از اتاق خاطراتم بوی حلوا بلند شده است ! فاتحه ای بفرست ... شاید خدا گذشته ام را بیامرزد...
by : x-themes

روی نیمکتی در پارک نشسته بود و سرش را بین دستانش گرفته بود و به این فکر می‌کرد که آیا می‌تواند شرکتش را از ورشکستگی نجات دهد یا نه.


†ɢα'§ : مدیریت به سبک شازده

ℭoη†iηuê
۱۳٩۳/٩/۸ ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

روستایی بود دور افتاده که مردم ساده دل و بی سوادی در آن سکونت داشتند. مردی شیاد از ساده لوحی آنان استفاده کرده و بر آنان به نوعی حکومت می کرد. برحسب اتفاق گذر یک معلم به آن روستا افتاد و متوجه دغلکاری های شیاد شد و او را نصیحت کرد که از اغفال مردم دست بردارد و گرنه او را رسوا می کند. اما مرد شیاد نپذیرفت. بعد از اتمام حجت٬ معلم با مردم روستا از فریبکاری های شیاد سخن گفت و نسبت به حقه های او هشدار داد. بعد از کلی مشاجره بین معلم و شیاد قرار بر این شد که فردا در میدان روستا معلم و مرد شیاد مسابقه بدهند تا معلوم شود کدامیک باسواد و کدامیک بی سواد هستند.

در روز موعود همه مردم روستا در میدان ده گرد آمده بودند تا ببینند آخر کار، چه می شود.
شیاد به معلم گفت: بنویس «مار»
معلم نوشت: مار
نوبت شیاد که رسید شکل مار را روی خاک کشید.
و به مردم گفت: شما خود قضاوت کنید کدامیک از اینها مار است؟
مردم که سواد نداشتند متوجه نوشته مار نشدند اما همه شکل مار را شناختند و به جان معلم افتادند تا می توانستند او را کتک زدند و از روستا بیرون راندند.
شرح حکایت
اگر می خواهیم بر دیگران تأثیر بگذاریم یا آنها را با خود همراه کنیم بهتر است با زبان، رویکرد و نگرش خود آنها، با آنها سخن گفته و رفتار کنیم. همیشه نمی توانیم با اصول و چارچوب فکری خود دیگران را مدیریت کنیم. باید افکار و مقاصد خود را به زبان فرهنگ، نگرش، اعتقادات، آداب و رسوم و پیشینه آنان ترجمه کرد و به آنها داد.



†ɢα'§ : مدیریت به سبک شازده
۱۳٩٢/۱۱/٢٤ ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()


همه ما علاقه ‌داریم که زمان‌ را به بهترین شکل مدیریت کنیم تا استرس انجام کار در لحظه آخر را نداشته باشیم؛ برای خود و خانواده به اندازه کافی فرصت داشته باشیم و فعالیت‌هایی از جنس سرمایه‌گذاری برای آینده انجام دهیم. آنچه معمولا مدیریت زمان را برایمان مشکل می‌کند، عدم آشنایی با روشی اصولی و سیستماتیک است. این مقاله کوتاه، به صورت مختصر و مفید مهم‌ترین تکنیک‌های لازم برای مدیریت زمان را شرح می‌دهد.


†ɢα'§ : مدیریت به سبک شازده

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۱۱/٢۱ ۳:٢۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

مورچه هر روز صبح زود سر کار می‌رفت و بلافاصله کارش رو شروع می‌کرد.

با خوشحالی به میزان زیادی تولید می‌کرد.

رئیسش که یک شیر بود، .......


†ɢα'§ : مدیریت به سبک شازده

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۱۱/٢۱ ٢:٤٦ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

درآمد:
هیچگاه روی یک درآمد تکیه نکنید، برای ایجاد منبع دوم درآمد سرمایه گذاری کنید.
خرج:
اگر چیزهایی را بخرید که نیاز ندارید، بزودی مجبور خواهید شد چیزهایی را بفروشید که به آنها نیاز دارید
پس انداز:
آنچه که بعد از خرج کردن می ماند را پس انداز نکنید، آنچه را که بعد از پس انداز کردن می ماند خرج کنید.
ریسک:
هرگز عمق یک رودخانه را با هر دو پا آزمایش نکنید
سرمایه گذاری:
همه تخم مرغ ها را در یک سبد قرار ندهید
انتظارات:
صداقت هدیه بسیار ارزشمندی است، آن را از انسانهای کم ارزش انتظار نداشته باشید.


†ɢα'§ : مدیریت به سبک شازده
۱۳٩٢/۱۱/۱٥ ٤:٥٩ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

این داستانی در مورد چهار فرد به نام های همه کس، یک کس، هرکس، هیچ کس است.

هنگامی که یک کار مهم باید انجام شود، همه مطمئن هستند که یک کس آن را انجام خواهد داد.

هر کس می توانست آن کار را انجام دهد، اما هیچ کس آن را انجام نداد.

یک کس به این خاطرعصبانی شد چون این وظیفه همه بود.

همه کس فکر کردند هر کس می توانست از عهدهآن کار برآید، اما هیچ کس نفهمید که همه کس آن را انجام نخواهد داد.

در نتیجه هر کس،آن چیزی را که هر کس باید انجام می داد، انجام نداد.


†ɢα'§ : مدیریت به سبک شازده
۱۳٩٢/۱٠/٤ ٢:٤۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌ پزشک پرسیدم : شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟ روان‌پزشک گفت : ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار می‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالى کند!!! من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگ‌ تر است! روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر می‌دارد... شما می‌خواهید تختتان کنار پنجره باشد ؟ !

============================

1.راه حل همیشه در گزینه های پیشنهادی نیست ! ! !

2.در حل مشکل و در هنگام تصمیم گیری هدفمان یادمان نرود . در حکایت فوق هدف خالی کردن آب وان است نه استفاده از ابزار پیشنهادی ! ! !

3.همه راه حل ها همیشه در تیررس نگاه نیست . . .


†ɢα'§ : مدیریت به سبک شازده
۱۳٩٢/۱٠/۳ ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

حتماً آدم‌ های بسیار باهوش و توانمندی را می‌شناسید که هیچ کار مفیدی انجام نمی‌دهند. آنها ساعت ‌های طولانی کار می‌کنند، به خودشان استرس وارد می‌کنند اما هیچ پیشرفت خوبی نمی‌کنند.
همه ما در طول زندگی عادت ‌های غیر مفیدی پیدا می‌کنیم که ما را از رسیدن به هدف اصلی زندگیمان دور می‌کند. و معمولاً در این دنیا که با سرعت شگرفی پیش می‌رود، حتی متوجه نمی‌شویم که همان اشتباهات را دوباره و دوباره مرتکب می‌شویم. برای اینکه زندگی متوازن و مفید داشته باشید باید طولانی مدت در کاری که راضیتان می‌کند تلاش نموده و از اشتباهاتی که در زیر عنوان می‌گردد دوری کنید.
 
این 7 اشتباه انسان‌های باهوش است و نشان می‌دهیم که چطور از این اشتباهات در امان بمانید:


†ɢα'§ : مدیریت به سبک شازده

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۱٠/۳ ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

این پیام نه تنها برای بچه هایمان بلکه برای همه ما که در این جامعه امروزی زندگی می کنیم موثر می باشد. 

یک شخص جوان با تحصیلات عالی برای شغل مدیریتی

در یک شرکت بزرگ درخواست داد. در اولین مصاحبه پذیرفته

  شد؛ رئیس شرکت آخرین مصاحبه را انجام داد. رئیس شرکت از شرح

 سوابق متوجه شد که پیشرفت های تحصیلی جوان از دبیرستان تا پژوهشهای

  پس از لیسانس تماماً بسیار خوب بوده است، و هرگز سالی نبوده که نمره نگرفته باشد.

رئیس پرسید: ((آیا هیچ گونه بورس آموزشی در مدرسه کسب کردید؟))

جوان پاسخ داد: ((هیچ.))

رئیس پرسید: ((آیا پدرتان بود که شهریه های مدرسه شما را پرداخت کرد؟))

جوان پاسخ داد: ((پدرم فوت کرد زمانی که یک سال داشتم، مادرم بود که شهریه های

مدرسه ام را پرداخت می کرد.))


†ɢα'§ : مدیریت به سبک شازده

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۱٠/۳ ٩:۳۱ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

میمون هایی که «ترسیدن» را یاد گرفتند: 

میمون هایی که از مار نمی ترسیدند را در کنار مار ها قرار دادند. در همین حین صداهای بلند و وحشتناکی هم از بلندگو ها پخش کردند. با این کار میمون هایی که از مار ها نمی ترسیدند «یاد گرفتند» که از مار بترسند. نتیجه عجیب تر این آزمایشاین بود که حتی میمون های دیگری که هم که از مار ها نمی ترسیدند با دیدن ترس سایر میمون ها آنها هم از مار ها ترسیدند.

نتیجه: ما از بعضی از چیزها می ترسیم چون آنها را با چیز های دیگری در ذهن مان به یکدیگر مرتبط می کنیم. مثلآ یک کودک بعد از شنیدن صدای ترسناک محکم بسته شدن درب در تاریکی از تاریکی خواهد ترسید.


†ɢα'§ : مدیریت به سبک شازده

ℭoη†iηuê
۱۳٩٢/۱٠/۳ ٩:٠٦ ‎ب.ظ |- شازده کوچولو -| نظرات ()

ϰ-†нêmê§