این و آن . . .
مرا نیاز تازه ایست
به آب و نور دیگری
به یک حقیقت سپید
به سرزمین بهتری . . .
مرا نیاز تازه ایست!

†ɢα'§ : محمد صالح علا
۱۳٩٠/٩/۱٩ ٧:٤٢ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

امشب تمام عاشقان را دست به سر کن

یک امشبی با من بمان ، با من سحر کن .

بشکن سر من ، کاسه ها و کوزه ها را ،

کج کن کلاه ، دستی بزن ،مطرب خبر کن.

گل های شمعدانی همه شکل تو هستند

رنگین کمان را ، به سر زلف توبستند

تو میر عشقی عاشقان بسیار داری

پیغمبری با جان عاشق کار داری

امشب تمام عاشقان را دست به سر کن

یک امشبی با من بمان ، با من سحر کن ...



†ɢα'§ : محمد صالح علا
۱۳٩٠/۸/۱٦ ۱:٥٤ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()


پنجره باز و بسته کن
یاد هوای ابری و
ابرهای دل شکسته کن
پنجره باز و بسته کن
یاد پرنده آسمان
نسیم ریشه بسته کن
در پی پاره تنم
زخمی و دربه در منم
لال‌ام و در سکوت خود
بر سر و سینه می زنم
روزی نمی رسد که من
به دوری تو خو کنم
خواب تو را عزیز من
چگونه آرزو کنم


†ɢα'§ : محمد صالح علا
۱۳٩٠/۸/۱٦ ۱:٥۱ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

روی ماه دستمال نمدار می کشم
نوک قاشق اسمونو می چشم
می پاشم ستاره هارو سر رات
که بیای قدم بذاری رو چشم
شبا رو جمع می کنم تا می زنم
رنگ روغنی به فردا می زنم
همه ی تلخیارو دور می ریزم
طعم شیرینی به دریا می زنم
واسه ی اومدنت برنامه هاست
همه ی جاده ها ابپاشی می شه
نوک هر پرنده ای شاخه گلی
کف رودخونه هامون کاشی میشه
یه حساب تازه ای باز می کنم
شکل ماهتو پس انداز می کنم


†ɢα'§ : محمد صالح علا
۱۳٩٠/۸/۱٦ ۱:٥٠ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

یه دوستی دارم به از شما نباشه خیلی دوست خوبیه،اسم خودش محمده ،اما همه بهش می گن محمد آقا.من خودم خیلی وقتا،بیشتری وقتی که تنها هستیم،محمد جان صداش

می کنم.اونم یه اخلاقایی داره-یه اخلاقای منحصر به فردی - مثلا اگر کسی محمد جان صداش کنه در جوابش میگه جانم،اگه محمدآقا صداش کنند می گه بله امری بود یا امری داشتید.فکرم نمی کنم که کسی پیدا بشه که محمد یعنی محمد خالی صداش کنه.

همینم شد.یه دفعه از روی کنجکاوی بهش گفتم:

†ɢα'§ : محمد صالح علا

ℭoη†iηuê
۱۳٩٠/۸/۱٦ ۱:٤۸ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

اون روزا که دِله بود
دِله پر حوصله بود
انتظار دیدنت
پشت هر پنجره بود

اون روزا که دله بود
دله پر حوصله بود
نامه های خط خطیم
همه از رو گله بود

اون روزا که دله بود
دله پر حوصله بود

دستمالای گره بسته
پرِ نعنا ؛ دسته دسته
توی خاکِ باغچه هامون
بوی ریحون ریشه بسته

گرامافونای بوقی
شعر عشقی و فروغی
گوله گوله اشک می ریختیم
پشت خنده دروغی

یادته؟
یادته گفتی صدام کن
توی خلوت تو شلوغی

اون روزا که دله بود
دله پر حوصله بود
نامه های خط خطیم
همه از رو گله بود

†ɢα'§ : محمد صالح علا
۱۳٩٠/۸/۱٦ ۱:٤٧ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

 

پشت پلک من میخوابی
میشی خورشیدی خصوصی
واسه خودم بتابی
آروم آروم
بازی بازی
با دل تنگم میسازی؟؟؟
من هنوز در به در زلف سیاتم
من هنوزم سبز سبزم
ریشه دارم
یکی از پاپتی هاتم
خانم کوچیک نواز بنده پرور
من هنوزم صله گیر چشم بارونی اون ابر نگاتم
منوکشتی
منوکشتی
منو کشتی
کشته باشی...
خوش به حالم
من هنوزم که هنوزه یکی از اون کشته هاتم
من هنوز دربه در زلف سیاتم
من هنوزم سبز سبزم
ریشه دارم
یکی از پاپتی هاتم
شما که سواد داری
لیسانس داری
روزنامه خونی
با بزرگا مینشینی
حرف میزنی
همه چی رو میدونی
شما که کلت پره
معلم مردم خوبی
واسه هر چی که میگن جواب داری در نمی مونی
بگو از چیه که من دلم گرفته؟؟؟
راه میرم دلم گرفته
پا میشم دلم گرفته
گریه میکنم، میخندم ،میخوابم دلم گرفته
من خودم آدم بودم
باد زدو هوای منو برد
سوار اسبی بودم که روز بارونی زمین خورد
شما که سواد داری
لیسانس داری
روزنامه خونی
با بزرگا مینشینی
حرف می زنی
همه چی رو میدونی
شما که کلت پره
معلم مردم خوبی
واسه هر چی که میگن جواب داری در نمی مونی
بگو از چیه که من دلم گرفته...

†ɢα'§ : محمد صالح علا
۱۳٩٠/۸/۱٦ ۱:٤٦ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

من هنوز در به در طره اون زلف سیاتم

من هنوزم سبز سبزم ریشه دارم

یکی از پاپتی هاتم...

آقای کوچیک نواز بنده پرور،

من هنوزم صله گیر چشم بارونی و اون ابر نگاتم...

منو کشتی ، منو کشتی ، منو کشتی

کشته باشی خوش به حالم

من هنوزم که هنوزه یکی از کشته هاتم

من هنوز در به در طره اون زلف سیاتم

من هنوزم سبز سبزم ریشه دارم

یکی از پاپتی هاتم...


†ɢα'§ : محمد صالح علا
۱۳٩٠/۸/۱٦ ۱:٤٢ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

شبو خوب می شناسمش
من و شب
قصه داریم واسه هم
من و شب پشت سر روز می شینیم حرف می زنیم!
من و شب،
واسه هم شعر می خونیم
با هم آروم می گیریم


†ɢα'§ : محمد صالح علا

ℭoη†iηuê
۱۳٩٠/۸/۱٥ ۱:٠۳ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§