مواظب خودتون و اطرافیانتون باشید...

امروز تو جمع دوستان نچندان صمیمى یکى داشت خارج از کوپنش حرف میزد ...

من منتظر عکس العمل دوستان بودم ، دیدم همه بى تفاوت ...

همچنان این داشت همینجور حرف میزد ، حوصلمو سر برد ...

اومدم ی تذکر محترمانه بدم

( دقت بفرمایید اومدم یعنى قصد کردم ، هنوز جمله بندى هام تو ذهنم تموم نشده بود ، انگار از قیافم فهمید که میخوام یچى بگم ... )

یهو شبیه جقجقه شد صداش انقدر با حرص سعى میکرد عقایدشا منتقل کنه به من!

بی خیال شدم ی لبخند زدم گفتم عزیزم منکه چیزى نگفتم

گفت نه اخه شبیه اینایی بودى که میخواستی یچی بگى!!!

یعنى شانس آوردما ، نا غافل داشتم پا میزاشتم رو دمه خر ....

/ 0 نظر / 15 بازدید